نشستهای نمایشی یا حل بحران ایمنی کار؟ وقتی «تاکید» جای «اقدام» را میگیرد
در مجموع، آنچه از این نشست برمیآید، تکرار یک چرخه آشناست: بیان اصول درست، بدون ارائه راهکارهای اجرایی شفاف، زمانبندی مشخص و سازوکار پاسخگویی. در چنین شرایطی، این پرسش جدی مطرح است که آیا این جلسات قرار است تغییری در وضعیت ایمنی کار ایجاد کنند، یا صرفاً به ثبت چند خبر رسمی دیگر در کارنامه مدیریتی ختم خواهند شد؟

برگزاری نشستهای تخصصی و تکرار گزارههای آشنا درباره «اهمیت ایمنی کار» سالهاست به رویهای ثابت در بدنه اجرایی حوزه کار تبدیل شده است؛ نشستهایی که بیش از آنکه خروجی عملیاتی داشته باشند، به بازتولید ادبیات کلیشهای مدیریتی محدود میشوند.
به گزارش عصر خبر، نشست اخیر اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان تهران نیز از این قاعده مستثنا نیست. در این جلسه، بار دیگر بر «نقش مؤثر بازرسان»، «ضرورت اولویتبندی»، «تحلیل حوادث» و «توجه به کارگاههای پرخطر» تاکید شد؛ محورهایی که نهتنها جدید نیستند، بلکه سالهاست در اسناد بالادستی، آییننامهها و دستورالعملهای رسمی تکرار شدهاند.
مسئله اصلی اما اینجاست: اگر این اصول بدیهی تاکنون مبنای عمل بودهاند، چرا همچنان آمار حوادث کار، بهویژه در کارگاههای پرخطر، نگرانکننده است؟ و اگر نبودهاند، چه تضمینی وجود دارد که اینبار صرفاً با برگزاری یک نشست، به مرحله اجرا برسند؟
تاکید بر «برنامهریزی هدفمند» و «تحلیل دادههای حوادث» در حالی مطرح میشود که شفافیتی درباره نظام واقعی پایش، بانکهای اطلاعاتی دقیق و نحوه بهرهبرداری از این دادهها ارائه نشده است. بدون دسترسی عمومی به این اطلاعات، چنین اظهاراتی بیشتر شبیه به یک ادعای مدیریتی است تا یک برنامه عملیاتی قابل ارزیابی.
از سوی دیگر، اشاره به «اولویتبندی بازرسی» عملاً به معنای پذیرش محدودیت ظرفیت نظارتی است؛ اما در این نشست هیچ پاسخی به این پرسش کلیدی داده نشد که کمبود نیروی انسانی، امکانات و استقلال بازرسان چگونه قرار است جبران شود. بدون حل این چالشهای ساختاری، اولویتبندی صرفاً به معنای نادیده گرفتن بخشی از کارگاهها خواهد بود.
تاکید بر استفاده از سامانه ثنا نیز اگرچه در ظاهر گامی در جهت تسریع امور اداری است، اما ارتباط مستقیمی با ارتقای ایمنی محیط کار ندارد و بیشتر نشاندهنده غلبه نگاه اداری و بروکراتیک بر یک حوزه کاملاً میدانی و حیاتی است.
در بخش دیگری از نشست، بر «تعامل با اصناف» و «آموزش ایمنی» تاکید شد؛ موضوعی که سالهاست مطرح است، اما همچنان بسیاری از کارگاههای کوچک و متوسط از حداقل آموزشهای ایمنی بیبهرهاند. این شکاف نشان میدهد مشکل نه در نبود ایده، بلکه در ضعف اجرا و نبود سازوکار الزامآور است.
در مجموع، آنچه از این نشست برمیآید، تکرار یک چرخه آشناست: بیان اصول درست، بدون ارائه راهکارهای اجرایی شفاف، زمانبندی مشخص و سازوکار پاسخگویی. در چنین شرایطی، این پرسش جدی مطرح است که آیا این جلسات قرار است تغییری در وضعیت ایمنی کار ایجاد کنند، یا صرفاً به ثبت چند خبر رسمی دیگر در کارنامه مدیریتی ختم خواهند شد؟
تا زمانی که «تاکید» جای «اقدام» را گرفته و «نشست» بهجای «نتیجه» نشسته است، بعید به نظر میرسد کارگران در محیطهای پرخطر، تغییری واقعی در امنیت شغلی خود احساس کنند.
