میکرودراما؛ فرصتی برای دیدن و دیدهشدن!

محسن مصطفوی – محال است با فیلمسازان فیلم کوتاه گفتوگو کنید و آنها از دشواریهای امروز فیلمسازی نگویند، از اینکه ساخت یک فیلم حتی اگر تنها چند دقیقه باشد به سرمایهای قابل توجه نیاز دارد، از اینکه برای تأمین بودجه اثرشان ماهها و گاه سالها میان اتاق مدیران، نهادها و مراکز مختلف رفتوآمد کردهاند تا شاید بخشی از هزینههای تولید تقبل شود. کمتر فیلمسازی را میتوان یافت که از گرانی تجهیزات، هزینههای سرسامآور اجاره دوربین، صدا و دیگر ملزومات تولید یا از دردسرهای حمل این تجهیزات به لوکیشنهای مختلف گلایه نداشته باشد. واقعیت این است که فیلمسازی همواره فرآیندی پیچیده، زمانبر و پرهزینه بوده و همین دشواریها سبب شده بسیاری از استعدادهای جوان پیش از آنکه فرصت دیده شدن پیدا کنند از ادامه مسیر بازبمانند.
در چنین شرایطی ظهور قالبی تازه در عرصه تولید محتوا نگاه بسیاری از فیلمسازان و حتی فعالان صنعت تصویر را به خود جلب کرده است، قالبی که میتواند بخشی از این موانع را کنار بزند و راه را برای تجربههای تازه هموار کند. «میکرودراما» نام این قالب نوظهور است، گونهای از روایت تصویری که با تکیه بر داستانگویی کوتاه، ریتم تند و تولید کمهزینه، توانسته در مدت کوتاهی جای خود را میان مخاطبان باز کند و به یکی از روندهای رو به رشد صنعت سرگرمی در جهان تبدیل شود یا به عبارتی انقلابی در فیلمسازی پدید آورد.
میکرودراما این امکان را فراهم کرده است که فیلمسازان بهویژه نسل جوان بدون نیاز به بودجههای سنگین یا تجهیزات حرفهای ایدههای خود را به تصویر بکشند. امروز یک تلفن همراه با کیفیت مناسب، اندکی دانش تصویربرداری و مهارت در تدوین میتواند نقطه آغاز ساخت اثری باشد که شانس دیده شدن در فضای مجازی و حتی بازارهای حرفهای را داشته باشد. همین ویژگی باعث شده فرصت تولید برای فیلمسازان مستقل بیش از گذشته فراهم شود و استعدادهای تازه امکان بیشتری برای دیده شدن پیدا کنند.
رشد چشمگیر استقبال از این قالب در کشورهای مختلف نیز نشان میدهد که میکرودراما تنها یک مد زودگذر نیست. افزایش تعداد تولیدات، شکلگیری پلتفرمهای اختصاصی، سرمایهگذاری شرکتهای رسانهای و استقبال گسترده مخاطبان همگی از آن حکایت دارند که این قالب به بخشی از آینده صنعت تصویر تبدیل شده، طبیعی است که متولیان سینما و تولید محتوا نیز نسبت به این جریان بیتفاوت نباشند و برای آزمودن ظرفیتهای آن برنامهریزی کنند.
اهمیت این قالب تا آنجاست که حالا در داخل کشورهم جشنوارهای تخصصی برای آن شکل گرفته است. جشنواره «ریلیمو» که از سوی یکی از پلتفرمهای نمایش خانگی راهاندازی شده، تلاش میکند استعدادهای این حوزه را شناسایی و از شکل تازه روایتگری حمایت کند. اما آیا میکرودراما تنها یک قالب مکمل برای تولید محتواست یا قرار است به نقطهای تازه در آینده فیلمسازی و آغاز تحولی جدید در صنعت تصویر تبدیل شود؟ باید منتظر ماند و دید آیا فیلیمو میتواند از این فرصت تازه، استعدادهای جدید و جوان عرصه سینما را کشف و پایشان را به بازی بزرگان بکشاند؟ آیا «ریلیمو» میتواند سرمشقی برای سایر پلتفرمها، نهادهای کادرساز و موسسات تولید هنری در جهت استعدادیابی و گشودن پنجرهای جذاب برای تولیدات سینمایی به سبکی جهانی و مدرن باشد؟
