اپوزیسیون خارجنشین چرا برای ایران خواب حمام خون میبیند؟
چندپارگی مخالفان خارجنشین جمهوری اسلامی، حرف دیروز و امروز نیست. این جمع پارهپاره با همه نمایشهای همبستگی، نشستها و گردهماییهایشان هنوز موفق نشدهاند شکافهای میان خودشان را پُر و ترمیم کنند

به گزارش عصر خبر روزنامه قدس نوشت: ترمیم نکردهاند که بماند، بلکه در مواردی، درست در زمانی که همه حامیان غربی و شرقیشان از آنها توقع داشتهاند متحد شوند و نظام جمهوری اسلامی را از پای در بیاورند، به تیپ و تار هم زده و هرکدامشان پته دیگری را روی آب ریختهاند. با این همه، دستکم در یکی دوسال اخیر و بهخصوص با حمله اسرائیل به ایران، برخی از آنها انگار در یک ماجرا به اتفاق نظر رسیدهاند: خشونت و تهدید به قتل مردم ایران!
راه رفتن روی جنازهها
اولین نشانههای میل به انتقام و کشتار وقتی نمایان شدند که رضا پهلوی به دیدار نتانیاهو رفت و احتمالاً کنار دیوار ندبه حرف از حمله به ایران و یکسره کردن کار نظام زد. به سخنان و اظهارنظرهای افراد نزدیک به او که مشاورش به حساب میآیند و با شدت گرفتن ناآرامیهای دیماه در ایران حرف از شورش و احتمال کشته شدن یک میلیون ایرانی میزنند توجه کنید، به جز اینها سخنان و پستهای خود رضا پهلوی هم هست که آشکارا نظامیان و خانوادههایشان و مردم طرفدار نظام در ایران را تهدید به کشته شدن میکند.
ماجرا فقط به همین جا ختم نمیشود. شواهد نشان میدهد آن دسته از اپوزیسیون که ادعای سلطنتطلبی دارند و در فراخوانها و اجتماعاتشان دارند خواب فتح تهران را میبینند، برای کشتار مردم، راه رفتن روی جنازهها، آویزان کردن کشتهشدگان به تیرهای چراغ برق و… برنامه دارند. الگویشان هم گویا کشتارهایی است که اغتشاشگران و تروریستها در جریان فتنه دیماه اخیر به راه انداختند.
استبداد جدید
از برخی مخالفان جمهوری اسلامی که امروز حرفها و اعمال و رفتارشان دموکراتیک به نظر میرسد و داعیه آزادی دارند فقط باید در صورت به قدرت رسیدنشان ترسید. از گروههای اخیر سلطنتطلب اما در هرحال باید بترسیم چون حتی هنوز که به قدرت نرسیدهاند پرشدهاند از خشم انباشته و فراخوان به انتقام، تهدید به حسابکشی خیابانی، فهرستسازی مخالفان سیاسی (حتی درون اپوزیسیون) و وعده مجازاتهای گسترده پس از سقوط رژیم و رسیدن به حساب ملت، کار هر روزشان است.مشکل این دسته از مخالفان، فقط نداشتن برنامه و ایده و آرمان برای مبارزه نیست، اینها هنوز قدرت، نهاد و سازمانی ندارند، مسئولیتهای اجرایی بر عهدهشان نیست، پایشان به ایران نرسیده و تا به امروز هیچ خطر و سختی و دشواری را هم نپذیرفته و تحمل نکردهاند اما زبانشان پر از خشونت است، دست به تهدیدشان خوب است و در خیالبافیها و بیانیههایشان از «راه رفتن روی جنازهها» تا «حسابکشی در خیابانها» و « تشکیل دادگاههای خیانت در ایران آینده و حتی آمریکا» میگویند و حتی برای وابستگان افراد طرفدار نظام در خارج کشور و آنهایی که دیندار به نظر میرسند، خط و نشان میکشند!
در میان چنین گروههایی، کمتر کسی پیدا میشود که با آرامش، بدون تهدید و بدون وعده خون، مردم را به مخالفت مدنی آرام و پایدار دعوت کند.
فراخوانهای این گروهها اگرچه برای خودشان خطری نداشته، اما اغلب برای ایرانیان پرخطر بوده و مردم داخل کشور هزینه آن را پرداختهاند. این تجمعها به جای اینکه جایی برای گفتوگوی آرام، شکلگیری ائتلافی فراگیر، اعتراض مسالمتآمیز و آیندهای امیدوارکننده باشد، فقط محل بروز خشم و انزجار و فحاشی است.
«تابناک» مینویسد: «تاریخ نشان داده گروههایی که در خارج از مرز تا این حد رادیکال و انتقامجو ظاهر میشوند و جز خشونت تز دیگری ندارند، وقتی به قدرت میرسند، سرکوب را که خود مخالفش بودند، به شدیدترین شکل تکرار میکنند». جریانهای مشابه تندرو و افراطی اپوزیسیون خارجنشین که وقتی دری به تخته خورده و به قدرت رسیدهاند خودشان به استبدادی جدید دامن زدهاند.
ژست اصالت انقلابی
جامعه شناسان میگویند: «قدرت بدون تمرین دموکراسی در تبعید، اغلب به استبداد جدید ختم میشود». از دیدگاه جامعهشناسی، وقتی گروههای مخالف خارجنشین به قدرت واقعی دسترسی ندارند، احساس ناتوانی و حاشیهنشینی در آنها ایجاد میشود. این وضعیت به حالتی به نام «رادیکالیسم جبرانی» (compensatory radicalism) منجر میشود. یعنی این گروه به شعارهای افراطی، تند و خشونتمحور رو میآورند تا احساس بیقدرتی را در خودشان سرکوب و این طور وانمود کنند که اصالت انقلابی دارند. در مطالعاتی که درخصوص «تبعید و جنبشهای مخالف» انجام شده، شکل گیری رادیکالیسم جبرانی اثبات شده است. پژوهشگران میگویند ممکن است رفتار چنین گروههایی پس از رسیدن به قدرت تا حدودی تعدیل شود، اما امکان اینکه حکمرانیشان به شکل جدیدی از استبداد تبدیل شود، بیشتر است. گزارشها نشان میدهد امروزه گروهی از ایرانیان خارجنشین با نگاههای تند و افراطی، از راهاندازی کمیتههای مرگ و… در صورت رسیدن به قدرت سخن میگویند. آنها در فضای مجازی بر خشونت و انتقام شدید تأکید دارند و جالبتر اینکه با همین خشونت، نوید آینده بهتر را هم میدهند. این رفتار دقیقاً با چرخه «عدم دسترسی رادیکالیسم جبرانی قطبیسازی بیشتر» همخوانی دارد و آن چندپارگی اپوزیسیون را که ابتدای مطلب دربارهاش نوشتیم، شدیدتر میکند؛ در چنین حالتی هر بخش از آنها اگر به قدرتی دست پیدا کنند بسیار خطرناکتر خواهند بود و آینده خشونتبارتری را خواهند ساخت.


