روزنامه جمهوری اسلامی: مسئولین ما خودشان را فرمانفرما می دانند نه حکمران/ راه نجات کشور، جلب اعتماد مردم،رهایی از دیپلماسی زنگ زده و… است
حکمرانی هنگامی قابل دوام است که دارای ظرفیت پذیرش انتقاد و اصلاح خود باشد. فلسفه وجودی حکمرانی، خدمترسانی به مردم است نه آقائی کردن بر مردم و دستور دادن و امر و نهی کردن

به گزارش عصر خبر روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: کسانی که با هوس فرمانروائی بر مسند حکمرانی تکیه میزنند، این راه را به اشتباه طی کردهاند. فرمانروائی، کار پادشاهان است ولی حکمرانان موظفند خادم مردم باشند و حکمرانی به معنای مسئولیت در اجرای وظایف انسانی، اخلاقی و شرعی است که باید آن را در کلمه «خدمت» خلاصه کرد. چنانکه فرمودهاند «رئیس القوم خادمهم».
در ایرانِ ما، از قدیمالایام، حکمرانی را به معنای فرمانروائی گرفتند و کاری کردند که خضوع بیچون و چرا در برابر حکمرانان همچون خون در رگهای جامعه جریان پیدا کرد و همین جابجائی غلط باعث شد هرکس در مسند حکمرانی قرار گرفت دچار این توهم شد که فرمانروا باشد و به مردم هم تکلیف کرد که باید فرمانبر باشند. این توهم و تصور غلط با اینکه در آغازین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی درهم شکسته شده بود، متأسفانه از جانها خارج نشد و هماکنون نیز به مثابه خون در رگهای جامعه ما جاری است.
مشکلات کنونی نظام جمهوری اسلامی ناشی از تفکر فرمانفرما بودن به جای خادم مردم بودن است. به همین دلیل، راه خروج از این وضعیت و حل مشکلات اینست که خود حکمرانان برای اصلاح حکمرانی اقدام کنندهرچند فهرست مواردی که باید با تجدید نظر در آنها اقدام به اصلاح حکمرانی کرد طولانی است ولی برشمردن مهمترین آنها به اختصار و به صورت کلی میتواند به بهبود شرایط کنونی کمک کند.
1- تلاش برای جلب اعتماد عمومی در صدر فهرست اصلاح حکمرانی قرار دارد. یک نظام دینی باید بقدری مورد وثوق مردم باشد که همگان تمام گفتههای مسئولین آن را بدون ذرهای تردید بپذیرند. عملکردها در دهههای اخیر بگونهای بود که اکنون چنین اعتمادی وجود ندارد و به همین دلیل مرجعیت خبری به خارج از مرزها منتقل شده است. آنچه در حوادث دیماه مشاهده شد، بخشی از عوارض منفی همین انتقال مرجعیت خبری به بیرون از مرزها بود.
2- تصمیمگیری منسجم و شجاعانه و پرهیز از پراکندهکاریهای ناشی از تعدد مراکز تصمیمگیری و اقدام، از اصول مهم حکمرانی سالم و موفق است. ما اکنون از این ویژگی بسیار مهم محروم هستیم. کشور باید از این اصل مقوم حکمرانی با قویترین شکل برخوردار باشد.
3- رعایت حقوق مشروع مردم در زمینههای مختلف ازجمله فعالیتهای سیاسی به ویژه اموری که به سرنوشت ملت و کشور مربوط میشوند، ضروری است. برگزاری سالم انتخاباتها یکی از برجستهترین موارد است که متأسفانه در سالهای اخیر دچار مشکل شد و همین روزها نیز برخوردی که در زمینه صلاحیت داوطلبان شوراها شده نمونه آشکار نقض این حقوق مشروع است.
4- کارکرد کلی نظام در بسیاری از زمینهها دچار ضعف است. این ناتوانی و ضعف کارکرد، بیش از هر چیز در مسائل اقتصادی مشهود است. کارگزاران نشان دادهاند از کنترل قیمتها، ایجاد رقابت سالم تجاری، مهار تورم، تأمین اقلام مورد نیاز معیشتی مردم و جلوگیری از کاهش ارزش پول ملی عاجزند. این واقعیتهای تلخ نشان میدهند دولت به کنار گذاشتن اکثر وزرا و مدیران ارشد اقتصادی نیاز دارد. کوتاهی در این تغییر ضروری، موجب خسران ملت و کشور است.
5- اجتناب از تعویق تصمیمات کارساز، نشاندهنده فقدان اراده لازم در حکمرانان است. راه کاملاً مشخص است ولی اراده لازم برای پیمودن آن وجود ندارد. این بیارادگی و بیعملی یک بیماری است که باید سریعاً معالجه شود. یک نمونه روشن، عفو عمومی بازداشتشدگانی است که آزادی آنها به وحدت ملی کمک میکند. تسریع در این امر، بسیار سودمند و تاخیر آن زیانبار است.
6- سیاست خارجی ما دچار بیماری مزمن زنگزدگی و کهنگی است. ما میتوانیم با اقتدار کامل از یک سیاست خارجی متوازن برخوردار باشیم که ضمن حفاظت از منافع ملی، روابط دوستانهای با تمام دولتهای مشروع و قانونی داشته باشیم.
7- تحریمها مؤثرند اما حکمرانی با تدبیر میتواند بر آن فائق آید. با تدبیر میتوان بر کاسبان تحریم غلبه کرد.
8- پیشنیاز موفقیت در انجام این اصلاحات، پذیرش وجود بیماری بیعملی و بیارادگی در حکمرانان است. اگر حکمرانان بپذیرند که دچار این ضعفها هستند، میتوانند راه اصلاح را بپیمایند





