شرط حضور اکبرعبدی در رسوایی

فارس: فیلم سینمایی «رسوایی» چهارمین ساخته بلند
سینمایی مسعود ده نمکی به شمار می‌آید. فیلمی که داستان یک روحانی عارف و
زاهد را به تصویر می‌کشد و محور اصلی آن عدالت است او در این فیلم سعی کرده
روحانیت و معضلات اجتماعی را به نقد بکشد. به بهانه حضور فیلم «رسوایی» در
بخش مسابقه سینمای ایران و حرف و حدیث‌هایی که قبل از اکران آن وجود دارد
با وی به گفت و گو نشستیم که از نظرتان می‌گذرد.

*با توجه به فروش سه گانه «اخراجی‌ها» در ابتدا بفرمایید برای «رسوایی» چه فروشی متصور هستید؟

برایم مهم نیست . فیلم را برای گیشه نساختم زیرا در سه گانه اخراجی ها
ثابت کردم که اتفاق نبود و به نیاز مخاطب آگاهم و اخراجی ها کار خودش را
کرد . اولین فیلم «اخراجی ها» 5/2  میلیارد فروخت که در اولین هفته اکران 
CD قاچاق آن به بازار عرضه شد و مانع فروش فیلم شد. دومین قسمت 5/8 میلیارد
در گیشه فروخت که بعد از 45 روز باز هم CDقاچاق به فیلم ضربه زد و سومین
فیلم هم در هفته اول با قاچاق CD مواجه شد اما باز بازی های سیاسی  و ورود
CD قاچاق بازهم  6 میلیارد فیلم فروخت.

*رکورد فروش فیلم با دومین قسمت «اخراجی‌ها» است.

بله رکوردار قسمت دوم است اما به قسمت سوم هم فیلمی نرسیده است و صحبت هایی که می شود فقط جوسازی است.

فیلمی که مخاطب ندارد ، سینما نیست/ مخاطب جزء ذات سینما است

*با این توضیحات معتقدید که گیشه و مخاطب در سینما از اهمیت خاصی برخوردار است.

بله مخاطب مهم است اما نام فروش و گیشه در ایران که به میان می آید بار
منفی به همراه دارد در حالی که سینما صنعت _ هنر  توامان است . اگر اثر بی
مخاطب بسازید مانند کتابی است که نوشته بشود اما کسی آن را نخواند . هرجایی
که دیدیم اثری ساخته شده و مخاطب ندارد آن اثر سینما نیست . الزاما هر
اثری پرفروشی هم فیلم خوبی نیست یا اگر اثری کم مخاطب بود اثر بدی قلمداد
نمی‌شود. مخاطب جزء ذات سینما است. این مسئله باید برای ما که قصد داریم
کار فرهنگی انجام دهیم روشن شود . ما باید به این امر دقت کنیم. نیاز به
مخاطب یک طرف معادله است و نیاز مخاطب طرف دیگر معادله . کسانی که معمولا
با بودجه بیت المال فیلم می سازند  مخاطب برای آنها اهمیتی ندارد اما باید
دقت کنیم که پول بیت المال هدر نرود باید تلاش کنیم فیلمی بسازیم که مخاطب
با آن همراه شود. اگر فیلمی با مردم ارتباط برقرار نمی کند نشان ضعف فیلم
است.

«رسوایی» نسبت به کارهای معناگرا مخاطب دارد

*به نظر شما «رسوایی» می تواند در اقبال مخاطب با سه گانه «اخراجی ها» رقابت کند؟

نمی دانم. «رسوایی» زبان طنز ندارد. از سوی دیگر طنز «اخراجی ها» ویژگی
خاصی داشت که توانست تمام افراد خانواده را جذب کند. برخی می گویند
«رسوایی» چون طنز نیست ممکن است نتواند آنگونه که باید ارتباط برقرار کند
ولی تعدادی از کارشناسان سینما که فیلم را دیدند نظر دیگری دارند و می
گویند فیلم می تواند مخاطب را با خود همراه کند. به نظرم حتما نسبت به فیلم
های دیگر که به عنوان معناگرا ساخته می شد و مخاطب هم حاضر نبود فیلم را
ببیند، «رسوایی» مخاطب خواهد داشت.

