نامه یک جانباز به رییس جمهور؛ انتظار داریم اقتصاد کشور با برنامه اداره شود

آقای رئیسجمهور؛
ما برای این کشور جنگیدیم،
امروز برای اقتصادش مطالبه داریم…
نامه یک رزمنده، جانباز و آزاده دفاع مقدس؛ بازنشستهای که هنوز در میدان اقتصاد ایستاده است
ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران
جناب آقای دکتر مسعود پزشکیان
نمایندگان محترم مردم در مجلس شورای اسلامی
با سلام و احترام
این نامه را نه از پشت میز یک اداره،
نه از جایگاه یک جریان سیاسی
و نه برای سهمخواهی مینویسم.
من
یک رزمنده، جانباز و آزاده دفاع مقدس هستم؛
امروز
نیز یک بازنشسته و فعال اقتصادی هستم.
نسلی که روزی برای حفظ این سرزمین، امنیت مردم و استقلال کشور از جان خود هزینه کرد،
امروز شاهد است که بخش دیگری از جامعه برای حفظ معیشت، تولید و آینده فرزندانش با دشواریهای بزرگی روبهروست.
آنروز
دشمن را در میدان جنگ میشناختیم؛
امروز
اما بخشی از مشکلات را در بیثباتی اقتصادی، تورم، کاهش قدرت خرید، نااطمینانی و تصمیمات متغیر میبینیم.
ما از مسئولان انتظار معجزه نداریم؛
اما انتظار داریم اقتصاد کشور با برنامه اداره شود.
آقای رئیسجمهور؛ دلار فقط یک عدد نیست!
وقتی نرخ ارز هر روز تغییر میکند، فقط قیمت دلار بالا نمیرود.
هزینه تولید افزایش مییابد؛
مواد اولیه گران میشود؛
سرمایه در گردش تولیدکننده آب میرود؛
قیمت کالا افزایش پیدا میکند؛
قدرت خرید کارگر و بازنشسته کاهش مییابد؛
و مهمتر از همه، اعتماد به آینده اقتصاد آسیب میبیند.
تولیدکننده نمیتواند برای فردا برنامهریزی کند.
بازرگان نمیداند معامله امروز، فردا چه ارزشی خواهد داشت.
کارفرما برای حفظ اشتغال گرفتار است.
کارگر با سفرهای مواجه است که هر روز کوچکتر میشود.
و بازنشستهای که سالها برای این کشور و اقتصاد آن کار کرده، امروز باید نگران هزینههای زندگی خود باشد.
سؤال ما روشن است:
آیا اقتصاد ایران برنامه دارد یا فقط در حال واکنش به بحرانهاست؟
اگر برنامه دارد،
چرا مردم از آن مطلع نیستند؟
اگر سیاست ارزی مشخص است،
چرا فعال اقتصادی نمیتواند برای آینده تصمیم بگیرد؟
اگر تولید اولویت اول کشور است،
چرا تولیدکننده همچنان با انبوهی از موانع، هزینههای تأمین مالی، بیمه، مالیات، انرژی و بروکراسی مواجه است؟
و اگر منابع کشور محدود است،
چرا باید هزینه ناکارآمدی را مردم پرداخت کنند؟
آقای رئیسجمهور؛ از تجربه دیگران درس بگیریم
هیچ کشوری بدون مشکل نیست.
روسیه زیر فشار سنگین تحریم و جنگ، با مجموعهای از سیاستهای پولی، ارزی و مالی تلاش کرد شوکهای اقتصادی را مدیریت کند.
عراق، پس از سالها جنگ و ویرانی، توانست با اتکا به منابع خود و سیاستهای پولی و ارزی، ثبات نسبی بیشتری ایجاد کند.
پس مسئله فقط تحریم و دشمن خارجی نیست.
تحریم را باید جدی گرفت؛
اما نباید همه مشکلات را با یک کلمه توضیح داد.
نحوه مدیریت اقتصاد در شرایط سخت نیز تعیینکننده است.
ما باید از تجربه کشورها درس بگیریم؛
نه برای تقلید، بلکه برای اینکه بفهمیم در شرایط بحران چگونه میتوان تولید، پول ملی، سرمایه و اعتماد عمومی را حفظ کرد.
