ارزش افزوده؛ آخرین فرصت نجات تامین اجتماعی
یادداشت به قلم حمید نخستین

سالهاست کارشناسان و اهل فن نسبت به بحرانی که امروز دامان سازمان تامین اجتماعی را گرفته هشدار میدهند؛ بحرانی که دیگر پنهان نیست و نشانههای آن را میتوان در تاخیر پرداخت مطالبات، استقراض مستمر و فشار دائمی بر منابع مشاهده کرد. با این حال، به نظر میرسد هنوز تصمیمگیران کلان کشور عمق این ابربحران را باور نکردهاند.
امروز سازمان تامین اجتماعی برای انجام بدیهیترین تعهدات خود، از جمله پرداخت حقوق بازنشستگان در پایان هر ماه، ناچار به استفاده از راهکارهای موقت و پرهزینه شده است. تعویق پرداخت مطالبات مراکز درمانی، فشار بر بیمه تکمیلی بازنشستگان و در نهایت استقراض از بانکها، زنجیرهای از تصمیمات اضطراری است که بدهی سازمان را به مرزهای نگرانکننده رسانده است.
مسأله اصلی، نبود منابع پایدار و قابل پیشبینی ماهانه است. سازمانی با دهها میلیون ذینفع، نمیتواند با منابع ناپایدار اداره شود. در چنین شرایطی، یکی از واقعبینانهترین و اجراییترین راهکارها، اختصاص سهم مشخص و مستمر از درآمد مالیات بر ارزش افزوده به سازمان تامین اجتماعی است.
این پیشنهاد نه تازه است و نه غیرقابل اجرا. پیشتر نیز در برخی صندوقهای بازنشستگی، استفاده از منابع ارزش افزوده بهعنوان پشتوانه مالی به کار گرفته شده و نتایج قابل قبولی داشته است. تفاوت در اینجاست که تامین اجتماعی، ستون فقرات نظام رفاه کشور است و هرگونه تزلزل در آن، مستقیماً به امنیت اجتماعی و اقتصادی جامعه ضربه میزند.
اگر دولت و مجلس بهدنبال مهار بحران هستند، باید در بودجه سال آینده تصمیمی شجاعانه و شفاف بگیرند: یا با پیشبینی حداقل ۳۰ همت منابع ثابت ماهانه در قالب تسویه بدهی دولت، یا با اختصاص ردیف مشخص از درآمد مالیات بر ارزش افزوده به سازمان تأمین اجتماعی.
ادامه وضع موجود از سوی دولت و مجلس، تنها خریدن زمان است؛ آن هم به بهای افزایش بدهی و تعمیق بحران.
اگر امروز از ظرفیت ارزش افزوده استفاده نشود، فردا باید هزینهای بهمراتب سنگینتر برای جبران فروپاشی اعتماد و منابع پرداخت کرد. اکنون زمان تصمیم است؛ فردا شاید دیر باشد.