*معادله‌ای که خودتان به آن اشاره داشتید یعنی نیاز به مخاطب و نیاز مخاطب چقدر در فیلم شما لحاظ شده است؟

این معادله در تمام مراحل باید لحاظ شود، نوع تعریف قصه، ریتم فیلم،
انتخاب بازیگر، عنوان فیلم و… اینگونه نیست که تنها با عواطف وغرایض
مخاطب بازی کنید. می توانستم بازیگری انتخاب کنم که حاشیه نداشته باشد و
گمنام باشد انتخاب آن بازیگر در سینما راحت تر است زیرا هم به لحاظ  تولید
قرارداد پایین تری خواهد داشت و هم برای مخاطب قابل باور است. استفاده از
افرادی که در سینما نبودند  یا کمتر از چهره آنها استفاده شده به مراتب
راحت تر است. بازی گرفتن از بازیگری که اکثرا نقش های طنز را کار کرده برای
حضور در یک نقش جدی کار را سخت تر می کند.

* دوستان نزدیک و مشترک ما معتقد بودند اکبر عبدی نمی تواند این نقش را بازی کند / حضور عبدی شرط داشت

ریسک بزرگی است که اکبرعبدی در نقش یک روحانی  قرار بگیرد و دیالوگ‌های عرفانی فیلمنامه را بگوید چگونه این ریسک را پذیرفتید؟

من از گذشته ایشان را می شناختم  و به توانمندی هایش واقف بودم می دانستم
که از عهده کار برمی آید. اما حضورش شرط داشت و شرط هم این بود که تسلیم
فیلمنامه باشد و برای اجرا هم شرط گذاشتیم. دوستان نزدیک و مشترک ما معتقد
بودند اکبر عبدی نمی تواند این نقش را بازی کند. می گفتند بازی عبدی در این
نقش ریسک است و فیلم نابود می شود من مصاحبه ای از یکی از بازیگران خواندم
که در آن آمده بود افتخار می کنم در اخراجی ها بازی نکردم ایشان یک شب تا
صبح با من صحبت می کرد که عبدی را برای این نقش انتخاب نکن و من جایگزین
ایشان باشم و جالب تر این که عبدی این فرد را برای نقش مقابل به من معرفی
کرده بود. من اگر می خواستم فیلم طنز بسازم بازهم اکبر عبدی و عطاران را
برای ایفای نقش انتخاب می کردم اما برای فیلم جدی هم اکبرعبدی و عطاران
انتخاب می کردم اما نه با بازی های مرسوم . یک روحانی معصوم، مظلوم و
مهربان در بازی عبدی باید درمی آمد. وقتی اکبر عبدی را انتخاب کردم در نظر
گرفتن معادله نیاز مخاطب و نیاز به مخاطب است. اکبر عبدی به عقیده من محبوب
ترین بازیگر سینما است. به این آمارها و جداول سینمایی و سایت ها نباید
توجه کرد. در میان مردم عام عبدی محبوبترین بازیگر سینما است. وقتی ایشان
نقش روحانی را بازی می کند مخاطب با این شخصیت همذات پنداری می کند نه با
شخصیت منفی فیلم .

