تغییر مدیرعامل شرکت دخانیات ایران و یک سؤال جدی درباره معیارهای انتخاب مدیران اقتصادی؛

پزشک در راس دخانیات؛ شایسته‌سالاری دقیقا کجای این انتصاب است؟

نمی‌توان از یک سو از ضرورت انتخاب مدیران متخصص سخن گفت و از سوی دیگر در برابر انتصاب مدیران در مجموعه‌های تخصصی، تنها به عنوان‌های مدیریتی گذشته اکتفا کرد.

تغییر مدیران در شرکت‌های دولتی و مجموعه‌های وابسته به صندوق‌های بازنشستگی موضوع تازه‌ای نیست؛ اما هر انتصاب جدید می‌تواند یک سؤال قدیمی را دوباره زنده کند: معیار انتخاب مدیران چیست؟

به گزارش عصر خبر، علاءالدین ازوجی، مدیرعامل صندوق بازنشستگی کشوری، سیدعلی بحرینی‌مقدم را به عنوان سرپرست شرکت دخانیات ایران منصوب کرده است.

بحرینی‌مقدم از سال گذشته عضو هیأت‌مدیره صندوق بازنشستگی کشوری نیز بوده و در سوابق منتشرشده از او، مسئولیت‌هایی همچون معاونت استانداری خوزستان و برخی مسئولیت‌های مدیریتی در حوزه درمان و بیمارستانی دیده می‌شود.

اما یک نکته در این میان قابل تامل است؛ شرکت دخانیات ایران یک مجموعه تخصصی و صنعتی است.

این شرکت با زنجیره‌ای از موضوعات تخصصی از تولید و فرآوری گرفته تا کشاورزی و توتون‌کاری، کارخانه‌ها، نیروی انسانی، بازار، فروش، تامین مواد اولیه و مسائل اقتصادی صنعت دخانیات سروکار دارد.

بنابراین پرسش اصلی این نیست که آیا بحرینی‌مقدم مدیر بوده یا خیر؛ پرسش این است که کدام بخش از سوابق و تخصص او، دقیقا متناسب با مأموریت تخصصی شرکت دخانیات تشخیص داده شده است؟

این سؤال از آن جهت اهمیت بیشتری دارد که دولت بارها بر شایسته‌سالاری و تخصص‌گرایی در انتصابات تاکید کرده است.

اگر ملاک، تجربه مدیریتی عمومی است، باید شفاف گفته شود که برای مدیریت یک شرکت تخصصی، تجربه مدیریتی عمومی بر تخصص مستقیم صنعت اولویت دارد.

اگر هم تخصص‌گرایی ملاک بوده، افکار عمومی حق دارد بداند تخصص مرتبط با صنعت دخانیات در کجای سوابق مدیریتی سرپرست جدید قرار دارد؟

نمی‌توان از یک سو از ضرورت انتخاب مدیران متخصص سخن گفت و از سوی دیگر در برابر انتصاب مدیران در مجموعه‌های تخصصی، تنها به عنوان‌های مدیریتی گذشته اکتفا کرد.

موضوع، شخص سیدعلی بحرینی‌مقدم نیست. موضوع، معیار انتخاب او برای این جایگاه است.

اینکه فردی سابقه مدیریت در حوزه‌های مختلف داشته باشد، به‌خودی‌خود پاسخ این پرسش نیست که چرا برای مدیریت یک شرکت تخصصی انتخاب شده است.

حتی عضویت در هیات‌مدیره صندوق بازنشستگی کشوری نیز اگر مبنای این انتخاب بوده، توضیح نمی‌دهد که ارتباط آن با مدیریت صنعت دخانیات چیست.

اینجاست که یک سؤال ساده اما مهم مطرح می‌شود:

آیا در انتخاب سرپرست شرکت دخانیات ایران، شایستگی‌های عمومی مدیریتی ملاک بوده یا تخصص مرتبط با صنعت؟

اگر پاسخ، “هر دو” است، بهتر است معیارها و مصادیق آن برای افکار عمومی اعلام شود.

چرا که شایسته‌سالاری زمانی معنا پیدا می‌کند که معیار شایستگی قابل توضیح و قابل سنجش باشد؛ نه اینکه صرفاً عنوانی برای توجیه هر انتصاب باشد.

اکنون توپ در زمین مسئولان است.

افکار عمومی منتظر نیست درباره یک فرد قضاوت کند؛ منتظر است بداند در دولتِ مدعی تخصص‌گرایی، برای نشستن بر صندلی مدیریت یک شرکت تخصصی دقیقا چه تخصصی لازم است؟

و شاید سؤال صریح‌تر این باشد:

شعار شایسته‌سالاری را باور کنیم یا انتصاب‌هایی را که درباره معیار انتخاب‌شان هنوز توضیح روشنی ارائه نشده است؟

عضویت در تلگرام عصر خبر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا