۵۵۰ معدن فعال و یک مطالبه جدی؛ پیشگیری از حادثه باید از حرف به عمل برسد
اینجا دقیقا همان جایی است که صحبت رضایی درباره آموزش نیز اهمیت پیدا میکند. آموزش نیروی کار باید قبل از ورود به محیط کار جدی گرفته شود، نه اینکه بعد از وقوع حادثه تازه مشخص شود کارگر یا حتی مجموعهای که او در آن فعالیت میکرد، با همه خطرات کار آشنا نبوده است.

صحبتهای پروانه رضایی، معاون روابط کار وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، درباره ایمنی کارگران را باید جدی گرفت؛ نه فقط به این دلیل که در یک همایش تخصصی مطرح شده، بلکه به این دلیل که او به یکی از ضعفهای قدیمی حوزه ایمنی اشاره کرده است؛ اینکه معمولاً وقتی حادثهای اتفاق میافتد، همه به فکر پیدا کردن مقصر و بررسی علت حادثه میافتند، در حالی که شاید مهمتر از همه این باشد که چرا خطر قبل از حادثه دیده نشده است.
به گزارش عصر خبر، رضایی صریحاً بر تغییر رویکرد وزارت کار از “واکنش به حادثه” به “پیشگیری از حادثه” تأکید کرده و گفته است بازرسان کار نباید هدف اصلی خود را کشف تخلف بدانند، بلکه باید خطر را پیش از تبدیل شدن به حادثه شناسایی کنند.
این حرف، اگر قرار باشد فقط در حد یک جمله در همایش باقی نماند، میتواند یک مطالبه جدی را پیش روی وزارت کار قرار دهد: بازرسی پیشگیرانه دقیقاً چگونه قرار است اجرا شود و کارگر چه زمانی نتیجه آن را در محیط کار خود خواهد دید؟
در استانی مانند کرمان که به گفته معاون روابط کار، ۵۵۰ معدن فعال دارد، این موضوع اهمیت بیشتری پیدا میکند. وقتی خود مسئول وزارت کار از فعالیت سنتی بخشی از معادن کشور و ضرورت مکانیزه شدن آنها سخن میگوید، نمیتوان مسئله ایمنی را صرفاً با چند جلسه آموزشی یا افزایش تعداد بازرسیها حلشده تلقی کرد.
کارگر معدن، کارخانه یا واحد صنعتی قبل از هر چیز باید مطمئن باشد که خطری که میتوان آن را شناسایی و برطرف کرد، قرار نیست به بهای جان او تمام شود.
اینجا دقیقا همان جایی است که صحبت رضایی درباره آموزش نیز اهمیت پیدا میکند. آموزش نیروی کار باید قبل از ورود به محیط کار جدی گرفته شود، نه اینکه بعد از وقوع حادثه تازه مشخص شود کارگر یا حتی مجموعهای که او در آن فعالیت میکرد، با همه خطرات کار آشنا نبوده است.
از طرف دیگر، تشکلهای کارگری هم میتوانند در این فرآیند نقش جدیتری داشته باشند. کارگر معمولاً بهتر از هر گزارش اداری میداند کدام دستگاه مشکل دارد، کدام مسیر خطرناک است و کدام نقص ایمنی مدتهاست که رفع نشده است. اگر قرار است پیشگیری جدی باشد، صدای کارگر باید بخشی از نظام شناسایی خطر باشد.
نکته مهم دیگر در صحبتهای معاون روابط کار، تأکید بر مسئولیت مشترک کارگر، کارفرما و دولت است. البته این مسئولیت مشترک نباید باعث شود مسئولیتها در هم ادغام یا کمرنگ شوند. کارفرما وظیفه دارد محیط کار ایمن و تجهیزات مناسب فراهم کند، دولت باید نظارت مؤثر داشته باشد و کارگر نیز مقررات ایمنی را رعایت کند.
در نهایت، معیار موفقیت سیاست جدید وزارت کار نباید تعداد جلسات، همایشها یا گزارشهای بازرسی باشد؛ معیار اصلی باید این باشد که چند خطر قبل از تبدیل شدن به حادثه شناسایی و برطرف شده است.

صحبتهای رضایی از این جهت قابل توجه است که اگر واقعاً قرار است وزارت کار از واکنش به پیشگیری حرکت کند، باید این تغییر را بتوان در عملکرد بازرسان، نحوه آموزش کارگران، وضعیت معادن و کارخانههای پرخطر و برخورد با نواقص ایمنی مشاهده کرد.
جان کارگر قابل جبران نیست. یک حادثه ممکن است برای یک کارفرما یک هزینه، برای یک دستگاه یک پرونده و برای یک اداره یک عدد در آمار حوادث باشد، اما برای خانواده کارگر میتواند به معنای از دست رفتن سرپرست، درآمد و آینده باشد.
بنابراین مطالبه روشن است: اگر خطر قابل شناسایی است، چرا باید منتظر حادثه ماند؟
حالا که معاون روابط کار وزارت کار بر ضرورت حرکت از واکنش به پیشگیری تأکید کرده، انتظار میرود این حرف به یک برنامه مشخص و قابل ارزیابی تبدیل شود؛ برنامهای که نتیجه آن پیش از حادثه دیده شود، نه در گزارشهای پس از حادثه.
