برنامهنویسان: ۴۰۰ ساعت خاموشی اینترنت، برنامهنویسی را از یادمان برد!
هیچ انجمن برنامهنویس فعالی وجود ندارد. هیچ موتور جستجوی بهروزی وجود ندارد. هیچ دسترسی به داکیومنتهای برنامهنویسی وجود ندارد. هیچکس خبر ندارد که این چقدر فاجعه بزرگیست!

«انشاءالله امروز یا فردا»، این جمله را هر صبح میخوانم و لبخند تلخی میزنم. حالا ۴۰۰ ساعت میگذرد و من هنوز حتی نمیتوانم یک پکیج ساده نصب کنم. نه GitHub دارم، نه Stack Overflow، نه مستندات. فقط یه لپتاپ خاموش باقی مانده است و احساس اینکه دارم فراموش میکنم چه کسی بودم! اینها درد و دل یک برنامهنویسی است که این روزها به او سخت میگذرد.
به گزارش ایسنا، هر روز صبح یک رسانه میگوید اینترنت وصل میشود، بعدازظهر رسانۀ دیگری تکذیب میکند. وزارت ارتباطات میگوید دستوری دریافت نکرده، از آن طرف رسانۀ دیگری اصرار دارد که ابلاغ شده. بعد، یک معاون به خاطر گفتن «امیدوارم یکی دو روز دیگه» عزل میشود و ما هزاران برنامهنویس ایرانی، در میان این چرخه و وعدهها، به فراموشی سپرده میشویم.
از این رو، این نوشتار از زبان کسانیست که اینترنت برایشان فقط توییت زدن یا پست گذاشتن نیست. از کسانی که بدون دسترسی به GitHub نمیتوانند کد بخوانند، بدون Stack Overflow نمیتوانند مشکلاتشان را حل کنند، بدون npm نمیتوانند پروژه بسازند. از کسانی که سالهاست همهچیزشان را روی این حرفه گذاشتند و حالا در تاریکترین خاموشی دیجیتال تاریخ ایران، در حال از دست دادن همهچیزشان هستند.
این روزها همه از خاموشی فروشگاههای اینترنتی حرف میزنند. از ضررهای شرکتها. از قطع ارتباطات. اما هیچکس هنوز نگفته است که هزاران برنامهنویس ایرانی بیش از ۴۰۰ ساعت است در بلاتکلیفترین حالت ممکن قرار دارند. هیچکس خبر ندارد که ما به GitHub، به مخازن لینوکس، npm، pypi، به پروژههای مختلف دسترسی نداریم. به گوگل کولب، هاگینگ فیس و دیگر منابع و سایتها دسترسی نداریم و این موارد هیچ مشابه یا نسخۀ بومی در ایران ندارد.
خیلیها فکر میکنند اینترنت بینالملل یعنی فقط ارسال پیام، گذاشتن پست، سرچ کردن. اما برای ما – برنامهنویسها، طراحان، متخصصان فناوری – اینترنت یعنی چیز دیگری. یعنی دسترسی به دانش جهانی. یعنی توانایی حل مشکل. یعنی امکان یادگیری مداوم و حالا بیش از ۴۰۰ ساعت است که هیچکدام از اینها وجود ندارد.
این جملهها را تنها من ننوشتم. از همان روزهای نخستین خاموشی، وقتی یکی از بلاگهای فارسیزبان را که از معدود راههای ارتباطی باقیمانده برای اهالی این حوزه بود میخواندم، دردهای مشترکی را خواندم که یک دغدغه را فریاد میزدند.
یک برنامهنویس نوشته است: «چند روزه که از هر سوراخی دارم استفاده میکنم برای یادگیری و ادامه ! اما نمیدونم تا کی میتونم ! نمیتونم یه روز بدون یادگیری یا حتی مرور مطالب رو تصور کنم خیلی جالبه حتی چند روزه که قهوه نخوردم ! چون انگیزه ای واسه بیدار موندن ندارم!
انگاری که زمان متوقف شده ! و تو خلا گیر کردیم ! کم کم داره یادم میره چکاره بودم ! دارم فراموش میکنم کی ام! میخوام برگردم به گذشته نه به خاطر اینکه تصمیم دیگه ای بگیرم به خاطر این که از این مدت بهتر استفاده کنم و بیشتر لذتشو میبردم !»
یکی دیگر از برنامهنویسها، نوشت: «تعدیلی چندین هزار برنامه نویس، مهندس دوآپس، متخصص شبکه رو نمیشه ساده ازش گذشت. شرکتی که برپایه ارتباطات بین الملل کار میکنه رو باید چیکار کنیم؟ با این شرایط قراره بسیاری شرکتها تعطیل بشن، نیروهارو تعدیل کنن و این یعنی نیروی کار زیاد میشه و به بازار کار فشار میاره. کارفرما هم فرصت رو غنیمت میشمره و به فکر سواستفاده از کارمند میافته. تازه اگه کاری باقی بمونه.»
