لانچر روایت برای کارگران و بازنشستگان؛ صدای جامعه ای که نباید گم شود
امروز شاید یکی از مهمترین مصادیق «لانچر روایت»، فراهم کردن زمینه برای فعالیت حرفهای و مستقل جریان رسانهای در حوزه کار، تولید و تأمین اجتماعی باشد؛ جریانی که با دسترسی مناسب به اطلاعات و امکان گفتوگو با مسئولان و ذینفعان، بتواند تصویری مستند، چندبعدی و نزدیک به واقعیت از جامعه کار و تولید ارائه کند.

سخنان رئیس سازمان بسیج مستضعفین درباره ضرورت همزمانی «تولید واقعه» و «تولید روایت» را میتوان فراتر از عرصههای نظامی و امنیتی دید؛ چرا که بخش مهمی از واقعیتهای امروز کشور در حوزه اقتصاد، کار و معیشت شکل میگیرد و در این میان، کارگران و بازنشستگان یکی از مهمترین گروههایی هستند که روایت زندگی، نقش و مطالبات آنان باید دقیق، مستند و بهموقع ثبت و منتقل شود.
به گزارش عصر خبر، وقتی حجتالاسلام والمسلمین طائب از ضرورت فعال بودن «لانچر روایت» در کنار لانچر موشک سخن میگوید، یک پیام مهم در دل این نگاه وجود دارد؛ اینکه روایتگری نباید صرفاً به حوادث خاص و مقاطع بحرانی محدود شود. اقتصاد، تولید، اشتغال، دستمزد، معیشت، بازنشستگی، درمان و امنیت شغلی نیز بخشی از واقعیت جامعه هستند و اتفاقاً روایت نکردن این مسائل میتواند موجب شود تصویر ناقصی از زندگی بخش بزرگی از مردم ارائه شود.
کارگری که در کارخانه تولید میکند، بازنشستهای که سالها حق بیمه پرداخت کرده و امروز دغدغه تأمین معیشت و درمان دارد، کارفرمایی که با مشکلات تولید دستوپنجه نرم میکند و خانوادهای که مستقیماً تحت تأثیر شرایط اقتصادی قرار دارد، همگی بخشی از «واقعیت» جامعه هستند. این واقعیتها اگر توسط خبرنگاران و رسانههای تخصصی و عمومی بهدرستی ثبت نشوند، جای خالی آنها را روایتهایی پر خواهد کرد که ممکن است با واقعیت زندگی این اقشار فاصله داشته باشد.
از این منظر، سخنان رئیس سازمان بسیج مستضعفین میتواند زمینهساز توجه بیشتر به تقویت جریان اطلاعرسانی و روایتگری در حوزه کار، تولید و معیشت باشد؛ بهگونهای که خبرنگاران و رسانههای فعال در این حوزه، فارغ از گرایش و وابستگی، بتوانند به اطلاعات دقیق و بهموقع دسترسی داشته باشند و مسائل و واقعیتهای جامعه کارگری و بازنشستگی را با رعایت اصول حرفهای و در چارچوب منافع عمومی روایت کنند.
این رویکرد به معنای حمایت از رسانه یا مجموعهای خاص نیست، بلکه ناظر بر ایجاد بستر برابر برای فعالیت رسانهای، افزایش دسترسی به اطلاعات، تقویت ارتباط مسئولان با رسانهها و حمایت از تولید محتوای مستند و حرفهای است؛ ظرفیتی که میتواند به ثبت دقیقتر واقعیتهای اقتصادی و اجتماعی کشور کمک کند.
در واقع اگر قرار است «لانچر روایت» فعال باشد، باید برای روایت زندگی و مسائل اقشار مختلف نیز ظرفیت ایجاد شود. رسانهای که درباره حقوق و دستمزد، وضعیت بازنشستگان، درمان، تأمین اجتماعی، تولید و اشتغال گزارش تهیه میکند، در حال ثبت بخشی از تاریخ اجتماعی و اقتصادی کشور است؛ همانگونه که یک مستندساز یا نویسنده از یک واقعه مهم تاریخی روایت میسازد.
کارگران و بازنشستگان صرفاً موضوع خبر نیستند؛ آنها بخشی از بدنه اجتماعی و اقتصادی کشورند و تجربه و مطالباتشان باید شنیده و ثبت شود. روایت درست از این جامعه نیز تنها روایت مشکلات نیست؛ بلکه باید از نقش آنان در تولید، پرداخت حق بیمه، اداره بنگاهها، استمرار فعالیت اقتصادی و سالها خدمت به کشور نیز سخن گفت.
بنابراین اگر قرار است روایتگری همزمان با وقوع حوادث مورد توجه قرار گیرد، این قاعده باید در حوزه اقتصاد و جامعه نیز جدی گرفته شود. روایت یک کارگر از کارخانه، یک بازنشسته از سالهای خدمت، یک خانواده از دغدغه معیشت و یک فعال صنفی از مسائل جامعه کارگری، همگی قطعاتی از پازل واقعیت اجتماعی ایران هستند.
امروز شاید یکی از مهمترین مصادیق «لانچر روایت»، فراهم کردن زمینه برای فعالیت حرفهای و مستقل جریان رسانهای در حوزه کار، تولید و تأمین اجتماعی باشد؛ جریانی که با دسترسی مناسب به اطلاعات و امکان گفتوگو با مسئولان و ذینفعان، بتواند تصویری مستند، چندبعدی و نزدیک به واقعیت از جامعه کار و تولید ارائه کند.
در چنین نگاهی، تقویت جریان رسانهای و روایتگری در حوزه کار و تأمین اجتماعی، توجه به روایت جامعهای است که بخش بزرگی از اقتصاد و تولید کشور بر دوش آن قرار دارد. این روایت باید در زمان خودش ثبت شود، نه سالها بعد؛ زمانی که بسیاری از واقعیتها، تجربهها و مطالبات اجتماعی از دست رفتهاند.
