به بهانه روز کارمند؛ من یک کارمندم، همین!

عزیز آذرخرداد؛ خبرنگار آزاد

هر صبح، پیش از آنکه چراغ اتاق‌های ادارات روشن شود و رفت‌وآمد مراجعان آغاز گردد، هزاران کارمند روز خود را با دغدغه‌هایی شروع می‌کنند که شاید در هیچ گزارش اداری، هیچ فرم ارزیابی عملکرد و هیچ جدول آماری دیده نشود.

کارمندی را تصور کنیم که صبح از خانه خارج می‌شود؛ در حالی که ذهنش گرفتار اجاره خانه، قسط وام، هزینه‌های زندگی و نگرانی تأمین ودیعه مسکن است. او اما وقتی وارد محل کار می‌شود، باید تمام این دغدغه‌ها را پشت در بگذارد و با لبخند پاسخگوی مردم باشد، گویی هیچ مشکلی در زندگی شخصی‌اش وجود ندارد.

او کارمند یکی از سازمانهای عمومی این شهر است؛ کارشناسی است که بخشی از مهم‌ترین مأموریت‌های سازمان را در حوزه ارتباط با جامعه، فرهنگ سازمانی، اطلاع‌رسانی و فعالیت‌های اجتماعی دنبال می‌کند.

اما پشت این عنوان شغلی، انسانی ایستاده است که خودش نیز به امنیت و حمایت نیاز دارد.

روز کاری او همیشه قابل پیش‌بینی نیست. ممکن است برنامه‌ای که از مدت‌ها قبل برای مرخصی تنظیم کرده، لغو شود. ممکن است مأموریتی خارج از برنامه به او محول شود یا لازم باشد برای حضور در یک برنامه فرهنگی، مناسبتی یا میز خدمت، روز تعطیل یا ساعات خارج از وقت اداری در محل کار حاضر شود.

او گاهی در میز خدمت نماز جمعه می‌ایستد، با مردم گفت‌وگو می‌کند، پاسخ می‌دهد، بروشور توزیع می‌کند، مشکلات مراجعان را می‌شنود و تلاش می‌کند تصویر شایسته‌ای از سازمانش به نمایش بگذارد.

اما پرسش اینجاست که چه کسی به دغدغه‌های کارمندان پاسخ می‌دهد؟

چه کسی صدای کارمندی را می‌شنود که هر روز باید پاسخگوی مردم باشد، اما شاید خودش پاسخ روشنی برای بسیاری از مشکلات زندگی‌اش نداشته باشد!

برای برخی مدیران، کاهش اضافه‌کار ممکن است صرفاً یک تصمیم مدیریتی یا مالی باشد؛ اما برای کارمند، اضافه‌کار بخشی از درآمد ماهانه‌ای است که با آن باید بخشی از هزینه‌های سنگین زندگی خود را مدیریت کند.

برای یک مدیر دستور جابجایی یک کارمند برابر با رفع مشکل کمبود نیرو یاانجام دستور تعدیل نیروی یک واحد است اما برای کارمندانی که در چرخه جابجایی قرار میگیرند ممکن است مدتها زتدگی روی خوش به آنها نشان ندهد.

وقتی اجاره خانه افزایش پیدا می‌کند، وقتی هزینه ودیعه مسکن چند برابر حقوق ماهانه می‌شود، وقتی اقساط بانکی هر ماه سررسید می‌شوند و هزینه‌های زندگی لحظه‌ای کاهش پیدا نمی‌کنند، حتی یک تغییر کوچک در رفت و آمد کارمندان می‌تواند معادلات زندگی یک خانواده را برهم بزند.قبول کنید که داستان زندگی کارمندان همیشه مطابق نگاه و دیدگاه مدیران نوشته و خوانده نمی شود.

کارمند نمی‌خواهد سازمان همه مشکلات زندگی‌اش را حل کند؛ فقط می‌خواهد شرایط واقعی زندگی کارکنان در تصمیم‌های مدیریتی دیده شود.مطالبات کارکنان فقط افزایش حقوق نیست.کارمند به احترام، امنیت روانی، عدالت سازمانی، امکان استفاده از مرخصی، پرداخت عادلانه اضافه‌کار، جبران مناسب مأموریت‌ها، تسهیلات واقعی و دسترسی آسان‌تر به وام و حمایت‌های رفاهی نیز نیاز دارد.

کارمندی که در روزهای تعطیل یا ساعات خارج از وقت اداری برای خدمت به مردم در محل کار یا ماموریتش حاضر می‌شود، انتظار دارد تلاش او توسط مسئولان و مدیرانش دیده شود.

کارمندی که بارها برنامه شخصی خود را به خاطر مأموریت‌های سازمانی تغییر می‌دهد، انتظار دارد این فداکاری صرفاً «وظیفه» تلقی نشود و روزی روزگاری سیستم برایش تلافی کند.

کارمندی که سال‌ها با حداقل امکانات، حداکثر توان خود را برای سازمان گذاشته است، حق دارد بپرسد سهم من از رفاه و آرامش سازمانی که برای آن تلاش می‌کنم، چیست؟

شاید امروز بیش از هر زمان دیگری لازم باشد مدیران در کنار شاخص‌های عملکرد، آمار بهره‌وری و میزان خدمت‌رسانی، شاخص دیگری را نیز جدی بگیرند، شاخص هایی از جنس رضایتمندی و آرامش کارکنان.

کارمند خسته، مضطرب و نگران آینده، هرچقدر هم متعهد باشد، دیر یا زود با فرسودگی مواجه خواهد شد.

در مقابل، کارمندی که احساس کند مدیر او را می‌بیند، مشکلاتش را می‌شنود و برای معیشت و شأن حرفه‌ای او اهمیت قائل است، با انگیزه‌ای چند برابر برای مردم و سازمان تلاش خواهد کرد.بنابراین شاید وقت آن رسیده باشد که مطالبات کارکنان از یک موضوع فردی و پراکنده، به یک گفتمان جدی در مدیریت سازمان تبدیل شود.

گفت‌وگویی درباره رفاه کارکنان، مسکن، تسهیلات، اضافه‌کار، مرخصی، مأموریت‌ها، پاداش‌ها، عدالت در توزیع امکانات و مهم‌تر از همه، احترام به سرمایه انسانی.

سازمان ها برای انسانها تشکیل میشوندبنابر این سازمانها پیش از همه نمود انسان‌هایی هستند که هر روز برای امنیت اجتماعی میلیون‌ها انسان دیگر تلاش می‌کنند.

 

اگر قرار است کارمند، پناهگاه مردم باشد، خود او نیز باید پناهگاهی از جنس امنیت، آرامش، عدالت و حمایت سازمانی داشته باشد.

کارمندی که هر روز پشت میز خدمت یا باجه پاسخگویی می‌ایستد، امروز یک مطالبه ساده دارد! صدای ما را هم بشنوید؛ ما فقط نیروی کار نیستیم، ما سرمایه انسانی سازمانیم.

عضویت در تلگرام عصر خبر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
طراحی سایت و بهینه‌سازی: نیکان‌تک