و فرد دیگری از اهالی حوزۀ نرمافزار ایران با یادآوری اینکه هیچکس خبر ندارد که برنامهنویسها به گیت و گیتهاب دسترسی ندارند، به مخازن لینوکس، npm، pypi به پروژههای مختلف دسترسی ندارند، نوشت: «هیچ انجمن برنامهنویس فعالی وجود ندارد. هیچ موتور جستجوی بهروزی وجود ندارد. هیچ دسترسی به داکیومنتهای برنامهنویسی وجود ندارد. هیچکس خبر ندارد که این چقدر فاجعه بزرگیست!
برای کسانی که سالهاست چشم و دست و فکر و حوصلهشان را خرج کدنویسی و ساخت چیزهایی که حالا همه میتوانند از آنها استفاده کنند کردهاند، این وضعیت درستی نیست. برای کسانی که به یادگیری اعتیاد دارند. به ساختن اعتیاد دارند. به حل کردن مشکلات اعتیاد دارند. این اصلا وضعیت درستی نیست.
امیدوارم این دلنوشته آنقدر دست به دست بشود. آنقدر خوانده بشود. تا بالاخره این روزها بگذرد و این محدودیتها برای قشری که آزارشان فقط به دکمه Enter کیبوردشان میرسد، برداشته شود…!»

یکی از شرکتهای درخواست خودرو در ایران، اخیراً در بیانیهای هشدار داد که درخواستهای کاربران ۸۰ درصد کاهش یافته و اعلام کرد که ادامه این وضعیت میتواند به فرار مغزها منجر شود و اکوسیستم فناوری کشور را کوچک کند، ضربهای که مستقیماً به بیش از ۱۰ هزار کارمند مستقیم و میلیونها نفر غیرمستقیم وارد میشود.
این درحالی است که اقتصاد دیجیتال ایران بین ۶ تا ۶.۵ درصد تولید ناخالص داخلی را تشکیل میدهد، معادل ۲۷ تا ۲۹ میلیارد دلار سالانه. با قطعی اینترنت، این بخش به طور کامل از چرخه اقتصاد خارج شده است.
برآوردهای مختلف از میزان خسارت روزانه این قطعی، رقمهای متفاوتی را نشان میدهند. سازمان نظارتی NetBlocks تخمین میزند که هر روز قطعی اینترنت بیش از ۳۷ میلیون دلار برای ایران هزینه دارد، در حالی که معاون وزارت فناوری اطلاعات ایران، احسان چیتساز، رقم روزانه را بین ۲.۸ تا ۴.۳ میلیون دلار اعلام کرده است.
اما این آمار فقط بخشی از داستان است. وزیر ارتباطات ایران، ستار هاشمی، صراحتاً اعلام کرده که معیشت بیش از ۱۰ میلیون ایرانی مستقیماً به فضای مجازی گره خورده است. حدود ۸۳ درصد از کسبوکارهای آنلاین ایران از پلتفرمهایی مانند اینستاگرام، واتساپ و تلگرام برای فروش استفاده میکنند؛ همان پلتفرمهایی که اکنون در دسترس نیستند.
اما برای اهالی حوزۀ فناوری، ضرر فراتر از اعداد است. این درباره توانایی برنامهنویسان برای دسترسی به مخازن، منابع و ابزارهای ضروری است. این درباره استارتاپهایی است که سالها روی ایدههایشان کار کردهاند و حالا به دلیل عدم دسترسی به سرورها و مشتریان بینالمللی در حال فروپاشی هستند. این درباره مهاجرت نیروی متخصصی است که ممکن است دیگر نتوانند در داخل کشور کار کنند.
در پایان، این روزها مهمترین خواستۀ بسیاری از افراد متخصص، به ویژه هزاران برنامهنویس، طراح، توسعهدهنده و متخصص فناوری ایران، از کسانی که تصمیم میگیرند نه امتیازی متمایز است و نه اینترنت سفید یا اینترنت طبقاتی. فقط این است که بتوانند به کارشان ادامه دهند. میخواهند فراموش نکنند که مهندس کامپیوتر، برنامهنویس و… بودن یعنی چه. حالا بیش از ۴۰۰ ساعت گذشته و آنها هنوز منتظرند که «انشاءالله امروز یا فردا» به «امروز» تبدیل شود. چراکه سالها وقت گذاشتند تا این مهارتها را یاد بگیرند. سالها تلاش کردند تا این صنعت را بسازند و حالا انگار دارند همهچیز را از دست میدهند، نه به خاطر جنگ، نه به خاطر تحریم، بلکه به خاطر یک دکمه قطع که هیچکس آن را وصل نمیکند!




