فعال اصولگرا: در حوادث دی ماه بخش‌هایی از حاکمیت دچار غافلگیری شد/ محدودیت اینترنت باید زودتر برقرار می‌شد/ ۱۸ و ۱۹ دی نوعی کودتا برای تغییر نظام بود

فعال اصولگرا: در حوادث دی ماه بخش‌هایی از حاکمیت دچار غافلگیری شد/ محدودیت اینترنت باید زودتر برقرار می‌شد/ ۱۸ و ۱۹ دی نوعی کودتا برای تغییر نظام بود آجورلو گفت: در نقشه آمریکا و اسرائیل برای ایران، یک جنگ داخلی بین دو جنگ خارجی قرار داده شده بود. یعنی به نظر من قرار بود ابتدا با جنگ ۱۲ روزه، هم بخش‌هایی از سران حکومت ترور شوند و هم شکاف‌های اجتماعی تعمیق گردد. اما سه ضلع رهبری، موشک و مردم، باعث شد کشور حفظ شود و اسرائیل به اهداف خود نرسد.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، سعید آجورلو، فعال سیاسی اصولگرا، در گفتگو با جماران،  به بررسی ریشه‌ها، ابعاد و پیامدهای اعتراضات اخیر و نسبت آن با تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی پرداخته است.

اهم سخنان وی را در ادمه می خوانید؛

*به سه گروه تقسیم می‌شوند؛ یک گروه نیروهای امنیتی و اعضای بسیج بودند که تعداد زیادی را هم شامل می‌شوند و بخش دوم مردم عادی بودند که قصد ایجاد آشوب را نداشتند و طبق بیانیه شورای امنیت کشور، مانند گروه قبلی، عنوان شهید را گرفتند. دسته سوم، گروه‌های تروریستی اند که به نظر می‌رسد سازماندهی‌شده بودند. این گروه، متشکل از افراد خشن و فاشیست و با ایدئولوژی سلطنت‌طلبانه است، کما اینکه یکی، دو روز بعد از اتفاقات ۱۹ دی‌ماه، رضا پهلوی صراحتا گفت که هر انقلابی خون‌ریزی دارد.

* در نقشه آمریکا و اسرائیل برای ایران، یک جنگ داخلی بین دو جنگ خارجی قرار داده شده بود. یعنی به نظر من قرار بود ابتدا با جنگ ۱۲ روزه، هم بخش‌هایی از سران حکومت ترور شوند و هم شکاف‌های اجتماعی تعمیق گردد. اما سه ضلع رهبری، موشک و مردم، باعث شد کشور حفظ شود و اسرائیل به اهداف خود نرسد. در گام بعد، به سراغ جنگ داخلی آمدند و خواستند این بار آسمان را رها کنند و سراغ زمین بروند تا سپس آسمان را هم بگیرند.

*در وجود اعتراض شکی نیست، اما آمریکا و اسرائیل از وجود نارضایتی‌های اقتصادی، یک فتنه را شروع و اعتراضات مردم را مصادره کردند و با ایجاد یک جنگ داخلی، خواستند برای جنگ خارجی بعدی زمینه‌سازی کنند. بنابراین، ۱۸ و ۱۹ دی نوعی کودتا برای تغییر نظام بود که در آن، خشونت‌های اسرائیلی و داعشی ایجاد شد و پهلوی و ترامپ نیز از آن حمایت می‌کردند. توئیت‌های ترامپ، این پیام را می‌رساند که مردم هر چه می‌خواهند، خشونت کنند و حاکمیت هم می‌ترسد آنان را بزند، زیرا اگر چنین کند، آمریکا حمله خواهد کرد.

* بخش‌هایی از حاکمیت دچار غافلگیری شد. فراخوان‌های پهلوی تبدیل به بهانه‌ای برای تجمعات مردم خواهد شد. اما متأسفانه تدابیر لازم برای جلوگیری از اتفاقات تلخ رخ‌داده، صورت نگرفت. آن اقداماتی که از جمعه صبح انجام و به خانواده‌ها برای مراقبت از فرزندان‌شان هشدار داده شد، می‌بایست زودتر صورت می‌گرفت. محدودیت اینترنت نیز باید زودتر برقرار می‌شد.

*اگر این کارها را انجام می‌دادیم، هم سطح خشونت و تعداد کشته‌ها بسیار کمتر می‌شد و هم به دلیل عدم شکل‌گیری آشوب‌های شدید، اینترنت سریع‌تر به حالت عادی بازمی‌گشت. اما این محاسبات به درستی انجام نشد و لذا یک فتنه بزرگ شکل گرفت. این فتنه، بسیار ضدّدین بود و باعث به آتش کشاندن بسیاری از مساجد و حسینیه‌ها شد. برخلاف محمدرضاشاه که سعی می‌کرد حداقل در ظاهر برخی از مسائل را رعایت کند، پسر او کاملا ضددین است.

