آقای رئیس جمهور درد تامین اجتماعی را گفتید؛ اکنون برای درمان کمک کنید
در حوزه درمان تامین اجتماعی، مسائل و مطالبات انباشتهای وجود دارد که نیازمند پاسخ روشن وزارت بهداشت و دولت است؛ از نحوه تامین منابع و اجرای تعهدات گرفته تا تعیین تکلیف هزینههایی که سالها بر دوش سازمان باقی مانده است.

حمید رضا جباری امیری جانباز، آزاده و مدیرکل بازنشسته سازمان تامین اجتماعی در یادداشتی برای عصر خبر نوشت:
جناب آقای دکتر پزشکیان، ریاست محترم جمهور، سخنان شما از درد دل میلیونها بیمهشده و بازنشسته گفت؛ اما ایکاش ریشههای این گرفتاری را نیز صریحتر بیان میکردید.

اگر قرار است درباره ناتوانی سازمان تامین اجتماعی در تامین هزینههای درمان و ایفای تعهدات بیمهای صحبت کنیم، باید همه واقعیتها را کنار هم ببینیم؛ نه اینکه فقط بخشی از مسئله دیده شود.
آیا میدانستید؟
دولت بدهی سنگینی به سازمان تامین اجتماعی دارد و رقم این مطالبات به ارقام بسیار بزرگی رسیده است. آیا وقت آن نرسیده است رقم دقیق و بهروز بدهی دولت به تامین اجتماعی بهصورت رسمی و شفاف اعلام شود؟
آیا میدانستید؟
در مقاطعی پرداخت بخشی از بدهی دولت در قالب اوراق مالی مطرح شده است. اگر تعهدی ایجاد شده و هنوز بهطور کامل عملیاتی نشده، چه کسی باید پاسخگو باشد؟
آیا میدانستید؟
همه دولتها و مدیران ارشد کشور بر استقلال سازمان تامین اجتماعی و رعایت اصل سهجانبهگرایی تاکید کردهاند؛ اما پرسش اینجاست که چرا این اصل، آنگونه که باید، در ساختار تصمیمگیری و مدیریت سازمان بهصورت واقعی و کامل اجرا نشده است؟
سهجانبهگرایی فقط یک شعار نیست؛ حق قانونی و ساختاری کارگر، کارفرما و دولت است.
آیا میدانستید؟
سالهاست دولتها از ضرورت خروج تامین اجتماعی از بنگاهداری سخن میگویند؛ اما در عمل، در مقاطعی شرکتها و بنگاههای زیانده یا کمبازده دولتی در قبال بدهی دولت به سازمان واگذار شدهاند.
آیا این شیوه، حل مشکل تامین اجتماعی است یا انتقال مسئلهای از یک بخش دولت به سرمایه بیننسلی بیمهشدگان؟
آیا میدانستید؟
یکی از مسائل جدی، نحوه انتخاب و تغییر مدیران در مجموعههای اقتصادی تامین اجتماعی و شستا است؛ مجموعهای که سرمایه آن متعلق به میلیونها بیمهشده و بازنشسته است.
سؤال روشن است:

آیا مدیران این مجموعهها باید بر اساس تخصص، تجربه، پاکدستی و کارآمدی انتخاب شوند یا ملاحظات سیاسی و مدیریتی؟
آیا میدانستید؟
تامین اجتماعی یک صندوق بیمهای و اقتصادی است؛ نه یک نهاد صرفا حمایتی.
اداره چنین سازمان عظیمی با نگاه «کمیته امدادی» نمیتواند جایگزین مدیریت حرفهای، اقتصادی، بیمهای و سرمایهگذاری شود.
آیا میدانستید؟
در چنین سازمانی، مدیران باید از هرگونه تعارض منافع و وابستگی اقتصادی مصون باشند و تصمیمهای آنان در جهت صیانت از منافع بیمهشدگان و حفظ سرمایه بیننسلی سازمان باشد.
آیا میدانستید؟
در یک دوره هشتساله، تغییرات متعدد در مدیریت عالی سازمان رخ داده و عمر برخی مدیریتها بسیار کوتاه بوده است.
آیا میتوان با مدیریتهای کوتاهمدت، برنامههای بلندمدت بیمهای، اقتصادی و سرمایهگذاری را به نتیجه رساند؟
بیثباتی مدیریتی، هزینه دارد؛ و این هزینه را در نهایت بیمهشده و بازنشسته پرداخت میکند.
آیا میدانستید؟
مدیران توانمند و باتجربهای در بدنه تامین اجتماعی، که سالها دانش و تجربه اندوختهاند، طی سنوات به دلایل مختلف از چرخه مدیریت کنار گذاشته شدهاند و بعضاً پیش از آنکه بتوان از تجربه آنان استفاده کرد، بازنشسته شده یا گوشهنشین شدهاند.
آیا سرمایه انسانی تامین اجتماعی کمتر از سرمایه مالی آن ارزش دارد؟
آیا میدانستید؟
بر اساس قانون الزام، سازمان تامین اجتماعی دارای تکالیف مشخصی در حوزه درمان مستقیم است؛ اما موضوع سهم سرانه درمان و نحوه تامین منابع این بخش، سالها محل بحث و مطالبه بوده است.
اگر سازمان موظف به ارائه خدمات درمانی است، منابع این تکلیف قانونی دقیقاً از کجا باید تأمین شود؟
آیا میدانستید؟
در حوزه درمان تامین اجتماعی، مسائل و مطالبات انباشتهای وجود دارد که نیازمند پاسخ روشن وزارت بهداشت و دولت است؛ از نحوه تامین منابع و اجرای تعهدات گرفته تا تعیین تکلیف هزینههایی که سالها بر دوش سازمان باقی مانده است.
و مهمتر از همه؛
اگر سازمان تامین اجتماعی امروز برای پرداخت هزینههای درمان، مستمری و سایر تعهدات خود تحت فشار است، باید همه عوامل همزمان بررسی شوند:
بدهیهای دولت،
وصول حق بیمه،
ساختار سرمایهگذاری،
بازده شرکتهای تابعه،
بنگاهداری،
هزینههای مدیریتی،
انتصابات،
تعارض منافع،
ثبات مدیریتی،
و نحوه اداره شستا.
آقای رئیسجمهور؛
مسئله فقط این نیست که «چرا تامین اجتماعی پول ندارد؟»
سؤال بزرگتر این است:
چرا سازمانی که متعلق به میلیونها کارگر، کارفرما و بازنشسته است، با وجود این حجم از دارایی، شرکت، سرمایهگذاری و مطالبات، همچنان برای انجام تعهدات خود با مشکل مواجه است؟
پاسخ این سؤال نیازمند شفافیت کامل است.
باید صورتهای مالی شفاف باشد؛
باید عملکرد شرکتهای تابعه ارزیابی شود؛
باید مدیران پاسخگو باشند؛
باید انتصابات قابل دفاع باشد؛
باید تعارض منافع بررسی شود؛
و باید مشخص شود هر ریال از سرمایه بیمهشدگان چگونه مدیریت میشود.
تامین اجتماعی متعلق به دولت نیست؛ متعلق به کارگر، کارفرما، بازنشسته و بیمهشده است.
این سرمایه، امانت بیننسلی است؛
نه حیاط خلوت هیچ دولت، جناح و جریان سیاسی.
جناب آقای رئیسجمهور؛ شما درد را گفتید؛ اکنون انتظار میرود ریشههای درد نیز گفته شود و برای درمان آن اقدام شود.


