۱۰ سؤال درباره عملکرد میرهاشم موسوی در سازمان تامین اجتماعی

جمعی از کارشناسان و مدیران شاغل و بازنشسته ستاد مرکزی سازمان تأمین اجتماعی با طرح ۱۰ پرسش درباره عملکرد دوره مدیریت میرهاشم موسوی در این سازمان، خواستار شفافسازی درباره انتصابات، وضعیت سرمایه کارشناسی، نحوه مدیریت شرکتها و داراییها، تسهیلات بانکی، پروژهها، هزینهکرد منابع و میزان پاسخگویی مدیران شدند.
به گزارش عصر خبر ، این جمع از کارشناسان و مدیران شاغل و بازنشسته ستاد مرکزی سازمان تأمین اجتماعی تأکید کردهاند که منابع این سازمان متعلق به میلیونها بیمهشده و بازنشسته است و مدیران باید در قبال تصمیمات خود پاسخگو باشند.
در این گزارش، ۱۰ پرسش اصلی درباره عملکرد دوره مدیریت میرهاشم موسوی در سازمان تأمین اجتماعی مطرح شده است.
۱. انتصابات بر چه اساسی انجام شد؟
نخستین پرسش درباره مبنای انتصاب مدیران و مسئولان در دوره مدیریت میرهاشم موسوی است.
در این زمینه این سؤال مطرح شده که معیار انتخاب مدیران و مسئولان چه بوده است؛ تخصص، تجربه و شایستگی حرفهای یا وابستگیها و ملاحظات سیاسی؟
همچنین پرسیده شده است چرا بخشی از مدیران و کارشناسان باسابقه سازمان کنار گذاشته یا به حاشیه رانده شدند؟
۲. سرمایه کارشناسی سازمان کجا رفت؟
تأمین اجتماعی یک مجموعه تخصصی بیمهای است و بخش مهمی از توان آن به سرمایه انسانی و بدنه کارشناسی آن وابسته است.
بر همین اساس، سؤال دیگری که مطرح شده این است که چرا در مقاطعی به جای استفاده از تجربه بدنه کارشناسی، تصمیمات مهم مدیریتی خارج از بدنه تخصصی سازمان گرفته شد؟
همچنین این پرسش مطرح شده که آیا گزارشی درباره پیامدهای این تغییرات مدیریتی منتشر شده است یا خیر؟
۳. سرنوشت شرکتهای سودده سازمان چه شد؟
در ادامه، درباره وضعیت شرکتها و داراییهای سازمان تأمین اجتماعی نیز ابهاماتی مطرح شده است.
در این گزارش تأکید شده است که شرکتها و داراییهای سازمان، سرمایه میلیونها بیمهشده و بازنشسته محسوب میشود.
از این رو پرسیده شده است چه شرکتهایی در آن دوره واگذار، منتقل یا دچار تغییر مالکیت شدند؟
ارزشگذاری این شرکتها و داراییها چگونه انجام شده است؟ خریداران چه کسانی بودند؟ و آیا قیمتگذاریها توسط کارشناسان مستقل تأیید شده است؟
۴. وامها و تسهیلات بانکی کجا هزینه شد؟
یکی دیگر از محورهای مورد سؤال، دریافت و نحوه مصرف تسهیلات بانکی است.
در این زمینه پرسیده شده است اگر برای اجرای پروژهها یا اداره مجموعههای اقتصادی سازمان از بانکها تسهیلات دریافت شده، میزان این تسهیلات چقدر بوده است؟
نرخ سود و دوره بازپرداخت این تسهیلات چه میزان بوده و هزینه نهایی این تصمیمات برای بیمهشدگان چقدر شده است؟
۵. پروژهها با چه توجیهی کلنگ خوردند؟
پرسش دیگر به پروژههایی مربوط میشود که در دوره مدیریت مذکور کلنگزنی یا آغاز شدهاند.
در این زمینه سؤال شده است چند پروژه در آن دوره کلنگزنی شد و پیش از آغاز آنها، آیا مطالعه فنی، اقتصادی و مالی وجود داشته است؟
همچنین باید مشخص شود چه تعداد از این پروژهها امروز به بهرهبرداری رسیده و چه تعداد نیمهتمام باقی مانده است.
در این گزارش همچنین این پرسش مطرح شده که آیا در انتخاب محل و نوع پروژهها، منافع واقعی بیمهشدگان معیار اصلی بوده یا درخواستهای محلی و سیاسی نیز در این تصمیمات اثرگذار بوده است؟
۶. چه مقدار از منابع سازمان صرف امور خارج از مأموریت آن شد؟
سازمان تأمین اجتماعی دارای مأموریت قانونی مشخصی است و بر همین اساس، باید روشن شود هر ریالی که از منابع سازمان هزینه شده، چه ارتباطی با مأموریت قانونی این سازمان داشته است.
