صدای واحد جامعه بازنشستگان، کار و تولید؛ آغاز یک همگرایی در استان تهران
مهمتر از عنوان و جایگاه، ماموریتی است که پیش روی این شورا قرار دارد: ایجاد یک زبان مشترک میان تشکلهایی که ممکن است در برخی موضوعات اختلافنظر داشته باشند، اما در اصلِ ضرورت تقویت جامعه کار و تولید اشتراکات فراوانی دارند.

گاهی یک اتفاق صنفی، فراتر از یک انتخاب یا جابهجایی اداری معنا پیدا میکند؛ بهویژه زمانی که پای ایجاد یک زبان مشترک میان گروههایی در میان باشد که هرکدام بخشی از پازل جامعه بازنشستگان، کار و تولید را نمایندگی میکنند.
به گزارش عصر خبر، تشکیل و فعالتر شدن شورای هماهنگی تشکلهای صنفی استان تهران را میتوان از همین زاویه دید؛ تلاشی برای نزدیکتر شدن سه ضلع مهم جامعه کار و تولید، یعنی کارگران، کارفرمایان و بازنشستگان؛ سه گروهی که اگرچه مطالبات متفاوتی دارند، اما در بسیاری از مسائل، سرنوشت مشترکی دارند.
واقعیت این است که مسائل حوزه کار و تامین اجتماعی را نمیتوان به شکل جزیرهای حل کرد. معیشت و امنیت شغلی کارگران، دغدغههای بیمهای و تولیدی کارفرمایان و مسائل معیشتی و درمانی بازنشستگان، در نهایت به یک نظام مشترک و تصمیمهایی بازمیگردد که بر زندگی میلیونها نفر اثر میگذارد.

از همین منظر، تأکید شورای هماهنگی تشکلهای صنفی استان تهران بر گفتوگو، همافزایی و سهجانبهگرایی میتواند یک اتفاق مثبت باشد. سهجانبهگرایی زمانی معنا پیدا میکند که کارگر، کارفرما و بازنشسته نه در برابر یکدیگر، بلکه در کنار یکدیگر و برای حل مسائل مشترک پای میز گفتوگو بنشینند.
در این میان، موضوع احیای شورای عالی تامین اجتماعی نیز اهمیت ویژهای دارد. سازمان تامین اجتماعی صرفاا یک دستگاه اجرایی نیست؛ سازمانی است که منابع، منافع و آینده بخش بزرگی از جامعه کار و تولید با تصمیمهای آن گره خورده است. بنابراین تقویت نقش شرکای اجتماعی در تصمیمسازی و نظارت، میتواند به افزایش مشارکت، شفافیت و مسئولیتپذیری در این حوزه کمک کند.
انتخاب ناصر برهانی، رئیس پیشین کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور و عضو هیاتمدیره کانون کارگران بازنشسته تامین اجتماعی تهران، به عنوان دبیر شورای هماهنگی تشکلهای صنفی استان تهران نیز در همین چارچوب قابل توجه است. مهمتر از عنوان و جایگاه، ماموریتی است که پیش روی این شورا قرار دارد: ایجاد یک زبان مشترک میان تشکلهایی که ممکن است در برخی موضوعات اختلافنظر داشته باشند، اما در اصلِ ضرورت تقویت جامعه کار و تولید اشتراکات فراوانی دارند.
اگر این شورا بتواند همین مسیر را ادامه دهد، میتواند از یک نشست صنفی فراتر رفته و به محلی برای گفتوگوی منظم، انتقال مطالبات و ارائه راهکارهای مشترک تبدیل شود.
جامعه کار و تولید امروز بیش از هر زمان دیگری به گفتوگو نیاز دارد؛ گفتوگویی که در آن اختلاف نظر نه تهدید، بلکه بخشی از فرآیند رسیدن به راهحل باشد.
شاید مهمترین پیام این حرکت نیز همین باشد: برای حل مسائل جامعه کار و تولید، قرار نیست همه یک حرف بزنند؛ کافی است همه پای یک میز بنشینند و برای یک هدف مشترک گفتوگو کنند.
این میتواند آغاز یک مسیر تازه برای همگرایی تشکلهای کارگری، کارفرمایی و بازنشستگی در استان تهران باشد؛ مسیری که موفقیت آن، بیش از هر چیز به استمرار گفتوگو، حفظ استقلال تشکلها و تبدیل مطالبات مشترک به پیگیریهای عملی بستگی خواهد داشت.