یک سؤال دیگر که باید با شجاعت مطرح شود:
چرا در اقتصاد ایران همچنان شاهد تکرار چهرهها و روشهایی هستیم که نتیجه مطلوب آنها را قبلاً دیدهایم؟
چرا از ظرفیت مدیران جوان، متخصص، کارآفرین و فعالان واقعی اقتصاد کمتر استفاده میکنیم؟
چرا تجربه کسی که سالها کارخانه، بازار، تولید، اشتغال و سرمایه را از نزدیک دیده، گاهی در تصمیمسازی اقتصادی کمتر از گزارشهای پشت میز مورد توجه قرار میگیرد؟
اقتصاد را باید از میدان اقتصاد شناخت، نه فقط از روی کاغذ.
من به عنوان یک بازنشسته، یک مطالبه دارم:
بازنشسته را فقط دریافتکننده حقوق نبینید.
بازنشسته، بخشی از تجربه مدیریتی و کارشناسی کشور است.
و من به عنوان یک فعال اقتصادی نیز میگویم:
تولیدکننده را فقط پرداختکننده مالیات و بیمه نبینید.
او موتور اشتغال، سرمایهگذاری و رشد اقتصادی کشور است.
راهکار چیست؟
من معتقدم راه اصلاح از گفتوگو آغاز میشود.
دولت و مجلس باید میز گفتوگوی واقعی با:
تولیدکنندگان، کارفرمایان، بازرگانان، اتاق بازرگانی، اصناف، اتحادیهها، تشکلهای اقتصادی، کارگران، بازنشستگان، اقتصاددانان و اقشار محروم و آسیبپذیر
برپا کنند.
اما نه برای یک جلسه تشریفاتی و گرفتن چند عکس.
بلکه برای تصمیمگیری.
هر مسئله باید یک مسئول داشته باشد؛
هر تصمیم باید زمان اجرا داشته باشد؛
و هر برنامه باید شاخص ارزیابی داشته باشد.
آقای رئیسجمهور؛
ما برای شما نسخه سیاسی نمیپیچیم.
ما مطالبه اقتصادی داریم.
ثبات میخواهیم.
شفافیت میخواهیم.
پیشبینیپذیری میخواهیم.
حمایت واقعی از تولید میخواهیم.
حفظ قدرت خرید مردم را میخواهیم.
و پاسخگویی میخواهیم.
این کشور برای ما فقط یک جغرافیا نیست.
ما بخشی از عمر و جوانی خود را برای دفاع از آن گذاشتهایم.
امروز نیز اگر صدایمان بلند است، از سر دلسوزی است، نه تقابل.
آن روز با دشمن خارجی جنگیدیم؛
امروز باید با تورم، فساد، ناکارآمدی، بیثباتی و تصمیمهای غلط مبارزه کنیم.
و باور داریم هنوز میتوان اصلاح کرد.
اما برای اصلاح، باید صدای مردم شنیده شود.
آقای رئیسجمهور؛ نمایندگان محترم مردم؛
امروز سؤال ما این نیست که:
«چه کسی مقصر است؟»
سؤال بزرگتر این است:
«چه کسی مسئول اصلاح این وضعیت است؟»
مردم منتظر پاسخاند.
تولیدکننده منتظر پاسخ است.
کارگر منتظر پاسخ است.
بازنشسته منتظر پاسخ است.
و اقشار محروم و آسیبپذیر بیش از همه چشمانتظار تصمیم درستاند.
اگر برنامه دارید، با مردم در میان بگذارید.
اگر راهکار دارید، اجرا کنید.
اگر ضعف مدیریتی وجود دارد، اصلاح کنید.
و اگر صدای ما به جایی نمیرسد، حداقل اجازه دهید فریاد مطالبهگری خاموش نشود.
ما برای این کشور جنگیدهایم؛
امروز هم برای آینده این کشور حرف میزنیم.
نه برای خودمان؛
برای ایران.
✍️ جباری
رزمنده، جانباز و آزاده دفاع مقدس | بازنشسته | فعال اقتصادی
