مدیران ۳۵ ساله در تامین اجتماعی؛ وقت خانهتکانی مدیریتی نرسیده است؟
سؤال اینجاست که آیا تجربه باید به معنای تداوم نامحدود حضور در پستهای مدیریتی باشد یا سازمان باید همزمان راه را برای نیروهای جوانتر و متخصص باز کند؟

سازمان تأمین اجتماعی امروز بیش از هر زمان دیگری به مدیرانی نیاز دارد که بتوانند با مسائل پیچیده این سازمان بزرگ روبهرو شوند؛ مدیرانی جوان، متخصص، تصمیمگیر و آشنا با ابزارهای نوین مدیریتی.
به گزارش عصر خبر، در چنین شرایطی، شنیده میشود تعدادی از مدیران ارشد ستاد سازمان تأمین اجتماعی بیش از ۳۵ سال سابقه خدمت دارند؛ موضوعی که اگر صحت داشته باشد، نمیتوان به سادگی از کنار آن گذشت و لازم است وضعیت این مدیران از نظر سنوات خدمت، شرایط بازنشستگی و ادامه حضور در پستهای مدیریتی بهصورت شفاف بررسی شود.
البته سابقه طولانی الزاماً نقطه ضعف نیست. تجربه مدیران باسابقه یک سرمایه برای سازمان است؛ اما سؤال اینجاست که آیا تجربه باید به معنای تداوم نامحدود حضور در پستهای مدیریتی باشد یا سازمان باید همزمان راه را برای نیروهای جوانتر و متخصص باز کند؟
غلامحسین محمدی که در مدت کوتاه حضور خود در رأس سازمان، بر تحول، اصلاح فرآیندها و تغییر رویکردهای مدیریتی تأکید کرده، اکنون با یک آزمون جدی مواجه است؛ آزمونی که میتواند میزان جدیت مدیریت جدید در اجرای همین شعارها را مشخص کند.
انتظار از محمدی این نیست که صرفاً به دلیل سن یا سابقه، مدیری را کنار بگذارد. انتظار این است که پرونده مدیریتی افراد را روی میز بگذارد؛ عملکرد، تخصص، توانایی، سنوات و شرایط قانونی ادامه خدمت بررسی شود و سپس تصمیم گرفته شود.
اگر مدیری پس از بیش از سه دهه خدمت همچنان از نظر قانونی و حرفهای توان ادامه فعالیت دارد و برای سازمان مؤثر است، تجربه او باید حفظ شود؛ اما اگر مشخص شود امکان بازنشستگی وجود دارد و در عین حال نیروهای جوان و متخصص آماده پذیرش مسئولیت هستند، چرا نباید فرصت به نسل جدید مدیران داده شود؟
تأمین اجتماعی با مشکلات کوچکی مواجه نیست. منابع و مصارف، مطالبات دولت، وضعیت درمان، مشکلات بازنشستگان، سرمایهگذاریها، شستا، خدمات الکترونیک و دهها مسئله دیگر، مدیرانی میخواهد که فقط «سابقه» نداشته باشند، بلکه توان حل مسئله هم داشته باشند.
از محمدی میتوان انتظار داشت یکی از نخستین اقدامات مدیریتی خود را به همین موضوع اختصاص دهد: بررسی شفاف وضعیت مدیران ارشد ستاد از نظر سابقه خدمت و شرایط ادامه فعالیت و ارائه توضیح درباره سیاست سازمان در قبال بازنشستگی و جوانگرایی.
این مطالبه نه علیه مدیران باسابقه است و نه دفاع از جوانگرایی صرفاً به دلیل جوان بودن افراد؛ مسئله، شایستهگزینی و استفاده درست از سرمایه انسانی سازمان است.
اگر قرار است تأمین اجتماعی وارد دورهای تازه شود، شاید یکی از نخستین نشانههای آن این باشد که درهای مدیریت سازمان به روی نیروهای جوان، متخصص و حرفهای بیش از گذشته باز شود.
محمدی فرصت دارد این تغییر را از ستاد سازمان آغاز کند؛ تغییری که اگر با شفافیت، قانونمداری و شایستهگزینی همراه باشد، میتواند یکی از مهمترین نشانههای مدیریت جدید تأمین اجتماعی باشد.




