مخاطب امروز تشنه تماشا در زمانهای مرده است!

مرجان اشرفیزاده، مدرس کارگاه «روایت در قاب عمودی» در سخنانی با تأکید بر تمایز بنیادین میکرودراما با سایر فرمتهای تصویری، بیان کرد: متأسفانه یک اشتباه رایج این است که میکرودراما را فیلم کوتاه ۶۰ تا ۱۲۰ ثانیهای یا سریال بلند ۴۵ دقیقهای تقطیعشده تلقی میکنیم. این نگاه کاملاً نادرست است. میکرودراما نه فیلم کوتاه بریدهشده است و نه سریال فشردهشده؛ بلکه زیباییشناسی، شیوه روایت و ساختار اختصاصی خود را دارد که هنوز بهطور کامل صورتبندی نشده است.
اشرفیزاده با تشریح رفتار مخاطب امروز، تصریح کرد: بشر با همه تغییرات، همچنان عاشق داستان است. همان بشری که روزگاری گرد آتش یا در غار قصه میشنید، امروز با گوشی همراه، هدفون و در زمانهای کوتاه، به دنبال روایت میگردد.
وی توضیح داد: همانگونه که تلهفیلمها در گذشته، گروه جدیدی از تولیدکنندگان را جذب کردند، میکرودراما نیز میتواند عرصهای تازه برای کار باشد؛ به شرط آنکه مقاومت نکنیم و با ذهنی باز به استقبال آن برویم.»
این کارگردان و مدرس سینما، با اشاره به قواعد در حال شکلگیری این فرمت جدید فیلم و سریال سازی، سه عنصر کلیدی را برشمرد و عنوان کرد: اولین اصل قلاب فوری است و اینکه در پلان اول، هیچ فرصتی برای تیتراژ، اینترو یا معرفی شخصیت ندارید. باید مستقیماً به اصل ماجرا بروید و یک لحظه تکاندهنده را نمایش دهید.
وی اضافه کرد: اصل دوم دیالوگهای کوتاه و ضربآهنگ سریع است چون مخاطب در محیطهای شلوغ توانایی دنبالکردن دیالوگهای بلند را ندارد. دیالوگها باید بسیار کوتاه، سریع و پینگپنگی باشند و گاه حتی به چند کلمه یا زیرنویس تقلیل یابند.»
اشرفی زاده ادامه داد: اصل سوم نیز شخصیتپردازی کاریکاتوری است که به دلیل محدودیت زمان، شخصیتها ناگزیر به تیپهایی مانند مرد ثروتمند خسیس، زن اغواگر یا پدر متعصب تبدیل میشوند. این ویژگی که در نگاه اول نقص به نظر میرسد، در بستر میکرودراما به یکی از اصول کارآمد روایی بدل میشود.
این مدرس سینما با اشاره به تجربه موفق برندهایی مانند «کراکس» در تولید سریالهای عمودی، گفت: برندها دریافتهاند که میتوانند با سریالسازی، محصول خود را از سطح آگاهیبخشی صرف، به سطح احساس و همراهی با مخاطب ارتقا دهند. مثلاً وقتی به یک کفش فکر میکنید، یک قصه عاشقانه در ذهن شما تداعی میشود. این، فرصتی میانرشتهای میان سینما، برندینگ و بازاریابی است که میتواند عرصههای جدیدی را بگشاید.
وی همچنین به ظرفیتهای بومی این قالب اشاره کرد و گفت: با کاراکترهای ثابت و قصههای کوتاه، میتوان مفاهیم عمیقتری مانند بحران آب، محیط زیست، یا حتی روایتهای مذهبی و فرهنگی را به شکلی احساسی و جذاب منتقل کرد. در واقع این حوزه، جای بسیار خوبی برای آزمون و خطا و نوآوری دارد.»
اشرفیزاده در بخش دیگری از سخنان خود، به ویژگیهای خاص مخاطب ایرانی اشاره کرد و گفت: «حس من این است که مخاطب ایرانی تا حدی با مخاطبان سایر کشورها تفاوت دارد. ما عادت داریم به دنبال محتوایی باشیم که ظاهراً فاخرتر باشد و بتوانیم از آن یک کشف یا برداشت احساسی داشته باشیم. امیدوارم آنچه در ایران تولید میشود، در نهایت به مدلی شخصیشده و متناسب با فرهنگ خودمان دست یابد.
وی با اشاره به تغییرات زیستی مخاطب امروز، افزود: ما بخواهیم یا نخواهیم، این فرمتها در حال آمدن هستند و زندگی ما را تغییر میدهند. عدم تمرکز، اعتیاد به دوپامین و کاهش حوصله، واقعیتهایی هستند که نمیتوانیم نادیده بگیریم. به جای مقاومت، بهتر است از این ظرفیت برای تولید محتوای هدفمند و ارزشمند استفاده کنیم.
مرجان اشرفیزاده در پایان خاطرنشان کرد: «میکرودرامای عمودی را نباید پدیدهای زودگذر یا سطحی تلقی کرد. این قالب، پاسخی است به تغییرات عمیق در سبک زندگی، الگوی مصرف رسانهای و نسبت انسان با فناوری. جشنواره ریلیمو، اگرچه در نخستین دوره خود برگزار میشود، اما میتواند نقطه شروعی برای شکلگیری یک زبان تصویری جدید، اصیل و هماهنگ با نیازهای زمانه باشد.

