بنرهای اهداف؛ معیار انتخاب رسانه یا تصمیم پشت درهای بسته؟
شفافیت در هزینههای رسانهای، مطالبهای منطقی از هر مجموعه اقتصادی است. وقتی منابعی برای تبلیغات اختصاص پیدا میکند، باید مشخص باشد این منابع بر اساس چه معیاری و با چه هدفی هزینه میشوند.

روابط عمومی یک مجموعه اقتصادی، فقط مسئول انتشار خبر و برگزاری مراسم نیست؛ نحوه هزینهکرد بودجه تبلیغاتی و ارتباط با رسانهها نیز بخشی از عملکرد آن است و طبیعتاا این بخش نیز باید قابل ارزیابی باشد.
به گزارش عصر خبر، در همین راستا، یکی از پرسشهای جدی درباره عملکرد روابط عمومی هلدینگ اهداف، نحوه تخصیص بنرها و تبلیغات رسانهای است.
پرسش ساده اما مهم است: بنرهای تبلیغاتی هلدینگ اهداف به کدام رسانهها داده میشود، معیار انتخاب این رسانهها چیست و بابت هر تبلیغ چه مبلغی پرداخت میشود؟
آیا برای انتخاب رسانهها شاخص مشخصی مانند میزان مخاطب، بازدید، ضریب نفوذ، تخصص رسانه و جامعه هدف وجود دارد؟ آیا تعرفه تبلیغات بر اساس یک فرآیند مشخص و کارشناسی تعیین میشود؟
موضوع فقط بنر نیست. هزینههای رپرتاژ، آگهی، تولید محتوای رسانهای و سایر خدمات تبلیغاتی نیز نیازمند شفافیت است. مجموع این هزینهها در یک سال چه میزان بوده و سهم هر بخش چقدر است؟
از سوی دیگر، آیا پس از اجرای تبلیغات، میزان اثربخشی آنها نیز بررسی میشود یا صرف انتشار یک بنر و مطلب، پایان کار تلقی میشود؟
شفافیت در این زمینه الزاماا به معنای وجود تخلف نیست؛ برعکس، اگر فرآیند انتخاب رسانهها، تعیین مبالغ و پرداختها کاملاً ضابطهمند و کارشناسی است، توضیح درباره این فرآیند میتواند بسیاری از ابهامات را برطرف کند.
انتظار میرود هلدینگ اهداف به جای پاسخهای کلی، درباره چند موضوع مشخص توضیح دهد:
– بودجه تبلیغاتی سالانه چقدر است؟
– چه رسانههایی تبلیغات دریافت میکنند؟
– معیار انتخاب رسانهها چیست؟
– مبلغ هر تبلیغ چگونه تعیین میشود؟
– مجموع هزینه بنر، رپرتاژ و آگهیهای رسانهای چقدر است؟
– آیا اثربخشی تبلیغات پس از انتشار ارزیابی میشود؟
شفافیت در هزینههای رسانهای، مطالبهای منطقی از هر مجموعه اقتصادی است. وقتی منابعی برای تبلیغات اختصاص پیدا میکند، باید مشخص باشد این منابع بر اساس چه معیاری و با چه هدفی هزینه میشوند.
حالا نوبت هلدینگ اهداف است که به این پرسشها پاسخ دهد؛ نه با کلیگویی، بلکه با عدد، معیار و فرآیند.