*یعنی اکبر عبدی بار داستان را به دوش می کشد؟

همذات پنداری مخاطب با اوست واگرنه به سمت همذات پنداری مخاطب به سمت
شخصیت دختر می رفت که مد نظرمن نبود. اگر می خواستم به آن سمت بروم به جای
اکبر عبدی یک بازیگر جوان استفاده می کردم که شبهه علاقه میان روحانی جوان و
دختر در ذهن تماشاگر ایجاد شود. اکبر عبدی یک بار در فیلم «مادر» مرحوم
حاتمی اثبات کرده است که می تواند نقش جدی بازی کند در آن فیلم آقای
اسکندری عبدی را به حاتمی پیشنهاد میدهد . همه معتقد بودند مردم در کار
«مادر»  خواهند خندید، بعد از گریم و ضبط پلان اول فیلم «مادر»همه خندیدند
اما با اتمام سکانس مربوطه اشک در چشم تعدادی از افراد جمع شده بود.

*همه حرکات عبدی حساب شده بود

*در طول فیلم احتمالا تمام حرکات عبدی را کنترل کردید؟

بله همه چیز را کنترل کردیم. عبدی می تواند نقش یک روحانی معمولی را بازی
کند بازیگران دیگر هم می توانستند اما روحانی ما یک عارف ، زاهد چشم پاک و
صاحب کرامت است که کاملا متفاوت است. باید این فرد را به خوبی شناخت. آقای
عبدی بازیگر است وقتی به او گفتم باید در طول فیلم گردنت کج باشد که نشان
از خشوع و فروتنی است این کار را کرد یا در تمام فیلم به دختر نگاه نمی کند
حتی اگر صورتش به سمت دختر است اما چشم هایش به سمت دیگری است. بعضی از
عرفا ممکن است صورتشان به سمت فرد مقابل باشد اما او را نمی بینند این
روحانی از این گونه افراد است. این نوع نگاه کردن، راه رفتن، نوع عبا گرفتن
همه حساب شده بود.

*انتخاب الناز شاکر دوست چطور انجام شد؟

ابتدا باید برای روحانی تصمیم می گرفتم زیرا دو وجه داشت یا بازیگر جوان
در نظر بگیریم و یا بازیگر مسن . گزینه های جوان خوبی برای ایفای نقش
روحانی تست زدیم که خوب هم از آب درآمد مثل آقایان دهکردی، دکتر صادقی،
نواب صفوی اما اگر این اتفاق می افتاد ما مخاطب را گول می زدیم زیرا احساس
می کرد یک رابطه عاشقانه در فیلم بین روحانی و دختر وجود دارد اما من پرهیز
کردم.  وقتی دیدم روحانی را باید مسن انتخاب کنم نقش دختر را جوان  با
شیطنت های خاص در نظرگرفتم . این نقش دختری پایین شهری با شیطنت و بازیگوشی
است.

علمای صاحب نام فیلم را دیدند و جنس بازی نقش روحانی را باور کردند

از سوی دیگر فیلمی درباره یک مسئله اجتماعی می سازم و باید از آن جنس آدم
ها در جامعه با همان سرو شکل بهره ببرم و باید به گونه ای این فرد را به
تصویر بکشم که برای مخاطب قابل باور باشد. این افراد را باید شناخت من که
فیلم «فقر و فحشا» را ساختم این جنس آدم ها و اغواگری هایشان را می شناسم
برای این که واقعی باشد و این نسل جوان که کم و بیش گفته می شود دین گریز
است به پای حرف های معنوی ما در فیلم بنشیند باید درست عمل کنیم . فیلم های
معنا گرا که یک کوری می رود و شفا می گیرد نمی تواند با مخاطب ارتباط
برقرار کند. ما امروز با قشری سر و کار داریم که نه سینما می روند و نه
مسجد. بلکه پای ماهواره می نشینند. به تعبیر حاج یوسف «اگر شما در مسجد
نیایید ما می آییم به سراغ شما» قصه سینما هم اینگونه است. مخاطب ما تنها
بچه های مذهبی نیستند زیرا آنها مسایل دینی را رعایت می کنند. ما حرف دینی
را باید در جایی ببریم که افراد به مسایل دینی کم توجه هستند. آن قشر افراد
وقتی فیلم را می بینند نباید احساس کنند فیلم تصنعی و ساختگی است. برخی
علمای صاحب نام فیلم را دیدند و جنس بازی نقش روحانی را باور کردند برای
طرف مقابل هم باید همین حس ایجاد شود یعنی جوان امروز باید خودش را در این
فیلم ببیند.

