پشت ویترین رشد فروش دخانیات ایران چه می‌گذرد؟/ دخانیات نیازمند مسکن نیست؛ جراحی می‌خواهد

اگر منابع حاصل از رشد فروش صرفا برای عبور از هزینه‌های جاری مصرف شود و برای بدهی‌ها، نوسازی، فناوری، بهره‌وری و سرمایه انسانی برنامه‌ای روشن وجود نداشته باشد، چند ماه بعد دوباره همان پرسش‌های قدیمی به میز مدیران بازخواهد گشت.

شرکت دخانیات ایران در حالی از رشد قابل توجه فروش و افزایش تولید سخن می‌گوید که همزمان، مدیرعامل این شرکت از بدهی‌های انباشته، فرسودگی ماشین‌آلات، خروج تدریجی نیروهای متخصص و عقب‌ماندگی از فناوری‌های جدید به‌عنوان بخشی از چالش‌های ساختاری مجموعه نام برده است؛ تناقضی که ضرورت یک پرسش جدی را پیش روی مدیران و سیاست‌گذاران قرار می‌دهد: آیا رشد تولید، آغاز یک دوره واقعی از احیای شرکت است یا صرفاً فرصتی کوتاه برای عبور از یک بحران قدیمی؟

به گزارش عصر خبر، پیام مدیرعامل شرکت دخانیات ایران به مناسبت هفته دولت، برخلاف بسیاری از پیام‌های مناسبتی، حاوی نکاتی است که نمی‌توان به سادگی از کنار آنها عبور کرد. از یک سو بر رشد فروش و تولید تاکید شده و از سوی دیگر، تصویری از مشکلاتی ارائه شده که ریشه در سال‌های گذشته دارد.

بر اساس این پیام، ارزش فروش شرکت در پنج ماه نخست سال جاری بیش از دو برابر مدت مشابه سال قبل و بیش از چهار برابر دو سال قبل بوده است. میزان تولید نیز در مقایسه با سه سال گذشته به بالاترین سطح رسیده است.

اما سؤال اصلی اینجاست: این رشد دقیقاا چه چیزی را تغییر داده است؟

آیا افزایش فروش توانسته جریان نقدینگی شرکت را به شکل پایدار اصلاح کند؟ آیا بخشی از بدهی‌های انباشته تعیین تکلیف شده است؟ آیا منابعی برای نوسازی خطوط تولید اختصاص یافته؟ آیا هزینه‌های تولید کاهش پیدا کرده و حاشیه سود افزایش یافته است؟ و مهم‌تر از همه، آیا این رشد می‌تواند امنیت شغلی کارکنان را در سال‌های آینده تضمین کند؟

پاسخ روشن به این پرسش‌ها اهمیت زیادی دارد؛ چرا که افزایش تولید به خودی خود به معنای عبور از بحران نیست.

تولید بیشتر، بدون نوسازی، راه‌حل نهایی نیست

یکی از صریح‌ترین بخش‌های پیام مدیرعامل، اعتراف به فرسودگی ماشین‌آلات است. شرکتی که می‌خواهد در بازار رقابتی امروز حضور داشته باشد، نمی‌تواند برای مدت طولانی با تجهیزات فرسوده به آینده امیدوار باشد.

ماشین‌آلات مستهلک یعنی هزینه تعمیر و نگهداری بیشتر، بهره‌وری پایین‌تر، احتمال توقف خطوط، کیفیت ناپایدار و در نهایت افزایش هزینه تمام‌شده.

بنابراین اگر رشد تولید امروز قرار است به یک نقطه عطف تبدیل شود، بخشی از منابع حاصل از این رشد باید به نوسازی، فناوری و افزایش بهره‌وری اختصاص پیدا کند.

در غیر این صورت، ممکن است امروز آمار تولید بالا باشد، اما هزینه‌های پنهان این فرسودگی در سال‌های آینده خود را نشان دهد.

امنیت شغلی؛ شعار یا برنامه؟

مدیرعامل شرکت در پیام خود چندین بار بر صیانت از سرمایه انسانی و امنیت شغلی کارکنان تأکید کرده است. این تاکید، در شرایط فعلی اقتصاد کشور، قطعا قابل توجه است.

اما امنیت شغلی تنها با بیان یک موضع مدیریتی تضمین نمی‌شود.کارکنان حق دارند بدانند برنامه عملی مدیریت برای حفظ اشتغال چیست؟ برای خروج نیروهای متخصص و بازنشستگی کارکنان باتجربه چه تدبیری اندیشیده شده است؟ جانشین‌پروری چگونه انجام می‌شود؟ آموزش نیروهای جدید چه جایگاهی دارد و سهم سرمایه‌گذاری در نیروی انسانی از برنامه تحول شرکت چقدر است؟

اگر سرمایه انسانی مهم‌ترین دارایی شرکت است، باید در بودجه، برنامه تولید و تصمیم‌های مدیریتی نیز جایگاه نخست داشته باشد.

دخانیات ایران و یک سؤال مهم از مسئولان

شاید مهم‌ترین بخش ماجرا، خارج از ساختمان شرکت دخانیات ایران باشد.

این شرکت سال‌هاست با مسائل ساختاری مواجه است. مدیرعامل نیز در پیام خود به بخشی از این مشکلات اشاره کرده است.

