صدای کارگر، بازنشسته و کارفرما باید به اتاق مدیرعامل تامین اجتماعی برسد

اگر قرار است نظریه "وفاق" در سازمان تامین اجتماعی نیز به معنای واقعی کلمه اجرا شود، شاید یکی از بهترین عرصه‌های آزمون آن همین‌جا باشد؛ جایی که سه ضلع اصلی یعنی کارگر، کارفرما و بازنشسته باید در فرآیند تصمیم‌سازی بیش از گذشته دیده و شنیده شوند.

سخنان غلامحسین محمدی، سرپرست سازمان تامین اجتماعی، درباره ضرورت “هم‌آفرینی، نوآوری و اصلاح روش‌ها و استراتژی‌های سرمایه‌گذاری” را می‌توان از زاویه‌ای مهم‌تر نیز مورد توجه قرار داد؛ اینکه سازمان تامین اجتماعی برای تحقق همین راهبردها، بیش از هر چیز به تعامل واقعی با صاحبان اصلی سازمان نیاز دارد.

به گزارش عصر خبر،تامین اجتماعی یک سازمان معمولی نیست؛ سازمانی بین‌نسلی است که میلیون‌ها کارگر، بازنشسته، مستمری‌بگیر و کارفرما با آن ارتباط مستقیم دارند و منابع و مصارف آن نیز به همین جامعه بزرگ گره خورده است. بنابراین اگر قرار است “هم‌آفرینی” به یک راهبرد عملی تبدیل شود، صدای ذی‌نفعان اصلی باید نه در حاشیه، بلکه در کنار تصمیم‌گیران شنیده شود.

در همین چارچوب، یکی از پیشنهادهای قابل تامل می‌تواند تعیین سه مشاور تخصصی در حوزه‌های کارگری، بازنشستگی و کارفرمایی در کنار مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی باشد؛ مشاورانی که نه صرفا عنوانی تشریفاتی داشته باشند، بلکه به‌عنوان حلقه ارتباطی میان مدیریت سازمان و جامعه تحت پوشش، مطالبات، مشکلات و پیشنهادهای هر سه گروه را به مدیرعامل منتقل کنند.

چنین ساختاری می‌تواند چند مزیت مهم داشته باشد. نخست اینکه بسیاری از تصمیمات سازمان پیش از اجرا از منظر کسانی که مستقیما تحت تأثیر آن قرار می‌گیرند، بررسی می‌شود. دوم اینکه فاصله میان بدنه سازمان و جامعه هدف کاهش پیدا می‌کند. سوم اینکه مدیرعامل به جای دریافت گزارش‌های صرفا اداری، امکان دسترسی مستقیم‌تر به واقعیت‌های میدانی و مطالبات کارگران، بازنشستگان و کارفرمایان خواهد داشت. از سوی دیگر، حضور چنین مشاورانی می‌تواند به تحقق همان “تواضع و تعامل” مورد تاکید رئيس سازمان کمک کند.

تعامل زمانی معنا پیدا می‌کند که صرفا در جلسات و نشست‌ها خلاصه نشود، بلکه سازوکاری دائمی برای شنیدن، انتقال و پیگیری مطالبات وجود داشته باشد. البته باید برای این مشاوران شرح وظایف روشن، شاخص عملکرد، دسترسی مشخص به مدیرعامل و سازوکار گزارش‌دهی و پیگیری مطالبات تعریف شود. همچنین انتخاب آنان باید بر اساس شناخت واقعی از مسائل جامعه هدف، تجربه، تخصص و مقبولیت حرفه‌ای باشد، نه روابط و ملاحظات جناحی.

اگر قرار است نظریه “وفاق” در سازمان تامین اجتماعی نیز به معنای واقعی کلمه اجرا شود، شاید یکی از بهترین عرصه‌های آزمون آن همین‌جا باشد؛ جایی که سه ضلع اصلی یعنی کارگر، کارفرما و بازنشسته باید در فرآیند تصمیم‌سازی بیش از گذشته دیده و شنیده شوند.

تامین اجتماعی زمانی می‌تواند از “هم‌آفرینی” سخن بگوید که صاحبان اصلی آن فقط مخاطب تصمیمات نباشند، بلکه بخشی از فرآیند تصمیم‌سازی نیز باشند. شاید ایجاد جایگاه مشاوران کارگری، بازنشستگی و کارفرمایی در کنار مدیرعامل، گامی ساده اما مؤثر برای تبدیل شعار “تعامل و تواضع” به یک سازوکار عملی و ماندگار باشد؛ پیشنهادی که می‌تواند هم اعتماد را افزایش دهد و هم بسیاری از تصمیمات را پیش از رسیدن به مرحله بحران، اصلاح کند.

عضویت در تلگرام عصر خبر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
طراحی سایت و بهینه‌سازی: نیکان‌تک