دلار یکباره بیش از ۲۰ هزار تومان گران شد/ راز جهشهای عجیب و غریب ارزی فاش شد/ ۲۰ میلیارد دلار قاچاق چه بلایی سر بازار ارز میآورد؟
مسعود توکلی و موسی شهبازی، ریشههای نوسان ارز را در کنار تحریم و محدودیتهای خارجی، در ساختار نفتی اقتصاد، وابستگی قیمتها به نرخ ارز، قاچاق، اختلاف نرخهای رسمی و آزاد و شبکه تراستیها عنوان کردند

گزارش خبرگزاری عصر خبر، بازار ارز ایران در سالهای اخیر فقط تحتتأثیر یک عامل دچار جهش و نوسان نشده است. بخشی از مسئله به ساختار اقتصاد نفتی و وابستگی درآمدهای ارزی به صادرات نفت بازمیگردد، بخشی به محدودیتهای ناشی از تحریم و جنگ و بخشی دیگر به سازوکارهای داخلی بازار، از قاچاق و اختلاف نرخهای رسمی و آزاد گرفته تا شبکههای واسطهای و تصمیمهایی که سالها به تأخیر افتادهاند.
همشهری نوشت: این تصویر با حضور مسعود توکلی، معاون اسبق مرکز مبادله ارز و طلا و موسی شهبازی، دبیر اسبق کمیسیون اقتصادی دولت ترسیم شد. ۲کارشناس درباره راهحل اختلافنظر داشتند؛ توکلی بر تعیین قیمت توسط بازار تأکید کرد و شهبازی در شرایط تحریم و جنگ، مدیریت و کنترل بازار را ضروری دانست، اما هردو در یک نقطه اشتراک داشتند: ادامه بلاتکلیفی و بهتعویقانداختن تصمیمهای مهم، خود به بخشی از بحران تبدیل شده است.
اقتصاد نفتی؛ بیماریای که سالها پنهان ماندموسی شهبازی بحث را از ریشههای ساختاری آغاز کرد. بهگفته او، اقتصاد ایران هنوز اقتصادی متنوع نیست و بخش مهمی از درآمدهای ارزی آن به نفت وابسته است. در شرایطی که صادرات نفت و دسترسی به درآمدهای ارزی مناسب باشد، این ضعف ساختاری کمتر دیده میشود؛ اما هر زمان که تحریم یا جنگ، مسیرهای وصول درآمد ارزی را محدود میکند، مشکلات قدیمی آشکارتر میشوند.
او برای توضیح این وضعیت از یک تشبیه پزشکی استفاده کرد: اقتصادی که با کورتون درآمد نفتی سرپا نگه داشته شده و در زمان قطع یا کاهش این درآمد، بیماریهای درونی آن نمایان میشود.
از نگاه شهبازی، مسئله فقط تأمین ارز نیست. نرخ ارز در اقتصاد ایران به یک لنگر ذهنی و عملی تورم تبدیل شده و حتی کسبوکارهایی که مستقیما واردکننده نیستند خود را با افزایش نرخ ارز تطبیق میدهند. به همین دلیل، رشد نرخ ارز از مسیر انتظارات و قیمتهای نسبی، اثر خود را به بسیاری از بخشهای اقتصاد منتقل میکند.
او همچنین به سیاستهای دهههای گذشته اشاره کرد؛ زمانی که بخشی از قیمتگذاری محصولات پتروشیمی و پالایشی به قیمتهای جهانی و درنتیجه به ارز گره خورد. به اعتقاد او، این تصمیم بهتدریج بخشهای مختلف اقتصاد را به یکدیگر متصل کرد و باعث شد افزایش نرخ ارز فقط مسئله واردکنندگان نباشد.
شهبازی همچنین به تجربه سیاستهای ارزی گذشته، ازجمله فروش اوراق سلف نفتی، اشاره کرد؛ ابزاری که قرار بود به ایجاد داراییهایی برای پوشش ریسک تورم و کاهش فشار بر ریال کمک کند، اما بهگفته او با کشوقوسهای متعدد مواجه شد. این بود که در شرایط فعلی، نسخه مناسب برای درمان آن، آزادسازی بیشتر قیمت یا مدیریت و کنترل بیشتر بازار است.
چرا نرخ ارز در چند روز چنین جهشهایی میکند؟
یکی دیگر از محورهای میزگرد، شوکهای سریع ارزی بود؛ جهشهایی که در برخی مقاطع باعث شده نرخ ارز طی چند روز از محدوده ۱۸۰هزار تومان به محدوده ۲۰۰هزار تومان برسد.
شهبازی این پدیده را حاصل ترکیب مسائل ساختاری با تغییر انتظارات فعالان اقتصادی دانست. بهگفته او، وقتی فعال اقتصادی احساس کند محدودیتهای خارجی در حال افزایش است یا دسترسی به ارز دشوارتر خواهد شد، بخشی از آثار این انتظار پیش از وقوع واقعی اتفاق، خود را در قیمتها نشان میدهد.
او در همین زمینه به تجربه جهش ارزی دیماه اشاره کرد؛ دورهای که بهگفته او نرخ ارز طی حدود ۲هفته از محدوده ۱۴۰هزار تومان به نزدیکی ۲۰۰هزار تومان رسید.
از این منظر، تمام جهشهای ارزی لزوما ناشی از یک کاهش واقعی و همزمان در عرضه ارز نیستند؛ بخشی از آنها از کانال انتظارات، نااطمینانی و پیشبینی فعالان اقتصادی از ماههای آینده عبور میکنند.
