تامین اجتماعی؛ ستون امنیت اجتماعی، نیازمند حمایت ملی
حمیدرضا جباری، فعال اقتصادی و مدیرکل بازنشسته سازمان تامین اجتماعی
عبور از چالشهای امروز، تنها با اجرای قانون، سهجانبهگرایی، پاسخگویی مدیران، ایفای تعهدات قانونی دولت و مشارکت واقعی ذینفعان امکانپذیر است.
سازمان تأمین اجتماعی امروز بهعنوان بزرگترین صندوق بیمهای کشور، نقش بیبدیلی در تأمین امنیت اجتماعی میلیونها ایرانی دارد. این سازمان متعلق به یک دولت، یک دوره مدیریتی یا یک جریان خاص نیست؛ بلکه سرمایهای بیننسلی است که حاصل سالها مشارکت بیمهشدگان، کارگران، کارفرمایان و تعهدات قانونی دولت است.
در شرایطی که اقتصاد کشور و بخش تولید با ناملایمات و دشواریهای فراوان مواجه است، تأمین اجتماعی نیز با فشارهای مالی و افزایش تعهدات روبهرو شده است. اما راه عبور از این شرایط، نگاه صدقهای و کمکهای مقطعی نیست؛ بلکه اجرای دقیق قانون، ایفای مسئولیتهای قانونی و اصلاحات اصولی است.
تأمین اجتماعی نباید به یک نهاد وابسته به بودجه عمومی تبدیل شود. تجربه نظامهای مختلف نشان داده است که هرگاه صندوقهای بیمهای از اصول بیمهپردازی، استقلال مدیریتی، شفافیت و مشارکت شرکای اجتماعی فاصله گرفتهاند، با بحرانهای جدی مواجه شدهاند. راه درست، حرکت در مسیر سهجانبهگرایی واقعی و استفاده از ظرفیت همه ذینفعان است.
دولت در این میان وظیفهای مهم و قانونی بر عهده دارد؛ پرداخت بهموقع دیون، حمایت از تولید و اشتغال، جلوگیری از گسترش تعهدات بدون پشتوانه و فراهم کردن شرایط پایداری مالی سازمان. حمایت دولت از تأمین اجتماعی به معنای اداره دولتی آن نیست؛ بلکه به معنای انجام تعهدات قانونی در چارچوب یک نظام بیمهای مستقل و پایدار است.
از سوی دیگر، مدیریت سازمان نیز باید با شفافیت، پاسخگویی و بهرهگیری از مدیران متخصص، مسیر اصلاح و تحول را دنبال کند. در بخش سرمایهگذاریها نیز شرکت سرمایهگذاری تأمین اجتماعی (شستا) نیازمند ارزیابی مستمر، ارتقای بهرهوری، مدیریت حرفهای و افزایش بازدهی است تا بتواند نقش مؤثرتری در تقویت منابع سازمان ایفا کند.
همچنین باید توجه داشت که مشکلات تولید، کاهش اشتغال رسمی، افزایش بیمه بیکاری و فرار بیمهای، مستقیماً منابع تأمین اجتماعی را تحت تأثیر قرار میدهد. بنابراین حمایت از تولید و ایجاد اشتغال پایدار، بخشی از راهکار نجات این سازمان است.
امروز باید مراقب باشیم تأمین اجتماعی نیز مانند برخی صندوقهای بازنشستگی دیگر، گرفتار بحرانهای جبرانناپذیر نشود. پیشگیری از چنین وضعیتی نیازمند عزم ملی، تصمیمهای کارشناسی و پذیرش اصل پاسخگویی در برابر میلیونها ذینفع این سازمان است.
اجرای واقعی سهجانبهگرایی باید از یک شعار به یک الزام مدیریتی تبدیل شود؛ بهگونهای که نمایندگان کارگران، کارفرمایان و دولت در سیاستگذاری، نظارت و تصمیمگیری نقش مؤثر داشته باشند و مدیران نیز در برابر عملکرد خود پاسخگو باشند.
سخن پایانی
تأمین اجتماعی، ستون امنیت اجتماعی و اقتصادی ایران است؛ حفظ این سرمایه بیننسلی وظیفه یک فرد یا یک دستگاه نیست، بلکه مسئولیتی ملی است.
اگر امروز با قانونمداری، شفافیت، سهجانبهگرایی، پاسخگویی و تدبیر از این سازمان صیانت کنیم، فردا میلیونها خانواده ایرانی از ثمره آن بهرهمند خواهند شد. اما اگر این سرمایه ارزشمند قربانی تصمیمهای کوتاهمدت و نگاههای مقطعی شود، هزینه آن را نسلهای آینده خواهند پرداخت.
اکنون زمان همدلی، مسئولیتپذیری و تصمیمهای بزرگ برای صیانت از تأمین اجتماعی؛ ستون امنیت اجتماعی کشور است.