اما اکنون باید از مسئولان ذی‌ربط پرسید:

برای شرکتی با این سابقه و ظرفیت صنعتی، برنامه دولت چیست؟

آیا قرار است دخانیات ایران صرفاا با افزایش تولید روزمره خود را اداره کند یا برنامه‌ای برای بازسازی واقعی آن وجود دارد؟

اگر پاسخ، احیای شرکت است، منابع مالی آن از کجا تامین خواهد شد؟ تکلیف بدهی‌های انباشته چه می‌شود؟ نوسازی خطوط تولید چگونه انجام خواهد شد؟ جایگاه فناوری و نوآوری چیست؟ و چه تضمینی وجود دارد که تصمیم‌های مدیریتی کوتاه‌مدت، آینده شرکت را قربانی نکنند؟

این پرسش‌ها نه مخالفت با عملکرد مدیریت است و نه نادیده گرفتن دستاوردهای ماه‌های اخیر؛ بلکه دقیقا به این دلیل مطرح می‌شود که دستاوردهای امروز نباید دوباره قربانی مشکلات ساختاری فردا شوند.

خوی، تهران و اصفهان؛ ظرفیت‌هایی که نباید نیمه‌کاره بمانند

راه‌اندازی مجدد مجتمع دخانیات خوی، اخذ پروانه بهره‌برداری مجتمع‌های تهران و اصفهان و استفاده از ظرفیت‌های انبار گمرک اختصاصی گیلان، اقداماتی هستند که در صورت استمرار می‌توانند بخشی از ظرفیت‌های مغفول شرکت را فعال کنند.

اما راه‌اندازی یک مجتمع، پایان کار نیست.سؤال این است که این ظرفیت‌ها با چه میزان سرمایه‌گذاری ادامه خواهند یافت و چه سهمی در تولید و درآمد آینده شرکت خواهند داشت؟

تجربه اقتصاد ایران نشان داده است که راه‌اندازی یک واحد صنعتی بدون تضمین مواد اولیه، بازار، سرمایه در گردش و برنامه نوسازی، الزاماا به معنای احیای پایدار آن واحد نیست.

حمایت از کشاورز، حمایت از تولید است

افزایش قیمت خرید توتون و بازگشت مساعده به توتون‌کاران نیز می‌تواند از اقدامات مثبت در زنجیره تولید باشد.

اما حمایت از کشاورز زمانی اثرگذار است که به یک سیاست مستمر تبدیل شود.

کشاورز برای ادامه تولید به ثبات نیاز دارد؛ نه تصمیم‌های مقطعی. اگر قرار است زنجیره تأمین داخلی تقویت شود، باید کشاورز بداند که محصولش با چه سازوکاری خریداری خواهد شد، چه قیمتی خواهد داشت و سیاست شرکت برای سال‌های آینده چیست.

وقت آن است که آمارها به برنامه تبدیل شوند

شرکت دخانیات ایران اکنون یک فرصت مهم در اختیار دارد.

افزایش تولید و فروش، فعال شدن برخی ظرفیت‌های متوقف‌شده و توجه دوباره به زنجیره تامین داخلی، می‌تواند مقدمه یک تحول واقعی باشد.

اما این فرصت دائمی نیست.اگر منابع حاصل از رشد فروش صرفا برای عبور از هزینه‌های جاری مصرف شود و برای بدهی‌ها، نوسازی، فناوری، بهره‌وری و سرمایه انسانی برنامه‌ای روشن وجود نداشته باشد، چند ماه بعد دوباره همان پرسش‌های قدیمی به میز مدیران بازخواهد گشت.

اکنون زمان آن است که آمارهای مثبت به برنامه‌های قابل سنجش تبدیل شوند.

مدیریت شرکت باید برای آینده، شاخص‌های روشن ارائه کند؛ میزان کاهش بدهی، میزان سرمایه‌گذاری در نوسازی، رشد بهره‌وری، افزایش سهم بازار، وضعیت مجتمع‌های تولیدی و مهم‌تر از همه، برنامه حفظ و توسعه اشتغال.

مطالبه‌ای فراتر از یک پیام مناسبتی

پیام هفته دولت مدیرعامل شرکت دخانیات ایران یک نکته مهم را برجسته کرده است: آینده شرکت از آینده کارکنان جدا نیست.

اکنون باید این نگاه در عمل نیز دیده شود.شرکت دخانیات ایران برای عبور از مشکلات قدیمی، بیش از هر چیز به تصمیم‌های اقتصادی شفاف، سرمایه‌گذاری، نوسازی و حمایت هدفمند نیاز دارد.

کارکنان نیز حق دارند بدانند وعده صیانت از سرمایه انسانی چگونه به برنامه اجرایی تبدیل خواهد شد.

مسئولان کشور هم باید مشخص کنند که درباره آینده این شرکت چه تصمیمی دارند.

دخانیات ایران امروز در نقطه‌ای قرار گرفته که دیگر نمی‌توان تنها با آمار تولید درباره آن قضاوت کرد؛ باید دید از دل این تولید، چه آینده‌ای برای شرکت، صنعت و هزاران خانواده وابسته به آن ساخته می‌شود.

اگر رشد تولید به نوسازی، سودآوری، توسعه بازار و امنیت شغلی منجر شود، می‌توان از آغاز یک دوره تازه سخن گفت؛ اما اگر تنها برای عبور موقت از بحران باشد، دیر یا زود همان مشکلات قدیمی دوباره خود را نشان خواهند داد.

اکنون توپ در زمین مدیریت شرکت و مسئولان کشور است؛ فرصت احیای دخانیات ایران را نباید با تصمیم‌های کوتاه‌مدت از دست داد.

عضویت در تلگرام عصر خبر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا