عراقچی: در بحث کریدور دیگری که در تنگه باز شده، عمان خودش قبول کرده که دیگر این کار را ادامه ندهد
عراقچی، وزیر خارجه ایران گفت: من دلم میخواهد ادبیاتی را که در آمریکا شکل گرفته و مقالاتی را که نوشته شده بررسی کنید. ببینید چگونه ترامپ و دستاوردهایش را بابت این یادداشت تفاهم به تمسخر گرفتهاند. سعی میکنند کریدور دیگری را دوباره باز کنند، بعد میگویند نه، از آبهای عمان است و با عمان صحبت کردهاند و عمان خودش قبول کرده که دیگر این کار را ادامه ندهد.

عراقچی، وزیر خارجه ایران گفت: من دلم میخواهد ادبیاتی را که در آمریکا شکل گرفته و مقالاتی را که نوشته شده بررسی کنید. ببینید چگونه ترامپ و دستاوردهایش را بابت این یادداشت تفاهم به تمسخر گرفتهاند. سعی میکنند کریدور دیگری را دوباره باز کنند، بعد میگویند نه، از آبهای عمان است و با عمان صحبت کردهاند و عمان خودش قبول کرده که دیگر این کار را ادامه ندهد.
بخشهایی از این مصاحبه به شرح زیر است:
موگویی: برسیم به جذابترین بخش که تنگه است؛ بالاخره تنگه باز است یا بسته؟یک شما میگویید باز است، آنها میگویند بسته است. یک روز میگویند محاصره است. بعد صبح از خواب بیدار میشویم، میبینیم شما شب گفتهاید باز است، بعد میگویند عمان را زدند، کویت را زدند. واقعاً الان تکلیف چیست؟ وضعیت چگونه است؟ اصلاً یک وضعیت آشفتهای است که معلوم نیست چه خبر است. اینهاست که خیابان را عصبانی میکنند،. این بلاتکلیفی و اینکه تصویر روشنی وجود ندارد.
دکتر عراقچی: باز هم در ادامه بحث قبلی؛ خیابان را چه کسی باید روشن کند؟ فقط منِ وزیر امور خارجه باید بیایم توضیح بدهم؟ دیگران هم باید بیایند توضیح بدهند، حقوقدانها را دعوت کنند. ببینید، بحث تنگه هرمز یک بحث بسیار مهم است و اگر درست پیش نرویم، به مشکل برمیخوریم. دو بحث وجود دارد؛ یکی آن چیزی که الان بر اساس یادداشت تفاهم در حال اجراست و دیگری آینده تنگه هرمز. در یادداشت تفاهم از این محکمتر نمیشد نوشت. آمریکا در بند چهار، محاصره دریایی را برمیدارد. در بند پنج آمده است که ایران ترتیباتی را اتخاذ میکند تا رفتوآمد در تنگه هرمز به میزان قبل از جنگ بازگردد و این کار را ظرف سی روز، با رفع مشکلات و موانعی که خود ایران انجام میدهد، عملی میکند. پس اولاً گفته شده ایران ترتیبات را اتخاذ میکند؛ یعنی اعمال حاکمیت ما تثبیت شده است. ثانیاً ظرف سی روز این کار را انجام میدهیم، یعنی فوری انجام نمیدهیم، بلکه بهتدریج انجام میشود. همچنین گفته شده که فقط برای شصت روز هزینهای دریافت نمیشود. این خودش یک جمله طلایی است که دریافت هزینه را در این یادداشت تفاهم تثبیت میکند.
در ادامه آمده است که ایران و عمان درباره دو موضوع با هم گفتوگو خواهند کرد؛ یکی اداره آینده تنگه هرمز و دیگری خدمات دریایی که ارائه خواهد شد. یعنی باز هم پذیرفته شده که تنگه هرمز در آینده یک نظام اداره خواهد داشت و خدمات دریاییای وجود دارد که ایران و عمان آن را ارائه میکنند. بعد هم گفته شده که در این خصوص با دیگر کشورهای منطقه نیز گفتوگو خواهند کرد؛ یعنی اصلاً حالت تحمیلی ندارد. در اینجا به رسمیت شناخته شده که اداره آینده تنگه هرمز میان ایران و عمان تنظیم میشود و خدماتی وجود دارد که طبیعتاً هیچوقت رایگان نیست و در مقابل آن هزینه دریافت میشود.
من دلم میخواهد ادبیاتی را که در آمریکا شکل گرفته و مقالاتی را که نوشته شده بررسی کنید. ببینید چگونه ترامپ و دستاوردهایش را بابت این یادداشت تفاهم به تمسخر گرفتهاند. سعی میکنند کریدور دیگری را دوباره باز کنند، بعد میگویند نه، از آبهای عمان است و با عمان صحبت کردهاند و عمان خودش قبول کرده که دیگر این کار را ادامه ندهد. بالاخره آنها در عمل همیشه بدعهدی کردهاند و همواره سعی میکنند زیادهخواهی کنند. باید در مقابل این رفتارها ایستاد و مقابله کرد.
هفته پیش هم دو شب به درگیری کشید. تعارف نداریم؛ اگر آنچه در یادداشت تفاهم آمده اجرا نکنند یا بخواهند آن را دور بزنند یا نقض کنند، ما مقابله میکنیم. همان دو شب هم با هم در تماس بودیم؛ هم با میدان، یعنی میدان واقعی، و بعد هم کنترل کردیم که از یک حد مشخص فراتر نرود و دوباره به جنگ گسترده تبدیل نشود، چون زمینه آن وجود دارد.
موگویی: یعنی حمله به کویت و بحرین با هماهنگی شما بوده؟ با هماهنگی میدان و دیپلماسی؟
دکتر عراقچی؛ حالا اگر بخواهید از من اعتراف بگیرید، یادتان نرود که من وزیر امور خارجه هم هستم.(با خنده) ببینید، وقتی آمریکا به ما حمله میکند، ما هم پاسخ میدهیم. در نحوه پاسخ دادن هم دقتهایی انجام میدهیم تا بیشترین منفعت و کمترین ضرر را برای ما داشته باشد. همیشه در جنگ و حتی پس از جنگ، میان ما هماهنگی وجود داشته است؛ بهویژه اینکه اقدامات باید به شکلی انجام شود که قابل کنترل باشد و دوباره به یک جنگ گسترده و غیرضروری، خارج از اراده و کنترل ما، تبدیل نشود. جنگیدن هم برای خودش قواعد و حسابوکتاب دارد. منافع ما اینگونه اقتضا میکند. مثل صفحه شطرنج است؛ حرکت دادن هر مهره حسابوکتاب خودش را دارد. جنگیدن هم بالاخره مرحله دارد و حسابوکتاب خودش را. هر جایی را در هر لحظه نمیزنید؛ هر اقدامی مراتب و ملاحظات خودش را دارد. مهم این است که هماهنگی بین ما و آنها وجود دارد.