*عبدی گفت اگر دیدی نقش درنیامد، بازیگر دیگری بیاور اعتراضی ندارم

چرا از صادقی برای این نقش استفاده نکردید؟

آقای صادقی بازیگر حرفه ای است شما در میان بازیگران کمتر می بینیند که
بازیگر گریم بشود و همه چیز درست باشد اما بگوید این نقش نقشی نیست که من
بتوانم بازی کنم . آقای صادقی گفت این یک روحانی معمولی نیست یک زاهد عارف
است که من این جنس آدم را نمی شناسم. من برای یک روحانی معمولی خوب هستم .
ایشان روزها آمد تست گریم شد و پیگیری کرد یا آقای دهکردی هم تست گریم شد
خوب هم بود اما خودشان چند نفر دیگر را برای نقش روحانی معرفی می کردند همه
دست به دست هم دادند که فیلم ساخته شود. برایشان مهم نبود چه کسی بازی
کند. آقای عبدی هم بسیار حرفه ای برخورد کرد. گفت من می آیم حتی فیلم را
کلید بزن اگر روزهای اول دیدی درنیامد بازیگر را عوض کن من اعتراضی ندارم.

*فیلمنامه را براساس بازیگران می‌نویسید؟

به هنگام نگارش به تعدادی از بازیگران فکر می کنم . به طور مثال اگر امیر
نوری را برای سرباز نمی توانستم استفاده کنم نقش را حذف می کردم زیرا این
بازیگر در ذهنم بود و شیرین زبانی هایش می توانست تلخی فیلم را کم کند. یا
نقش آقای شریفی‌نیا ایشان معتقد بود دیگر نباید چنین نقشی را که برایش در
نظر گرفته بودم بازی کند در هیچ فیلم دیگر نقش آدم ریاکار یا متظاهر را
قبول نمی کند اما برای کمک به «رسوایی» حاضر شد این نقش را بازی کند.

برخی از ارگان ها و نهاد که فیلمنامه را خواندند گفتند چرا باید روحانی را در مقابل یک دزد یا دخترقرار بدهیم

*برخی معتقدند با کنار هم قرارگرفتن یک روحانی و یک زن بدنام احساس می‌شود  فیلم به سمت فیلمفارسی می رود.

برخی از ارگان ها و نهاد که فیلمنامه را خواندند گفتند چرا باید روحانی را
در مقابل یک دزد یا دخترقرار بدهیم. من استدلالم این است که خداوند این
میزانسن را چیده است و پیغمبرش حضرت یوسف را  کنار زلیخا قرارداده و قصه را
تعریف کرده است .مقدمه ای چید که بگوید یوسف «الا ما رحم ربی» است .

البته نگرانی همیشه وجود دارد مهم این است که در آن فضا قرار نگیرید و
برای گیشه و جذابیت لازم نباشد هر بهایی را بپردازیم.من اگر می خواستم تنها
به گیشه فکر کنم حتما برای روحانی یک بازیگر جوان انتخاب می کردم. در این
فیلم مردم جلوتر هستند و مردم می دانند که حاج  یوسف خیانت و گناه نمی کند.

*این که مخاطب بتواند اتفاقات فیلم را حدس بزند به لحاظ سینمایی غلط است

بله مخاطب نباید جلوتر از فیلم باشد اما برای اینکه فیلم از خط قرمزهای ما
عبور نکند باید این حالت را ایجاد کنیم وقتی یک روحانی برای دیدن فیلم به
سینما می رود نباید احساس کند که به او توهین شده است.

