بیانیه کانون عالی انجمن های صنفی کارگران: معیشت با تخفیف اداره نمیشود

دكتر سميه گلپور رئيس کانونعالی انجمنهای صنفی کارگران ایران در پاسخ به اظهارات وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی درباره طرح کالابرگ و حمایتهای ادعا شده از معیشت کارگران بيانيه اي منتشر كرد.
به گزارش عصر خبر، متن كامل بيانيه به شرح زير است:
اظهارات اخیر وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی درباره اختصاص بخشی از حمایتهای طرح کالابرگ به تولیدکنندگانی که با ارائه تخفیفهای محدود در اقلامی همچون لبنیات و روغن با دولت همراهی میکنند، نه تنها پاسخی درخور به بحران معیشتی جامعه کارگری نیست، بلکه نشانهای روشن از فاصله جدی میان روایتهای مدیریتی و واقعیت تلخ زندگی میلیونها کارگر و بازنشسته در کشور است.
کانونعالی انجمنهای صنفی کارگران ایران با مسئولیت صنفی و ملی خود، اعلام میدارد که جامعه کارگری امروز بیش از هر زمان دیگری زیر بار تورم، کاهش مستمر قدرت خرید، ناامنی شغلی، دستمزدهای ناکافی و فرسایش کرامت معیشتی قرار گرفته است. در چنین شرایطی، تقلیل مسئله معیشت مردم به چند درصد تخفیف بر روی کالاهای مصرفی، چیزی جز کوچکنمایی بحران، پاک کردن صورت مسئله و استمرار آدرسدهیهای غلط نیست. مسئله اصلی کارگران ایران، تخفیف ۳ درصدی و ۱۰ درصدی نیست؛ مسئله اصلی، سفرهای است که هر ماه کوچکتر میشود، کارگری است که با وجود اشتغال، توان تأمین ابتداییترین نیازهای خانواده خود را ندارد، خانوادهای است که میان خرید گوشت، دارو، اجارهخانه، شهریه فرزند و هزینه رفتوآمد، ناچار به انتخابِ دردناک میان ضروریات زندگی شده است.
امروز در بسیاری از خانههای کارگری، لبنیات از سبد مصرف حذف یا به حداقل رسیده، گوشت و پروتئین به کالایی دستنیافتنی تبدیل شده، روغن و اقلام اساسی با اضطراب و حسابگری روزانه خریداری میشود، و کرامت خانواده کارگر زیر فشار گرانی، بیثباتی و بیپناهی در حال فرسایش است. این واقعیت را نمیتوان با چند تیتر تبلیغاتی، چند آمار اداری و چند وعده تکراری پنهان کرد. نکتهای که افکار عمومی و جامعه کارگری هرگز فراموش نکردهاند، وعدههای مطرحشده پیش از سال درباره افزایش میزان کالابرگ و تقویت حمایتهای معیشتی بود؛ وعدههایی که با ادبیاتی امیدوارکننده مطرح شد اما در عمل یا به سرانجام روشن نرسید، یا چنان محدود و ناچیز بود که اثر آن در زندگی واقعی مردم دیده نشد.
امروز این پرسش به صورت جدی مطرح است که آن وعدهها چه شد؟ چرا آنچه پیش از سال با زبان اطمینان و امید مطرح شد، اکنون به «بررسی در شرایط محدودیت منابع» تقلیل یافته است؟ چرا بار دیگر به جای اجرای تعهدات روشن، مردم با توضیح، توجیه و تعویق مواجه شدهاند؟ جامعه کارگری حق دارد بپرسد: اگر منابع برای ترمیم حداقلی معیشت مردم وجود ندارد، پس این همه وعده بر چه مبنایی داده شده بود؟ اگر قرار بود افزایش کالابرگ به گرهی از زندگی کارگران باز کند، چرا امروز حتی مدافعان این سیاست نیز از محدودیت منابع سخن میگویند؟ و اگر این طرح قرار است ستون اصلی حمایت معیشتی باشد، چرا اثر آن بر زندگی کارگران تا این اندازه ناچیز، کمدوام و بیرمق است؟
کانونعالی انجمنهای صنفی کارگران ایران با صراحت اعلام میکند که فقر امروز کارگران، محصول مستقیم سالها تصمیمگیری نادرست، ضعف در اولویتبندی، بیعملی در برابر تورم، و سوءمدیریت در حوزه دستمزد، اشتغال و حمایت اجتماعی است. فقر، یک حادثه طبیعی نبوده است. فقر، نتیجه مستقیم سیاستهایی است که هزینه ناکارآمدی خود را بر سفره کارگر تحمیل کردهاند. فقر، پیامد آن مدیریتی است که به جای درمان ریشهای، به مُسکنهای تبلیغاتی دل بسته است. فقر، محصول آن رویکردی است که سالها هشدار تشکلهای کارگری را نادیده گرفت و امروز از کنار رنج معیشتی مردم با زبان آمار و تخفیف عبور میکند. وقتی دستمزد از سبد واقعی معیشت عقب میماند، وقتی قراردادهای موقت و بیثبات، امنیت روانی و اقتصادی نیروی کار را نابود میکند، وقتی کارگر شاغل نیز زیر خط فقر قرار میگیرد، وقتی بیمه بیکاری به جای آنکه یک حمایت موقت در شرایط استثنایی باشد، به پناهگاه خیلِ رو به افزایشِ بیکارشدگان تبدیل میشود، دیگر نمیتوان از «حمایت» سخن گفت بیآنکه از شکست در صیانت از معیشت و منزلت نیروی کار حرفی به میان آید.
