تبریز در سوگ کارگران؛ زخم بیتوجهی بر پیکر ایمنی کار

محسن تبریزی فعال کارگری در ياداشتي براي عصر خبر نوشت:
پنجم اردیبهشتماه ۱۴۰۵، در شرکت «تکنام کیهان پلیمر» در شهرک صنعتی رفسنجانی تبریز، در آتشسوزی و انفجار مواد شیمیایی سه کارگر زحمتکش ـ هادی نوفر، محمدرضا زاده و ناصر مسلمزاد ـ را از ما گرفت و ۱۹ کارگر دیگر را روانه بیمارستان کرد؛ کارگرانی که تعدادی از آنها هنوز در ICU بیمارستان سینای تبریز بین درد و ابهام میجنگند.
امروز قلم در دست میگیرم، اما نه برای نوشتن یک گزارش اداری؛ برای نوشتن داغی که بر دل همه ما نشست. برای فریادی که از میان دود و شعله برخاست و در صدای ناله همکارانمان خاموش شد. برای کارگرانی که با امید به نان، به کارخانه آمدند و با آتش و بیتوجهی، جانشان را از دست دادند. چگونه میتوان باور کرد که چنین فاجعهای، با وجود این همه هشدار، رخ داده باشد؟ چگونه میتوان چشم بر نامهها، تذکرها، اعتراضها و نگرانیهای مکرر کارگران بست و امروز تنها به یک «حادثه» نامش را گذاشت؟ چگونه میتوان باور کرد که هیچگونه توجهی حتی یک پیام تسلیت از طرف ریس جمهور محترم و وزیر کار صادر نشده است ؟
این حادثه نبود؛ حاصل بیتدبیری، بیمسئولیتی و بیتوجهی به صدای کارگران بود. ایمنیای که با “حذف شرط گواهی ایمنی در مناقصات” در اولین مصوبه دولت چهاردهم تضعیف شد. ما بارها گفتیم که گواهی ایمنی جزو الزامات است بارها گفتیم که جان کارگر، ارزانترین چیز این سرزمین شده است، اما گوش شنوایی نبود. امروز دوستان ما در آتش سوختند، نه فقط به خاطر شعلهها، بلکه به خاطر سکوتی که پیش از شعلهها حکمفرما بود. بخاطر مصوبه ای که کارشناسی نشده بود .
درد ما فقط از دست رفتن جان عزیزانمان نیست؛ درد ما این است که میدانیم این فاجعه میتوانست رخ ندهد. و تلختر آنکه شاید باز هم همان مسیر تکرار شود، اگر مسئولان به جای پاسخگویی، به فراموشی پناه ببرند. از مسئولان میخواهیم سکوت خود را بشکنند و حقیقت را بگویند. چه کسی پاسخگوی این جانهای از دسترفته است؟ چه کسی پاسخگوی خانوادههایی است که در عزای عزیزانشان نشستهاند؟ چه کسی پاسخگوی فرزندان یتیمشده، همسران داغدیده و پدر و مادرهایی است که ستون زندگیشان فرو ریخته است؟ به عنوان نماینده کارگران، اعلام میکنیم که این خونها نباید بیپاسخ بماند. نباید اجازه داد که این فاجعه هم مانند بسیاری از دردهای دیگر، در میان آمارها و گزارشها گم شود. این حادثه تلخ، نه تنها خانوادههای این عزیزان را عزادار کرد، بلکه وجدان جامعه کارگری و هر انسان شرافتمندی را به درد آورد. آنچه این فاجعه را دردناکتر میسازد، شواهدی است که حاکی از بیتوجهی مستمر به هشدارهای ایمنی و ضعف در نظارتهای پیشگیرانه است. اخطارهای مکرر کارگران و نمایندگان آنها در خصوص گواهی ایمنی در کارخانه ها و نبود افسران ایمنی و امکانات لازم است .