متاسفانه برخی افراد قبل از اینکه فیلم را ببینند  قضاوت  کردند . کلیپ
فیلم را برای برخی از علما بردند درحالی که کلیپ برای جذب مخاطب عام است به
گونه ای طراحی می شود که خط قصه لو نرود ولی برای اینکه فیلم را مورد هجمه
قرار بدهند کلیپ را برای علما می برند اما در اکران خصوصی دهها روحانی
حضور داشتند و یکی از عزیزان روحانی به من گفت شما یک روحانی فرشته تصویر
کردید.

* من متهم می‌شوم با«رسوایی» توقع مردم از روحانیت بالا می رود

*شما از فضای طنز که به خوبی از عهده آن برآمدید به سمت ساخت
فیلمی اجتماعی با سوژه ای ملتهب می روید چگونه سه گانه اخراجی ها را کنار
گذاشتید وبه سمت یک فیلم اجتماعی صرف رفتید.

به اعتقاد من طنز سخت تر از کار جدی است.  کارهای کمدی تراژدیک سختی مضاعف
دارد مانند «اخراجیها» که تماشاچی هم بخندد و در سکانس های بعد گریه کند
که در همه اخراجی ها وجود دارد. در این اثر بار طنز کم می شود و بار تراژدی
آن بیشتر است. تجربه جدیدی برای خودم  بود، مسایل اجتماعی و معارف دینی را
با زبان تصویر طرح کنیم حرف هایی که در فیلم زدیم حرف های جدیدی نیست. ماه
مبارک رمضان یا محرم بر بالای منبر قصه «رسول ترک» یا قصه حاج آقا ابوتربی
که فردی مست را سوار می کند و به خانه می رساند گفته می شود. غربی ها از
داشته هایشان بهترین استفاده را می کنندو حتی با اغراق و رنگ و لعاب دادن
به اتفاقات کوچک بزرگ نمایی می‌کنند؛ از آن درام هایی مثل بینوایان می
سازند و در تطهیر کلیسا و پدران روحانی به وفور فیلم ساختند ما این همه
رویدادهای واقعی و باعزمت در زندگی عرفا و علمایمان داریم اما وقتی قصد
داریم آنها را به تصویر تبدیل کنیم حواشی متعددی برایش ایجاد می شود،
متاسفانه عده‌ای برنمی تابند و هزینه دارد. برخی معتقدند فیلم ها باید به
مفاهیم دینی بی خطر بپردازد و علاقمند هستند یک نوع دین سکولار و فردی را
به تصویر بکشند. اما روحانی که استاد اخلاق باشد، جبهه رفته باشد، وفادار
به انقلاب و کشور است و هم در میان مردم زندگی می کند نشان دادنش برایشان
برای برخی سخت است. من متهم می شوم به این که با «رسوایی» توقع مردم از
روحانیت بالا می رود. «رسوایی» نشان می دهد روحانیت به جای گرفتن مچ جوانان دستشان را می گیرد. اینکه
ما جوان ها را متهم به دین گریزی کنیم و بگوییم مسجد نمی آیند پس نسبت به
آنها مسئولیتی نداریم شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت است. چرا خداوند
پیغمبران را در بدترین شرایط  و در میان بدترین قوم‌ها برمی‌گزیند که 120
پیامبر را بنی اسرائیل گردن بزنند چرا بین افراد دین پذیر قرار نمی دهد.
یکی از مشکلات ما این است که روحانیون و طلبه های ما از شهرهای بزرگ بیرون
نمی روند تعبیر آقای قرائتی است که روحانی برای تبلیغ نمی رود. علمای ما
قبلا وقتی می دیدند فرد مسجد نمی آید به عیادتش می رفتند از احوالاتش جویا
می شدند .شیشه های دودی و امور تشکیلاتی بین برخی روحانیون و مردم فاصله
انداخته است. من به جدا کردن مسئولین از مردم در نماز جمعه انتقاد دارم.
ترورها تمام شد الان دانشمند هسته ای ترور می کنند. دوره ترورهای دهه شصت
به اتمام رسیده است. روحانی «رسوایی» وجوهات در خانه دارد اما سفره‌اش خالی
است  مردم از روحانیت این توقع را دارند. به تعبیر رهبری زی طلبگی را باید
حفظ کنند. مردم نمی توانند ببینند خودشان در صف اتوبوس و مترو هستند اما
برخی روحانیون سوار ماشین با شیشه دودی است. همه روحانیون اینگونه زندگی
نمی کنند در قم طلبه ها را ببیند هنوز هم در حجره ها زندگی می کنند. برخی
از روحانیون که وارد دستگاه های دولتی می شوند نباید رفتارشان شبیه به مدیر
کل ها باشد این قشر از «رسوایی» بدشان می آید. دستشان به رسانه ها می رسد
اولین افرادی که علیه فیلم صحبت می کنند این افراد هستند. در حالی که
بسیاری از ائمه جمعه ما کشاورزی یا کارهای دیگر می کنند و یا با شهریه
حداقلی زندگی می‌کنند.

