محمدی و نقشه راه تامین اجتماعی؛ از «تحول و تعالی» تا رضایت بازنشستگان

اگر «تعامل و تواضع» از سوی سرپرست سازمان به عنوان یک راهبرد مدیریتی مطرح شده است، انتظار می‌رود این رویکرد در عمل نیز در ارتباط مستمر با کانون‌های بازنشستگان، تشکل‌های کارگری و کارفرمایی دیده شود.شرکای اجتماعی نباید صرفا مخاطب تصمیمات سازمان باشند؛ آنها باید بخشی از فرایند تصمیم‌سازی و اصلاح امور تامین اجتماعی باشند.

اظهارات دكتر محمدی، سرپرست سازمان تامین اجتماعی، در مراسم معارفه را می‌توان فراتر از یک سخنرانی مدیریتی و به نوعی ترسیم‌کننده مسیر پیش‌روی این سازمان دانست؛ مسیری که در آن مفاهیمی همچون “تحول و تعالی”، “هم‌آفرینی”، “نوآوری”، اصلاح فرایندها، سرمایه‌گذاری و خروج از بنگاهداری مورد تاکید قرار گرفت. با این حال، میزان موفقیت این نقشه راه در نهایت نه با تعداد برنامه‌ها و شعارها، بلکه با میزان اثرگذاری آن بر زندگی میلیون‌ها بیمه‌شده، بازنشسته و مستمری‌بگیر سنجیده خواهد شد.

به گزارش عصر خبر، سازمان تامین اجتماعی یک دستگاه صرفا اداری نیست؛ سازمانی بین‌نسلی است که منابع آن متعلق به بیمه‌شدگان امروز و فرداست و تصمیمات مدیریتی آن می‌تواند سال‌ها بر زندگی کارگران و بازنشستگان اثر بگذارد. از همین رو، هر برنامه تحولی در این سازمان باید پیش از هر چیز یک پرسش اساسی را پاسخ دهد: سهم بازنشستگان و بیمه‌شدگان از این تحول چیست؟

محمدی و نقشه راه تامین اجتماعی؛ از «تحول و تعالی» تا رضایت بازنشستگان محمدی و نقشه راه تامین اجتماعی؛ از «تحول و تعالی» تا رضایت بازنشستگان

محمدی در سخنان خود به صراحت بر به‌حق بودن مطالبات بازنشستگان و مستمری‌بگیران تاکید کرده است. این جمله، اگر در سیاست‌گذاری و اجرا نیز به همان اندازه جدی گرفته شود، می‌تواند یکی از مهم‌ترین پایه‌های دوره جدید مدیریت تامین اجتماعی باشد. بازنشستگان سال‌ها حق بیمه پرداخته‌اند و امروز انتظار دارند سازمانی که متعلق به خود آنهاست، در پرداخت مستمری، ارائه خدمات درمانی، بیمه تکمیلی، حفظ قدرت خرید و پاسخگویی به مطالباتشان، در کنار آنان باشد.

در این میان، درمان جایگاهی ویژه دارد. برای بخش بزرگی از بازنشستگان، کیفیت و سهولت دسترسی به خدمات درمانی از هر برنامه تحول اداری مهم‌تر است. وقتی محمدی از “خدمات فراگیر و باکیفیت در تراز جهانی” سخن می‌گوید و تاکید می‌کند که هیچ ایرانی نباید خدمات تامین اجتماعی را با مشقت دریافت کند، طبیعی است که نخستین محل سنجش این وعده، حوزه درمان باشد؛ جایی که بیمه‌شده و بازنشسته باید بتواند بدون سرگردانی، هزینه‌های سنگین و فرایندهای پیچیده، خدمات مورد نیاز خود را دریافت کند. بنابراین اگر قرار است “تحول و تعالی” به یک واقعیت ملموس تبدیل شود، باید در صف‌های درمان، کیفیت خدمات مراکز ملکی، سرعت پرداخت مطالبات مراکز طرف قرارداد، دسترسی بازنشستگان به خدمات تخصصی و کاهش هزینه‌های درمان خود را نشان دهد. تحول واقعی آنجاست که بازنشسته احساس کند سازمان تامین اجتماعی، در سخت‌ترین روزهای زندگی، پشتوانه اوست.

از سوی دیگر، تاکید محمدی بر “هم‌آفرینی” و تعامل، نکته‌ای مهم و قابل توجه است. تامین اجتماعی بدون حضور و مشارکت شرکای اجتماعی، یعنی نمایندگان کارگران، کارفرمایان و بازنشستگان، نمی‌تواند تصمیمات پایدار و مورد اعتماد جامعه هدف خود را اتخاذ کند. تجربه نشان داده است هر جا گفت‌وگو و مشارکت واقعی میان سازمان و شرکای اجتماعی شکل گرفته، امکان رسیدن به راه‌حل‌های عملی بیشتر شده و هر جا فاصله ایجاد شده، حتی تصمیمات درست نیز با دشواری بیشتری مواجه شده‌اند. به همین دلیل، اگر «تعامل و تواضع» از سوی سرپرست سازمان به عنوان یک راهبرد مدیریتی مطرح شده است، انتظار می‌رود این رویکرد در عمل نیز در ارتباط مستمر با کانون‌های بازنشستگان، تشکل‌های کارگری و کارفرمایی دیده شود.شرکای اجتماعی نباید صرفا مخاطب تصمیمات سازمان باشند؛ آنها باید بخشی از فرایند تصمیم‌سازی و اصلاح امور تامین اجتماعی باشند.

از سوی دیگر، تأکید محمدی بر انجام امور با «کمترین تغییرات» می‌تواند در شرایط فعلی یک پیام اطمینان‌بخش برای بدنه سازماني و جامعه هدف باشد؛ چرا که ثبات مدیریتی و حفظ برنامه‌های مؤثر گذشته، در سازمانی با ابعاد و مسئولیت‌های گسترده، اهمیت زیادی دارد. در عین حال، این رویکرد نباید به معنای کنار گذاشتن اصلاحات ضروری باشد. اصلاح فرایندهای ناکارآمد، افزایش شفافیت، بهبود مدیریت منابع و حرکت به سمت سرمایه‌گذاری‌های مطمئن و مولد، از الزامات پایداری این سازمان است.

در خصوص شستا و بنگاهداری نیز سخنان سرپرست سازمان حاوی یک نکته مهم است: واگذاری بنگاه‌ها و خروج از بنگاهداری باید به شکلی انجام شود که منافع واقعی صاحبان اصلی سازمان، یعنی بیمه‌شدگان و بازنشستگان، حفظ شود. دارایی‌های تأمین اجتماعی سرمایه بین‌نسلی هستند و هر تصمیمی درباره آنها باید با نهایت دقت، شفافیت و دوراندیشی اتخاذ شود تا واگذاری‌ها نه به از دست رفتن دارایی‌ها، بلکه به تقویت منابع پایدار سازمان منجر شود.

در نهایت، شاید بتوان گفت نقشه راهی که محمدی ترسیم کرده، زمانی معنا پیدا می‌کند که “تحول و تعالی” از سطح ادبیات مدیریتی به سطح زندگی مردم برسد.

عضویت در تلگرام عصر خبر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
طراحی سایت و بهینه‌سازی: نیکان‌تک