امضای عنقا؛ تکرار یا تکامل

عصرخبر؛ سیدمهرزاد موسوی – حامد عنقا در بسیاری از پروژههایش، از «قلب یخی» و «تنهایی لیلا» تا «پدر»، «آقازاده»، «گناه فرشته» و تازهترین آثارش، هم در مقام نویسنده و هم تهیهکننده، صاحب جهان داستانی و روایی مشابهی بوده؛ بنابراین آنچه روی قاب تلویزیون یا نمایش خانگی دیدهایم، بیش از آنکه محصول یک کارگردان باشد، محصول سلیقه و جهانبینی خالق است. پس در این نوشته، «کارگردان» را آگاهانه کنار میگذاریم.
اگر قرار باشد برای آثار حامد عنقا یک امضای روایی تعریف کنیم، همین جهان داستانی است. او در همه این سالها یک فرمول مشخص را بارها آزموده و به تدریج آن را تکامل داده است. او تعلیق را با آشکار کردن حقیقت در همان قسمت ابتدایی داستان میکشد یا بخش مهمی از سرنوشت شخصیتها را برملا میکند تا مسیر رسیدن به آن اهمیت پیدا کند، نه نقطه پایانی؛ در واقع روشی که به جای پاسخ دادن به «چه میشود؟»، مخاطب را درگیر «چگونه به آن نقطه میرسیم؟» میکند. او همین روش را در موقعیتهای مختلف بهکار میگیرد.
اما از فرم ارائه درام که بگذریم، عنقا در سوژهیابی هم روش مشابهی را در تمام این سالهای پر فراز و کمنشیب دنبال کرده است؛ او بهخوبی نبض سوژههای ملتهب جامعه را میشناسد. شخصیتهای محوری آثارش اغلب از دل خانوادههای مذهبی یا دیندار میآیند. انسانهایی که میان ایمان، قدرت، عشق، فساد، آبرو و اخلاق گرفتار شدهاند. همین انتخاب، هم بار دراماتیک بالایی تولید میکند و هم بهطور طبیعی، بحث و جدل در شبکههای اجتماعی را به دنبال دارد. او خوب میداند چگونه قصهای بنویسد که هم مخاطب عام را پای سریال نگه دارد و هم فضای مجازی را به واکنش وادارد (شما بخوانید وایرالشدن را خوب بلد است!). این فرمول تاکنون، با کیفیتهای متفاوت، بارها برایش موفقیت به همراه آورده و یکی از امضاهای جهان او شده؛ از پریدن از پنجره در مواجهه با دختر مزاحم بگیر تا قبلت گفتن مقابل کاسه آش تا چالشهای پسرک در مقابل پدر ظاهرالصلاحش.

حامد عنقا این جنس روایت را بلد است یا نه؛ پاسخ آن سالهاست داده شده. اما سؤال اصلی این است که آیا این جهان داستانی هنوز ظرفیت غافلگیری دارد؟ آیا هر فرمول موفقی، روزی به نقطه اشباع میرسد؟ بخشی از پاسخ را نقدهای عام و خاص به سریال «بدنام» میدهد ولی پاسخ اصلی را اثر بعدی او مشخص خواهد کرد.
و چه خوب میشود اگر آن اثر ساختهنشده، نخستین خروج جدی عنقا از قلمروی آشنایش باشد؛ تجربهای متفاوت، نه فقط در فرم روایت، بلکه در جهان، شخصیتها و مسئلههایی که همیشه انتخاب میکند. کاش عنقا چالش جدید را بپذیرید و از پیله امن همیشگی و آشنایش بیرون بیاید. شاید اثر بعدی را خودش هم بیشتر دوست داشته باشد!




