حقوقِ ریالی در برابر زندگیِ طلایی؟
افزایش حقوق ۱۴۰۵ بر مبنای طلا، فقط یک فرمول اقتصادی نیست؛ بیانیهای علیه عادیسازی فقر است.

عصر خبر – سالهاست که هر بار صحبت از «افزایش حقوق» میشود، کارگران و بازنشستگان تنها یک چیز میبینند: عددهایی که روی کاغذ بزرگ میشوند اما در سفره کوچکتر. حقوق بالا میرود، اما تورم با سرعتی چند برابر میتازد؛ نتیجه؟ سقوط آزاد قدرت خرید.
حالا ایدهای که دکتر سمیه گلپور کانون عالی انجمنهای صنفی کارگری پیش کشیده—افزایش حقوق بر اساس طلا—مثل انداختن سنگی در برکهی راکد سیاستهای مزدی است. طبیعی است که جنجال بهپا کند.
بیایید رک باشیم:
حقوق ریالی، در اقتصاد تورمی، شوخی تلخی بیش نیست.وقتی ارزش پول ملی مدام آب میرود، افزایش ۳۰ یا ۴۰ درصدی دستمزد فقط مُسکن کوتاهمدت است؛ مُسکنی که قبل از رسیدن به سفره، اثرش را از دست میدهد. اما طلا؟ طلا زبان مشترک اقتصادِ بیثبات است؛ معیاری که نه با بخشنامه بالا میرود، نه با وعده پایین میآید.
چرا طلا، و نه درصد؟
پیوند دستمزد با طلا یعنی حفظ قدرت خرید، نه بازی با اعداد. یعنی اگر قیمتها جهش کرد، حقوق جا نماند. یعنی کارگر و بازنشسته هر صبح با این ترس بیدار نشود که «امروز پولم چقدر بیارزشتر شد؟»
مخالفان چه میگویند؟
میگویند این ایده تورمزاست، غیرعملی است، هزینه تولید را بالا میبرد. اما سؤال ساده است:
آیا فقرِ تثبیتشده، خطرناکتر است یا دستمزدی که واقعی میماند؟
سالهاست که تولیدکننده با تورم کنار آمده، اما کارگر را مجبور کرده است با فقر کنار بیاید. این توازن ناعادلانه است.
نتیجهی پیشروی این ایده چیست؟
اگر این پیشنهاد بهدرستی طراحی و اجرا شود:
چانهزنی مزدی از «درصدهای فرمایشی» نجات پیدا میکند
فاصلهی حقوق و هزینهی زندگی کمتر میشود
اعتماد ازدسترفتهی نیروی کار به سیاستگذار ترمیم میشود
و مهمتر از همه: معیشت، از گروگان تورم آزاد میشود
بله، این ایده جسورانه است. بله، ساختار فعلی را به چالش میکشد.
اما حقیقت این است: راهحلهای محافظهکارانه، ما را به بنبست امروز رساندهاند.
جمعبندی
افزایش حقوق ۱۴۰۵ بر مبنای طلا، فقط یک فرمول اقتصادی نیست؛ بیانیهای علیه عادیسازی فقر است. اگر قرار است جنجالی باشد، چه بهتر. بعضی ایدهها باید جنجال کنند تا روش های پوسیده فرو بریزد.