در این گزارش پرسیده شده است اگر هزینهای خارج از این چارچوب انجام شده، مبنای قانونی آن چه بوده است؟
۷. ماجرای پرداخت سه میلیون تومان چه بود؟
یکی دیگر از پرسشهای مطرحشده به پرداخت سه میلیون تومان به مستمریبگیران مربوط است.
در این زمینه پرسیده شده است این پرداخت دقیقاً با چه محاسباتی انجام شد؟ منبع تأمین اعتبار آن چه بود؟ و آیا این پرداخت با محاسبات بیمهای و تعهدات بلندمدت صندوق سازگار بود؟
همچنین در این گزارش آمده است اگر ادعا میشود زمانبندی این پرداخت ارتباطی با انتخابات نداشته، آیا اسناد و مکاتبات مربوط به آن برای افکار عمومی منتشر خواهد شد؟
۸. چه کسی پاسخگوی تصمیمات پرهزینه است؟
در ادامه، موضوع مسئولیتپذیری مدیران در قبال تصمیمات اقتصادی و مدیریتی مطرح شده است.
این جمع از کارشناسان و مدیران شاغل و بازنشسته ستاد مرکزی سازمان تأمین اجتماعی پرسیدهاند اگر تصمیمی باعث افزایش هزینه، بدهی یا کاهش بازده سرمایهگذاری سازمان شده است، مسئولیت آن با چه کسی است؟
همچنین باید مشخص شود آیا مدیران تصمیمگیرنده درباره نتایج تصمیمات خود ارزیابی و پاسخگویی داشتهاند یا خیر؟
۹. چرا حسابرسی مستقل و شفاف منتشر نشد؟
یکی از راههای پایان دادن به ابهامات درباره عملکرد مالی و مدیریتی، انتشار گزارشهای رسمی و حسابرسیشده است.
در این گزارش پرسیده شده است چرا باید بازنشستگان برای فهمیدن سرنوشت منابع خود، به شایعات و فضای مجازی متوسل شوند؟
این جمع خواستار آن شدهاند که گزارشهای رسمی و حسابرسیشده درباره عملکرد مالی و تصمیمات اقتصادی سازمان در دسترس ذینفعان قرار گیرد.
۱۰. سازمان تأمین اجتماعی برای چه کسی است؟
آخرین و اساسیترین سؤال مطرحشده این است که سازمان تأمین اجتماعی برای چه کسی است؟
برای مدیرعامل؟ برای وزیر؟ برای نماینده مجلس؟ برای احزاب و جریانهای سیاسی؟ یا برای کارگری که ۳۰ سال حق بیمه پرداخت کرده و بازنشستهای که تمام عمر چشم به این صندوق داشته است؟
در این گزارش تأکید شده است که سازمان تأمین اجتماعی متعلق به بیمهشدگان و ذینفعان آن است و هیچ مدیرعاملی حق ندارد خود را مالک این سازمان بداند.
بر اساس این دیدگاه، هر مدیری که مسئولیت میپذیرد، امین منابع بیمهشدگان است، نه صاحب آن.
مطالبه؛ شفافیت و پاسخگویی
این جمع از کارشناسان و مدیران شاغل و بازنشسته ستاد مرکزی سازمان تأمین اجتماعی تأکید کردهاند که مطالبه آنان سیاسی و جناحی نیست، بلکه حسابکشی شفاف، ارائه گزارش مالی، حسابرسی مستقل و پاسخگویی مدیران است.
در این گزارش تصریح شده است: اگر عملکرد دوره میرهاشم موسوی قابل دفاع است، اسناد آن منتشر شود؛ اگر انتصابات کارشناسی بوده، سوابق منصوبشدگان منتشر شود؛ اگر واگذاریها به نفع سازمان بوده، قراردادها و گزارش ارزشگذاری آنها منتشر شود و اگر پروژهها اقتصادی بودهاند، گزارش توجیه اقتصادی و میزان پیشرفت آنها در اختیار افکار عمومی قرار گیرد.
در ادامه آمده است: اگر همه تصمیمات در چارچوب قانون و منافع بیمهشدگان بوده، چه دلیلی برای نگرانی از شفافیت وجود دارد؟
این جمع در پایان تأکید کردهاند که بازنشستگان حق دارند بدانند با سرمایه و آینده آنان چه کردهاند.
آنان این مطالبه را حق خود و نه لطف هیچ مدیری دانستهاند.