اظهارات وزیر محترم کار، در شرایطی بیان میشود که جامعه کارگری از وزارت متبوع ایشان انتظار دارد مدافع کارگر باشد، نه راوی تخفیفهای حداقلی و مفسر محدودیت منابع. وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی باید توضیح دهد که برای کاهش شکاف دستمزد و هزینه زندگی چه کرده است؟ برای تثبیت اشتغال چه برنامه مؤثری داشته است؟ برای مقابله با اخراجها، قراردادهای ناعادلانه، کاهش قدرت خرید، و سقوط مستمر رفاه خانوارهای کارگری چه اقدام عملی و ملموسی صورت داده است؟
بیتردید حمایت از تولید ضروری است؛ اما حمایت از تولید زمانی ارزشمند و قابل دفاع است که به بهبود معیشت نیروی کار، تثبیت اشتغال و ارتقای سطح زندگی کارگران منجر شود. اینکه دولت از تولیدکنندهای که چند درصد تخفیف میدهد حمایت کند، در حالی که کارگر همچنان از تأمین حداقلهای زندگی عاجز است، نه افتخار سیاست اجتماعی است و نه نشانه موفقیت اقتصادی؛ بلکه صرفاً شاهدی دیگر بر آن است که در این ساختار، بار اصلی بحران همچنان بر دوش کارگران و طبقات مزدبگیر قرار دارد. ما با صراحت میگوییم: کارگران ایران محتاج نمایش نیستند؛ محتاج عدالت در دستمزد، ثبات در اشتغال، صداقت در سیاستگذاری و مسئولیتپذیری در اداره کشور هستند.
کارگر ایرانی صدقه نمیخواهد؛ حق خود را میخواهد. او نمیخواهد هر چند ماه یکبار با بستهای موقت، وعدهای جدید، یا تخفیفی ناچیز به سکوت دعوت شود. او خواهان آن است که حاصل سالها کار، تلاش و نقشآفرینیاش در اقتصاد کشور، به زندگی آبرومندانه برای خود و خانوادهاش منتهی شود. از اینرو، کانونعالی انجمنهای صنفی کارگران ایران ضمن رد هرگونه روایتسازی خوشبینانه و غیرمنطبق با واقعیت معیشتی جامعه کارگری، از وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی میخواهد به جای تکرار ادبیات توجیهی، گزارشی شفاف، مستند و قابل سنجش از سرنوشت وعدههای پیشین درباره افزایش کالابرگ، آثار واقعی سیاستهای حمایتی بر سفره مردم، و برنامه عملی وزارتخانه برای جبران عقبماندگی معیشتی کارگران ارائه کند.
همچنین این کانون اعلام میدارد که آمادگی دارد در چارچوب گفتوگوی اجتماعی، در نشستی علنی و شفاف با حضور رسانهها بویژه رسانه ملی و نمایندگان واقعی کارگران و بازنشستگان این مسائل را به بحث بگذارد تا افکار عمومی خود قضاوت کند که آیا آنچه امروز به عنوان حمایت معرفی میشود، واقعاً درمانی برای درد معیشت کارگران و بازنشستگان بوده است یا صرفاً پوششی برای ناتوانی در مواجهه با بحران.
در پایان تأکید میکنیم: جامعه کارگری ایران از وعدههای تکراری، سیاستهای کماثر و اظهارات بدون مسئولیت عبور کرده است. امروز زمان آن رسیده است که به جای مدیریت خبر، زندگی مردم مدیریت شود؛ به جای آمارسازی، معیشت کارگر ترمیم شود؛ و به جای سخنان دلخوشکننده، تصمیمات شجاعانه، عادلانه و پاسخگو اتخاذ گردد.
کانونعالی انجمنهای صنفی کارگران ایران