امارات، چین و مسئله تنوع شرکای ارزیشهبازی در ادامه به یک ضعف دیگر اشاره کرد: تمرکز بخشی از مبادلات ارزی در مسیرهایی که در شرایط تحریمی میتوانند به نقاط شکننده تبدیل شوند.
او از امارات بهعنوان یکی از مهمترین مسیرهای تسویه و تصفیه ارزی نام برد و معتقد بود ایران باید شبکه شرکای ارزی و اقتصادی خود را متنوع کند تا فشار بر یک کشور یا یک مسیر، کل جریان تجارت خارجی را مختل نکند.
بهگفته او، توسعه روابط راهبردی اقتصادی با کشورهایی مانند چین و استفاده از ظرفیت مسیرهایی نظیر چابهار میتواند به اقتصاد ایران تنفس بیشتری بدهد.
با این حال، بخش دیگری از بحث نشان داد که مسئله فقط روابط سیاسی نیست. حتی در تجارت با شرکای بزرگ، محدودیتهای ناشی از تحریم باعث شده انتقال پول به شبکههای واسطهای و تراستی وابسته شود. از همین رو، اصلاح سازوکار داخلی انتقال و نظارت بر ارز، مکمل روابط خارجی است.
یک اختلاف قدیمی؛ چندنرخی یا مدیریتشده؟
توکلی در ادامه با اشاره به تجربه تخصیص ارز مسافرتی و افزایش میزان ارز تخصیصی در مقاطع مختلف، گفت هر زمان فاصله بین نرخ رسمی و بازار آزاد بیشتر شده، جذابیت دریافت ارز رسمی نیز افزایش یافته و صف تقاضا بزرگتر شده است.
از نظر او، مشکل چندنرخیبودن فقط در خود عددها نیست؛ مسئله این است که چند نرخ متفاوت، فرصتهای آربیتراژی ایجاد میکنند.
درمقابل، شهبازی هشدار داد که شرایط ایران با اقتصادی که امکان دسترسی آزاد و عادی به شبکه بانکی و تجارت جهانی دارد، تفاوت اساسی دارد. در شرایط فعلی، بهویژه برای کالاهای اساسی و دارو، نمیتوان همه قیمتها را بدون درنظرگرفتن محدودیتهای ارزی به بازار واگذار کرد.
او با اشاره به تجربه کمبود برخی کالاها و قاچاق معکوس دارو و مواد غذایی، تأکید کرد که افزایش نرخ ارز تنها یک مسئله حسابداری برای واردکننده نیست و مستقیما میتواند قیمت کالاهای ضروری و معیشت مردم را تحتتأثیر قرار دهد.
تحریم؛ عامل جدید یا تشدیدکننده یک بیماری قدیمی؟
در بخش پایانی میزگرد، موضوع تحریم و فشارهای خارجی مطرح شد.
شهبازی معتقد بود بخش عمده زیرساختهای رسمی اقتصاد ایران از قبل هدف تحریم قرار گرفته و بسیاری از مسیرهای شناختهشده تجارت خارجی و انتقال ارز، پیشتر نیز محدود شدهاند. از نگاه او، در مقطع فعلی بخشی از فشار جدید از طریق ایجاد نگرانی درباره تحریم کشورها و شرکتهای طرف معامله با ایران اعمال میشود.
با این حال، خود او نیز تأکید داشت که محدودیت تجارت و دسترسی به ارز، واقعی است و نمیتوان اثر آن را صرفا تبلیغاتی دانست.
توکلی نیز در پایان بر این نکته تأکید کرد که ایران با وجود فشارهای اقتصادی و خارجی، همچنان ظرفیتهای قابلتوجهی در حوزه تولید، تجارت و نیروی انسانی دارد؛ اما استفاده از این ظرفیتها نیازمند تصمیمگیری است.
نقطه اشتراک ۲روایت؛ مسئله فقط دلار نیست
درنهایت میزگرد به این جمعبندی رسید که مسئله ارز را نمیتوان تنها با افزایش یا کاهش عرضه دلار توضیح داد.
اقتصاد نفتی، وابستگی بخشی از قیمتها به ارز، قاچاق چندمیلیارد دلاری، فاصله نرخ رسمی و آزاد، آربیتراژ، شبکههای انتقال ارز در دوران تحریم، شوکهای سیاسی و امنیتی و انتظارات فعالان اقتصادی همگی در شکلگیری نوسانهای ارزی نقش دارند.
تفاوت نگاه ۲کارشناس در نسخه سیاستی بود. توکلی بر این باور است که قیمت باید در بازار کشف شود و فاصلههای مصنوعی میان نرخها حذف شود؛ شهبازی اما با توجه به شرایط جنگی و تحریمی، مدیریت بازار و کنترل هدفمند ارز را برای مقطع فعلی ضروری میداند.
اما هردو در یک نکته به یکدیگر نزدیک شدند: تصمیمهای دشوار را نمیتوان برای همیشه به تعویق انداخت.
توکلی در پایان میزگرد گفت مسئله اقتصاد ایران فقط کمبود ارز یا تحریم نیست؛ مسئله این است که کشور در برخی حوزههای مهم، سالها میان چند انتخاب باقی مانده و تصمیم نهایی نگرفته است. از نگاه او، حتی یک تصمیم نادرست را میتوان در ادامه اصلاح کرد، اما ادامه بیتصمیمی، خود به یک بحران تبدیل میشود.