جناب آقای ریس جمهور، جناب آقای وزیر کار
لطفا جوابگو باشید فرسودگی تأسیسات، عدم کفایت تجهیزات ایمنی و لزوم بازنگری در پروتکلهای حفاظتی، ظاهراً به گوش مسئولان مربوطه نرسیده یا به درستی مورد پیگیری قرار نگرفته است. مسئولین محترم به عنوان عالیترین مقام های اجرایی کشور، تقاضا دارم:
1: دستور ویژه برای تشکیل کمیته حقیقتیاب مستقل:
این کمیته باید با حضور کارشناسان بیطرف، ابعاد دقیق حادثه، علت اصلی وقوع و میزان قصور یا ترک فعل احتمالی مسئولان را در سطوح مختلف (از مدیران کارخانه تا نهادهای نظارتی دولتی) به طور شفاف بررسی و نتایج را به اطلاع عموم برساند.
2: پیگیری جدی برای جبران خسارت حداکثری:
حقوق قانونی و معیشتی خانوادههای جانباختگان و مصدومان باید به طور کامل و بدون هیچگونه تبعیضی احقاق و جبران شود. این شامل تأمین اجتماعی، مستمری، هزینههای درمانی و غرامتهای لازم است.
3: بازنگری اساسی در قوانین و مقررات ایمنی کار:
لازم است با قاطعیت، نظارت بر اجرای دقیق و سختگیرانه قوانین ایمنی در کلیه کارگاهها و صنایع، به ویژه صنایعی که دارای ریسک بالاتری هستند، در دستور کار قرار گیرد. ماده ۹۱ قانون کار و سایر مقررات مرتبط باید با جدیت بیشتری اجرا و با متخلفان برخورد قاطع صورت پذیرد.
4: تضمین امنیت شغلی و جانی کارگران:
لازم است دولتمردان و مدیران، به طور عملی نشان دهند که جان و امنیت کارگران اولویت اصلی آنهاست و هرگونه کوتاهی در این زمینه، بدون اغماض، پیگیری و برخورد قانونی خواهد شد.
5: اجرای شدن دستور شرط گواهی ایمنی در تمامی کارخانه ها و کارگاه ها جامعه کارگری انتظار دارد این بار، این فاجعه با واکنش صرفاً احساسی و رسانهای همراه نباشد، بلکه اقدامات عملی و قاطعی صورت گیرد تا اطمینان حاصل شود که چنین حوادث دلخراشی دیگر تکرار نخواهد شد.
جناب آقای ریس جمهور و جناب آقای وزیر کار
این کارگرانند که این سرزمین را با همه زخمی که در جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان بر آن وارد شد، دوباره میسازند. اما وقتی همین کارگران قربانی ناایمنی میشوند، سهمشان فقط سکوت است؟ در این میان، تنها کسی که پیام تسلیت صادر کرد و مطالبه توضیح از وزارت کار داشتند، دکتر رحمتالله نوروزی، رئیس فراکسیون کارگری مجلس بود. ضمن قدردانی از ایشان، جامعه کارگری امیدوار است دولت چهاردهم جوابگوی مصوبه غیرکارشناسی (حذف شرط گواهی ایمنی در مناقصات ) خود باشد.
امید است با تدبیر و قاطعیت مسئولین ، شاهد اجرای عدالت برای کارگران و خانوادههای داغدار باشیم. افسر ایمنی نقش کلیدی در پیشگیری از چنین حوادثی دارد. وظایف او شامل آموزش کارگران، نظارت بر رعایت نکات ایمنی و آمادهسازی شرایط اضطراری است. متأسفانه کارخانه ما مدتهاست که هیچ افسر ایمنی ندارد و این باعث شده که هشدارهای لازم داده نشود و تجهیزات ایمنی بهدرستی بررسی نشود. نتیجهاش همین حادثه تلخ بود.
ایمنی کارگران باید اولویت اصلی باشد. جان انسانها هیچ قیمت و جبرانی ندارد. از همه کارگران میخواهم که در برابر بیتوجهیها ساکت نمانند و از مسئولان میخواهیم که فورا اقدام کنند تا کارخانه های امن و سالم داشته باشیم.
روح همکاران جانباختهمان شاد، و یادشان تا همیشه در دلهای ما زنده خواهد ماند.