روحانی که شما به تصویر کشیدید با مردم ارتباط تنگاتنگ دارد اما
مخاطب در شهرهای بزرگ با روحانیون از این دست غریبه است چگونه فکر می کنید
مردم با فیلم ارتباط برقرار می کنند؟

اتهامی که به جوان ها در شهرهای بزرگ زده می شود دین گریزی است چون
روحانیون ما در شهرهای کوچک و روستاها مثل مردم زندگی می کنند. نواب صفوی
اگر نواب شد برای این بود که در حوزه علمیه نجف حضور داشت  اما نجاری کار
می کرد. چرا ما از این روحانیون کم داریم. شاید یکی از دلایل دین گریزی
جوان ها همین امر باشد. «رسوایی» به مردم می‌گوید همه روحانیون به این شکل
زندگی نمی‌کنند. این خدمت به روحانیت است یا خیانت است.

ما باید الگو ارایه بدهیم

*چگونه این مردم که کمتر این دسته از روحانیون را دیده اند با فیلم ارتباط برقرار می کنند؟

سینما یعنی همین . شما نداشته های خود را در قهرمان های فیلم ها می بیند.
به همین دلیل است که مخاطب خودش را در جایگاه قهرمان قصه قرار میدهد. ما در
زمان خودمان هم داریم امام خمینی (ره) در حاکمیت بود اما اجازه نداد
دیوارهای حسینیه جماران را گچ کنند. حضرت آقا درباره زندگی اش و خاطراتش
نقل‌های بسیاری است . ما باید الگو ارایه بدهیم. این فیلم یک جور نقد است.
من از جنس روحانیت هستم و می دانم افرادی را در این قشر داریم که مردم آنها
را دوست دارندچرا نباید آن را نشان بدهیم. چرا یک روحانی را نشان بدهیم که
مردم به آن بخندند. روحانی را به نمایش بگذاریم که مردم آن را دوست داشته
باشند.

*چرا برای ساخت اولین فیلم این سوژه را انتخاب نکردید و «اخراجی ها» را ساختید.

وقتی قصد کردم وارد سینما شوم باید با قدرت وارد می‌شدم. برای کار اول
باید مواضع را تثبت می کردم. باید روی قله ایستادو دیگران از کار تقلید
کنند. اسم فیلم، لوگو فیلم، بازیگران را در دیگر فیلم‌ها استفاده کنند در
نقش های شبیه به فیلم . اگر «اخراجی ها» بد است چرا می خواهند به آن برسند.
اگرفروش و مخاطب بد است هرسال با «اخراجی ها » فیلم ها را می سنجند و
رقابت شان را با این فیلم اعلام می کنند. شکر خدا نه با فیلم اسکار گرفته و
نه با دلقک بازی و نه با عروسک نتوانستند رکورد فیلم را بشکنند اما ما با
امکانات و بضاعت سینما جریان سازی کردیم  که افتخارش برای خود سینما است
برای من نیست.