* اگرچه دشمنان نتوانستند اهداف خود را اجرا کنند، اما ما همچنان در داخل جنگ قرار داریم. ما با شبکه اینترنشنال مواجهیم که اگر زمانی آن را رسانه تروریستی می‌دانستیم، اکنون کاملا به یک سازمان تروریستی تبدیل شده و BBC نیز در مسیری مشابه قرار گرفته است. برنامه‌هایی که این دو شبکه در ایام ناآرامی‌های ایران پخش می‌کردند، هیچ شباهتی به خبررسانی نداشت و مانند این بود که مثلا در آمریکا، CNN و فاکس‌نیوز به مردم میناپولیس آموزش ساخت کوکتل مولوتوف و آتش‌سوزی اماکن را بدهند.

*اکنون ما باید دفع شر ترامپ کنیم. برای این کار، باید هم آمادگی نظامی داشته باشیم و هم از دیپلماسی بهره بگیریم. البته در این بین برخی از نیروهای سیاسی نیز مشکل ایجاد می‌کنند. تعدادی از نیروهای سیاسی ما، بر «سیاست هویت» تأکید دارند. این نگاه شامل یک طیف می‌شود که یک سر آن معتقد است کلید حل تمام مشکلات ما در توافق با آمریکاست و آن سر دیگر بر این باور است که اساسا شکل‌گیری توافقی با ایالات متحده ممکن نیست. این جنس نگاه، در آمریکا نیز وجود دارد که طرف مقابل را دشمن خود می‌داند. هم ترامپ به عنوان یک راست‌گرا و هم ممدانی به عنوان یک چپ‌گرا، از مصادیق این نگاه هستند. آقای پزشکیان، سعی کرده مدل سیاست هویت را از عرصه سیاسی کشور کنار بگذارد و بر همین اساس سعی کرده نوعی تفاعم را در سطوح بالای حکومت ایجاد کند.

*اکنون دفع شرّ ترامپ بسیار سخت است، زیرا هم هنوز سه سال از دولتش باقی مانده و هم تحت تاثیر نتانیاهوست و هم برخی از کشورهایی منطقه علی‌رغم چیزی که نشان می‌دهند، به دنبال ایران ضعیف هستند. در چنین شرایطی، یکی از مهمترین اقدامات، محدودسازی گروه‌هایی است که با شعارهای انقلابی، در حال حذف انقلابی‌های واقعی هستند.

*برای دفع شرّ ترامپ، نباید مذاکرات با آمریکا را راهبردی ببینیم و صرفا باید به عنوان یک تاکتیک به آن نگاه کنیم و فکر نکنیم که پس از مذاکرات، ترامپ دوست ما خواهد شد، خصوصا که برخوردهای ترامپ باعث شده دیگر هیچ کشوری با او دوست نباشد. یکی از مهمترین راهکارها برای دفع شر ترامپ، افزایش کارآمدی در سیاست داخلی است. اگر همین کالابرگ در مهرماه داده می‌شد، در دی‌ماه شاهد کمبود کالای اساسی و افزایش افسارگسیخته نرخ ارز نمی‌بودیم و همین باعث می‌شد احتمال شکل‌گیری حوادث اخیر به شدت کاهش یابد. اگر بخش اقتصادی کشور می‌فهمید که ما در جنگ هستیم و کالای اساسی را مدیریت می‌کرد، این چنین وضعیت کشور آشفته نمی‌شد.

*در مجلس نیز شاهد برخی از اقدامات و اظهارات نابه‌جا هستیم. مثلا چندی پیش آقای صمصامی، نماینده مردم تهران در مجلس، گفت که با یک میلیون تومان کالابرگ، حتی پفک هم نمی‌توان خرید. آیا واقعا یک خانواده ۵ نفره با ۵ میلیون تومان، تنها یک پفک می‌تواند بخرد؟ چرا این افراد می‌خواهند این طور برای مردم تصویرسازی کنند که فقط خودشان به فکر کشور و جامعه هستند و سران قوا علیه مردم توطئه می‌کنند؟ آیا چند تا رای در انتخابات بعدی، ارزش این القائات نادرست به مردم را دارد؟

*همه می‌دانیم که ارز ترجیحی منجر به چه فسادهای سنگینی شده است. اگر چه نسبت به شیوه اجرای طرح حذف ارز ترجیحی انتقاد وارد است، اما اینکه برخی طوری از پشت تریبون مجلس علیه این طرح موضع‌گیری می‌کنند که حجم زیادی از استرس به مردم وارد می‌شود نیز ضربات شدیدی را برای کشور دارد.

*ترامپ به دنبال عملیات سریع و قاطع است، به گونه‌ای که در آن، کمترین کشته آمریکایی بر جای گذاشته شود. ترامپ ناوهای خود را به اطراف ایران فرستاد تا بتواند برای انجام عملیات اصلی خود، زمان بخرد. اما نتوانست برنامه عملیات خود را به گونه‌ای بچیند که هم در کوتاه‌مدت به اهداف خود برسد و هم با دفاع ایران مواجه نشود. لذا اقدام به حمله نظامی نکرد. شاید اکنون ترامپ این طور نگاه کند که چون نقشه‌ای درست و حسابی برای جنگ ندارد، پای میز مذاکره بنشیند و اگر از این طریق نیز دستاوردی نداشت، مجددا به گزینه نظامی بازگردد.

