شستا؛ امپراتوری بیپاسخگویی بر دوش کارگران؟!
امروز زمان پاسخگویی است؛ نه وعدههای تکراری. شستا باید از یک بنگاه پرحاشیه به یک نهاد شفاف، سودآور و پاسخگو تبدیل شود در غیر این صورت، این امپراتوری اقتصادی، بیش از آنکه حامی کارگران و بازنشستگان باشد، به نمادی از بیعدالتی تبدیل خواهد شد.

وقتی کارگران برای تأمین حداقلهای زندگی خود زیر فشار تورم کمر خم کردهاند، سؤال اساسي اینجاست: سرمایههای عظیم آنها در شستا دقیقاً کجا و چگونه هزینه میشود؟ نامه کانون عالی انجمنهای صنفی کارگران ایران به رئیس مجلس، در واقع فریاد بلند یک مطالبه انباشته است؛ مطالبهای که سالهاست در میان بیمهشدگان و بازنشستگان تامين اجتماعي شنیده میشود اما کمتر پاسخی شفاف دریافت کرده است.
به گزارش عصر خبر، شستا، بهعنوان بازوی اقتصادی سازمان تامین اجتماعی، باید موتور تولید ثروت برای کارگران و بازنشستگان باشد، نه جعبه سیاهی که ابهام و بیاعتمادی از آن بیرون میآید. واقعیت تلخ این است که «ناترازی منابع و مصارف» در سازمان تامين اجتماعي دیگر یک اصطلاح تخصصی نیست؛ بلکه به بحرانی ملموس در زندگی روزمره میلیونها ایرانی تبدیل شده است.
وقتی دخل و خرج سازمان تامين اجتماعي به هم نمیخواند، اولین قربانیان آن کارگران و بازنشستگانی هستند که هیچ نقشی در تصمیمات اقتصادی این مجموعه نداشتهاند، اما بیشترین هزینه را میپردازند. پرسش کلیدی اینجاست: اگر شستا با آن حجم عظیم دارایی و شرکتهای متعدد بهدرستی و با حاکمیت شرکتی شفاف اداره میشد، آیا امروز سازمان تأمین اجتماعی باید با چنین ناترازی عمیقی دستوپنجه نرم میکرد؟ یا اینکه بخشی از این بحران، ریشه در مدیریتهای غیرشفاف، انتصابات سیاسی و نبود نظارت مؤثر دارد؟
درخواست سميه گلپور رئيس كانون عالي انجمن هاي صنفي كارگران ايران از رئيس مجلس برای تحقیق و تفحص از شستا، نه یک اقدام سیاسی، بلکه حداقل انتظار ذینفعان اصلی این صندوق است. کارگران حق دارند بدانند سرمایههایشان چگونه مدیریت شده، چه میزان بازدهی داشته و چه تصمیماتی منجر به وضعیت کنونی شده است. شفافیت در این حوزه، دیگر یک انتخاب نیست؛ یک ضرورت فوری است.
اگر قرار است اعتماد از دسترفته بازگردد، گزارشهای تحقیق و تفحص نباید در کشوی میزها خاک بخورد. انتشار کامل، بیپرده و قابلفهم این گزارشها، اولین گام برای بازسازی اعتماد عمومی است. در غیر این صورت، شستا همچنان در ذهن افکار عمومی بهعنوان نمادی از ابهام، ناکارآمدی و فاصله با منافع واقعی کارگران و بازنشستگان باقی خواهد ماند.
امروز زمان پاسخگویی است؛ نه وعدههای تکراری. شستا باید از یک بنگاه پرحاشیه به یک نهاد شفاف، سودآور و پاسخگو تبدیل شود در غیر این صورت، این امپراتوری اقتصادی، بیش از آنکه حامی کارگران و بازنشستگان باشد، به نمادی از بیعدالتی تبدیل خواهد شد.