هنوز برای «اخراجی‌ها» نقد می‌نویسند

«اخراجیها» هفت سال پیش ساخته شد ولی هنوز دررابطه با آن نقد می‌نویسند و
صحبت می‌کنند بعدهم مدعی هستند این فیلم تاریخ مصرف داشته است. هنوز هم
وقتی نظرسنجی صورت می‌گیرد بین مردم محبوب‌ترین فیلم است. 

من یک روحانی خوب و مرجع  در تمام اخراجی‌ها دارم. در هردو  اخراجی  حوزه
علمیه  به نقش روحانی فیلم جایزه دادند، آن هم در یک فیلم طنز. ما در
اخراجی ها 1 تعریف سلیقه ای از دین را  تفکیک کردیم. در جایی که عمامه
روحانی را پیدا می کنند و امین حیایی می گوید بدهید به حاجی گرینف که اعدام
بشه همه در سینما دست می زنند چون روحانی را دوست دارند. در اخراجی 3 حکم
میان بازی سیاسی دو گروه قرار می گیرد و به سید می گویدباید در میدان
باشید. یا در «دارا و ندار» هم روحانی داریم .  در حوزه این همه هزینه می
شود اما خروجی کارها آثار دینی نیست. اینکه بایستیم  و بگوییم سینما و
رسانه ملی بد است راحت ترین راه است. من در این حوزه پیش از این سینما را
نقد می کردم اما به این نتیجه رسیدم که باید برای اعتقادات وارد میدان شویم
کس دیگری برای اعتقادات ما فیلم نمی سازد. ذات سینما به گونه ای است که 
اگر به یک باور اعتقاد نداشته باشی فیلم درنمی آید من اگردوست دارم
روحانیتی ارایه بدهم که عرفان آن عملی باشد و عرفان گوشه نشین و سکولار،
منزوی و فردی نباشد باید وارد میدان شوم . حالا یکی از جنس خود این افراد
آمده است درس خوانده، حوزه را تجربه کرده و تشخیص داد تکلیف این است که در
این عرصه باید مبارزه کرد . 

فیلم سفارشی از آب درنمی‌آید

من معتقدم  تا موقعیتی که به تصویر می کشیم را نشناسیم فیلم از آب
درنمی‌آید چه فیلم دفاع مقدسی یا دینی …   در نمی آید. سینما ذاتش این
است که فیلم سفارشی از آب درنمی آید ممکن است تصویر خوب باشد اما روح فیلم
در خدمت باور قرار نمی گیرد حتی در فیلم های غربی هم همین است اگر ماتریکس
باورپذیر است زیرا سازندگان به آن مفهوم اعتقاد دارند. کارگردان تا مولف
نباشد اثرش هم به خوبی درنمی آید.

*شما برای طرح مشکل جامعه ، روحانی عارف و زاهد را در مقابل یک زن بدنام قرار می دهید چرا یک زن باید در مقابل یک روحانی قرار بگیرد؟

این زن در آستانه بدنامی است اما بدنام نیست. حاج یوسف می گوید: «گناه
دارد اما هنوز فاسق نشده» فقر و فاصله طبقاتی در جامعه ما دامن بسیاری از
افراد را گرفته من این مسئله را در فقر و فحشا هم گفتم . بحث ما عدالت است و
با  نشان دادن برخی از افراد که با فقر شرافتمندانه زندگی می کنند طیف های
مختلف را به تصویر کشیدیم. آسیب اجتماعی گریبان نسل امروز را گرفته و ورود
به آن با دیدگاه آسیب شناسی و ارایه راهکارکار سختی است . دو رویکرد در
فیلم داشتم یکی مضمون اخلاقی و دیگری آسیب اجتماعی  مد نظرم بود.

عضویت در تلگرام عصر خبر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
طراحی سایت و بهینه‌سازی: نیکان‌تک