سرم؛ وقتی درمان به عادت پرهزینه تبدیل می‌شود

باید آگاهی عمومی افزایش یابد و این تصور غلط اصلاح شود که هر بیماری نیازمند تزریق است. از سوی دیگر، لازم است پزشکان و مراکز درمانی در چارچوبی شفاف‌تر و پاسخ‌گوتر عمل کنند. بازنگری در نظام‌های نظارتی و انگیزشی نیز بخش جدایی‌ناپذیر این اصلاح است.

اظهارات وزیر بهداشت درباره اینکه «بزرگ‌ترین هزینه دارویی مربوط به سرم است» را نباید صرفاً یک جمله مدیریتی یا آماری تلقی کرد؛ این یک زنگ خطر جدی درباره انحراف در الگوی درمانی کشور است. جایی که ابزار ساده‌ای مثل سرم، از یک مداخله پزشکی هدفمند، به یک پاسخ دم‌دست، پرکاربرد و در بسیاری موارد غیرضروری تبدیل شده است.

به گزارش عصر خبر، مسئله فقط هزینه نیست؛ مسئله «منطق درمان» است. وقتی در درمانگاه‌ها بخش قابل توجهی از سرم‌تراپی‌ها فاقد توجیه علمی اعلام می‌شود، یعنی ما با پدیده‌ای فراتر از خطای موردی مواجهیم. اینجا با یک الگوی نادرست سیستماتیک روبه‌رو هستیم؛ الگویی که در آن، سرعت جای دقت را گرفته و رضایت فوری بیمار، بر درمان اصولی ترجیح داده می‌شود.

باید صادق بود؛ بخشی از این وضعیت، ریشه در ذهنیت عمومی دارد. برای بسیاری از بیماران، سرم معادل «درمان جدی» است. مراجعه‌ای که به تزریق ختم نشود، در نگاه برخی، کامل نیست. این انتظار، به‌تدریج به یک فشار پنهان بر پزشک تبدیل می‌شود؛ فشاری که در محیط‌های شلوغ درمانگاهی، گاهی به ساده‌ترین پاسخ ممکن ختم می‌شود: تجویز سرم.

اما همه ماجرا به بیمار ختم نمی‌شود. در برخی موارد، ساختار ارائه خدمات نیز در این چرخه نقش دارد. وقتی زمان ویزیت محدود است، وقتی نظام پرداخت و ارزیابی کیفیت خدمات دچار اشکال است، و وقتی نظارت مؤثر و مستمر وجود ندارد، طبیعی است که راه‌حل‌های سریع و پرهزینه جایگزین تصمیم‌های دقیق و علمی شوند. نتیجه چه می‌شود؟ هزینه‌های فزاینده برای نظام سلامت، اتلاف منابع، و مهم‌تر از همه، شکل‌گیری یک «فرهنگ درمانی غلط» که اصلاح آن به‌مراتب سخت‌تر از کنترل هزینه‌هاست.

نکته نگران‌کننده‌تر این است که عادی‌سازی این روند، حساسیت‌ها را کاهش داده است. دیگر کمتر کسی می‌پرسد آیا این سرم واقعاً ضروری است یا نه. همین بی‌پرسشی، خطرناک‌ترین بخش ماجراست. اصلاح این وضعیت، نیازمند یک رویکرد چندلایه است.

از یک‌سو، باید آگاهی عمومی افزایش یابد و این تصور غلط اصلاح شود که هر بیماری نیازمند تزریق است. از سوی دیگر، لازم است پزشکان و مراکز درمانی در چارچوبی شفاف‌تر و پاسخ‌گوتر عمل کنند. بازنگری در نظام‌های نظارتی و انگیزشی نیز بخش جدایی‌ناپذیر این اصلاح است.

نمی‌توان با بخشنامه، فرهنگ ساخت. اما می‌توان با شفافیت، آموزش و پاسخ‌گویی، مسیر تغییر را هموار کرد. امروز سرم، فقط یک دارو نیست؛ نشانه‌ای است از یک مسئله بزرگ‌تر. اگر این نشانه را جدی نگیریم، فردا باید هزینه‌های بسیار سنگین‌تری برای اصلاح اشتباهات امروز بپردازیم.

عضویت در تلگرام عصر خبر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
طراحی سایت و بهینه‌سازی: نیکان‌تک