کارگران حاضرند به جای مزد، کالاهای سبد معیشت بگیرند
وقتی هزینه حداقلی یک خانوار کارگری در سال1404 به 35 تا 45 میلیون تومان رسیده، تعیین و پرداخت دستمزدی حدود 12میلیون تومان، بهمعنای نهادینهکردن فقر است، نه مدیریت آن.
سبد معیشت باید تضمینکننده بقا، کرامت و بازتولید نیروی کار باشد، نه ابزاری برای توجیه کاهش قدرت خرید. اگر سیاستگذار معتقد است این سبد واقعبینانه است، پیشنهاد میکنم همین اقلام را ماهانه بهجای دستمزد نقدی به کارگران تحویل دهد.
مشکل امروز کارگران «زیاد خواستن» نیست،مشکل، کوچکسازی نظاممند سفرهای است که دیگر چیزی برای حذف ندارد. مطابق محاسبات جدول کمیته مزد شورای عالی کار «خانوار 3.3 نفره» به شرح زیر تنظیم شده است.
سهم نان، برنج، گوشت قرمز، مرغ، ماهی، تخممرغ، لبنیات،حبوبات، روغن، قند و شکر، میوه، سبزی 35 تا 30درصد
مسکن، آب، برق، اجاره مسکن، شارژ، آب، برق، گاز45 تا 35درصد
پوشاک و کفش ،پوشاک فصلی، کفش، لباس کار7 تا 5درصد
بهداشت و درمان دارو، ویزیت، درمان سرپایی9 تا 7درصد
حمل ونقل رفت وآمد درون شهری6تا 5درصد
ارتباطات تلفن، اینترنت3 تا 2درصد
آموزش و سایرخدمات آموزش حداقلی، لوازم ضروری خانه، هزینه های پیش بینی نشده7 تا5درصد
این ارقام بر اساس حداقل نیازهای کالری و غیرکالری برای یک خانوار3.3نفره در شرایط استاندارد تعریف شده، توسط کمیته مزد محاسبه شده اند. گروه مسکن «شامل اجاره و هزینه های جانبی» بالاترین سهم را در این سبد به خود اختصاص داده است که نشان دهنده فشار اقتصادی قابل توجه برخانوارهای کارگری است. مواردی که در این سبد لحاظ نشده اند، شامل پس انداز، اقساط «وام، بدهی ها» درمان های تخصصی و بلندمدت، تفریح واقعی «فراغت و استراحت»، هزینه های مربوط به ازدواج ، هزینه های فرزندآوری و هزینه های مربوط به سالمندی است.
این سبد حداقل بقاست و به تنهایی تأمین کننده زندگی شرافتمندانه برای خانوار کارگری نیست. این سبد صرفاً تلاش میکند تا نیازهای اولیه زیر خط فقر مطلق را پوشش دهد.امکان حضور فعال فرد در جامعه را فراهم سازد، اما کاستیهای اساسی در تأمین رفاه و کرامت انسانی دارد.