* ترامپ و پهلوی نیز یک تصویر خیالی از داخل ایران دارند و بر اساس مهملاتی که اطرافیان‌شان برای آنان می‌سازند، یک سری ادعاهای کاملا نادرست را در مورد جامعه ایران مطرح و توئیت می‌کنند. به علاوه، افکار عمومی داخل ایران نیز بسیار برای آمریکا و اسرائیل مهم است، کما اینکه نتانیاهو هم قبل از جنگ ۱۲ روزه و هم پس از آن، چندین بار با مردم ایران صحبت کرد.

*تندروهای دو سر طیف، می‌خواهند جامعه را به سمت قطبیت دائمی ببرند و اصلا ناراحت بودند که پس از جنگ ۱۲ روزه، کشور در آرامش قرار داشت. جنگ خردادماه نشان داد هم کسانی که فکر می‌کردند جامعه در آستانه فروپاشی است و هم کسانی که فکر می‌کردند هسته سخت می‌تواند کشور را نگه دارد، هر دو شکست خوردند. کسی که می‌گوید فقط هسته سخت می‌تواند نظام را نگه دارد، ضدانقلاب عمل می‌کند، زیرا حرفش به این معناست که بدنه مردمی نظام اندک اند. طرف خارجی نیز به این دوقطبی‌سازی دل می‌بندد و اصلا آن را بخشی از سرمایه خود می‌بیند.

*بسیاری از کسانی که اخیرا بیانیه دادند، اصلا عامل اسرائیل و پهلوی را ندیدند. این در حالی است که حتی فردی مانند دکتر سروش که از قدیم‌الایام با جمهوری اسلامی دعوا دارد، در موضع‌گیری خود برای ناآرامی‌های اخیر، به نقش عوامل خارجی نیز توجه کرد. اساسا در چنین شرایطی، هر کسی به ایران فکر می‌کند، مسائل سیاسی را کنار می‌گذارد. اسرائیل در حال برنامه‌ریزی برای ۱۰۰ سال آینده است و می‌خواهد تا آن زمان هیچ کشور قدرتمندی در اطرافش باقی نمانده باشد. وزیر خارجه یکی از کشورهای منطقه در سفر اخیر خود به ایران، اعلام کرده بود که هدف اسرائیل این است که ابتدا ایران، بعد ترکیه و سپس عربستان و مصر را تضعیف کند.

*ما در دهه ۹۰، بسیار اوضاع کشور را سیاهنمایی کردیم و حتی یک جاهایی زیرآب خودمان را زدیم. احمدی‌نژاد اگر گاهی در دولتش حرف‌هایی می‌زد، در کنارش پول نفت هم داشت و به طرق مختلف بین مردم تقسیم می‌کرد. اکنون اما بخشی از دولت سیاهنمایی و مردم را ناامید می‌کند، بدون اینکه به لحاظ اقتصادی بتواند کاری برای مردم انجام دهد. لذا آن حجم ناامیدی به دلیل سیاه دیدن شرایط کشور از یک سمت و فشار اقتصادی از سمت دیگر، باعث افزایش خشم مردم می‌شود. دولت باید این وضعیت را سامان دهد. پول نفت ما را بردند و دیگر برنمی‌گردانند. زمانی کلا ۴ نفر تراستی در کشور حضور داشتند، امروز ۵۰ نفر دیگر نیز به این تعداد اضافه شده و دولت به زور در حال تلاش برای پس گرفتن پول نفت از آنان است. آن عامل کارامدی که من در ابتدا گفتم، ناظر بر همین مسائل است.

*متأسفانه در سیاست داخلی ما، اپوزیسیون‌نمایی به یک ژست تبدیل شده، در حالیکه تمام کسانی که ‌در جناح‌های مختلف کشور اپوزیسیون‌نمایی می‌کنند، خودشان برامده از همین ساختار قدرت هستند. باید کمک کنیم سیاست کار کند، زیرا در غیر این صورت، خیابان کار خواهد کرد. من در انتخابات مجلس دوازدهم نیز گفتم اصلاح‌طلبان ثبت‌نام کنند. روزنه‌گشایان هم از دل همین تفکر به وجود آمدند و آقای پزشکیان نیز محصول همین نگاه بود که اگر آن زمان قهر می‌کرد و وارد انتخابات مجلس نمی‌شد، اصلاح‌طلبان به دولت نمی‌رسیدند.

* قطبیت‌سازی در داخل حکومت، چاره کار نیست. اکنون این فضای هماهنگی و انجام کار جمعی، در بین سران قوا وجود دارد. در مجلس اما فشار بر آقای قالیباف برای استیضاح وزرا و سوال از رئیس‌جمهور زیاد است، خصوصا که بخشی از نمایندگان که عنوان انقلابی را هم بر خود گذاشته‌اند، اصلا منافع کشور را درک نمی‌کنند.

عضویت در تلگرام عصر خبر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
طراحی سایت و بهینه‌سازی: نیکان‌تک