جواد لاریجانی: هر نقدی که مطرح میکنیم، برای کمک به دولت است، نه برای مچگیری/ جمهوری اسلامی حتی یک حبه از گندم یا سویای آمریکاییها را نخواهد پذیرفت
کارشناس مسائل بینالملل گفت: دشمن سالها تلاش کرد با شعارهایی مانند «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» میان ایران و جبهه مقاومت فاصله ایجاد کند، اما امروز برای بسیاری روشن شده است که دفاع از غزه و لبنان، در حقیقت دفاع از امنیت و منافع ایران است

به گزارش خبرگزاری عصر خبر محمدجواد لاریجانی، کارشناس مسائل بینالملل، شامگاه جمعه پنجم تیرماه در برنامه «گفتوگوی ویژه خبری» شبکه خبر سیما با تشریح دستاوردهای جنگ اخیر، تثبیت حاکمیت جمهوری اسلامی ایران بر تنگه هرمز را یکی از مهمترین نتایج این نبرد دانست و تأکید کرد: تنگه هرمز از نظر نظامی، امنیتی، سیاسی و اقتصادی دارای حساسیتهای فراوان داخلی، منطقهای و بینالمللی است و بر اساس تأکیدات رهبر معظم انقلاب، باید حاکمیت جمهوری اسلامی ایران بر این آبراه راهبردی تثبیت شود.
اهم سخنان وی را به نقل از فارس، در ادامه می خوانید؛
* ما دولت را از خودمان میدانیم و هر نقدی که مطرح میکنیم، برای کمک به دولت است، نه برای مچگیری. من شب و روز برای موفقیت دولت دعا میکنم و امیدوارم مسئولان در مسیر درست حرکت کنند و در مأموریت خود موفق باشندمسئله تنگه هرمز حل شده و مدیریت و حاکمیت آن در اختیار جمهوری اسلامی ایران است، اما بعداً برخی مواضع، موضوع را به مسائل و قواعد بینالمللی گره زد که این رویکرد برای بسیاری، از جمله خود من، قابل قبول نبود.
*غرب تاکنون کدام قانون یا قاعده بینالمللی را درباره جمهوری اسلامی ایران رعایت کرده است؟ آنها فرماندهان ما را به شهادت رساندند، مردم بیگناه را کشتند، خسارتهای فراوانی به کشور وارد کردند و نشان دادند به هیچ قاعده و هنجار بینالمللی پایبند نیستند؛ بنابراین استناد به این قواعد درباره تنگه هرمز معنا و مبنایی ندارد.
*اگر جمهوری اسلامی ایران در منطقه مورد احترام است، این احترام ناشی از قدرت ایران است.
*ممکن است طرف مقابل در آینده با شیوههای جدید تلاش کند حاکمیت ایران بر تنگه هرمز را تضعیف کند، از این رو باید دستاوردهای جنگ را تثبیت کنیم.
*هدایت و مدیریت تنگه هرمز در اختیار جمهوری اسلامی ایران است و در راستای تصمیمات شورای عالی امنیت ملی انجام شده است.
*در مذاکرات نیز تلاش شد موضوع تنگه هرمز با مسئله معابر دریایی همسطح معرفی شود، در حالی که این دو قابل مقایسه نیستند. معابر دریایی ممکن است امروز وجود داشته باشند و فردا تغییر کنند، اما حاکمیت جمهوری اسلامی ایران بر تنگه هرمز یک واقعیت راهبردی، تاریخی و پایدار است و نباید در قبال آن امتیاز داده شود.
*امام راحل بارها تأکید کردند که اگر باب امتیازدهی به دشمن باز شود، این روند پایانی نخواهد داشت و دشمن تا رسیدن به سلطه کامل پیش خواهد رفت. دشمنان جمهوری اسلامی نیز نشان دادهاند که نه تنها به قواعد بینالمللی، بلکه حتی به قواعدی که خود مدعی آن هستند نیز پایبند نیستند.
*دیپلماسی باید فعال باشد، اما نباید موجب تضعیف حاکمیت جمهوری اسلامی بر تنگه هرمز شود و نباید شرایطی ایجاد کنیم که در آینده مدعیان متعددی برای این آبراه راهبردی شکل بگیرند.
*مقاومت اسلامی عمق راهبردی جمهوری اسلامی ایران است و حتی میتوان گفت در بسیاری از عرصهها جلودار جمهوری اسلامی محسوب میشود.
*دشمن سالها تلاش کرد با شعارهایی مانند «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» میان ایران و جبهه مقاومت فاصله ایجاد کند، اما امروز برای بسیاری روشن شده است که دفاع از غزه و لبنان، در حقیقت دفاع از امنیت و منافع ایران است.
*یکی از نتایج مهم جنگ اخیر این بود که برای نخستین بار مقاومت اسلامی به صورت رسمی وارد معادلات منطقهای و بینالمللی شد و امروز این جایگاه در سطح جهان به رسمیت شناخته شده و مورد پذیرش قرار گرفته است.
*برای افزایش انسجام سازمانی نظام، باید دو موضوع را مورد توجه قرار دهیم که مهمترین آن، افزایش تابآوری کشور است. تابآوری هم بُعد اقتصادی دارد و هم بُعد فکری.
*در حوزه اقتصاد باید اقتصاد جنگی را مبنا قرار دهیم. اقتصاد جنگی به معنای اقتصاد ضعیف یا ناکارآمد نیست، بلکه دارای نظریههای بسیار پیشرفته است. مهمترین ویژگی آن این است که به دشمن پیام میدهد جمهوری اسلامی برای یک جنگ طولانیمدت آمادگی کامل دارد و دشمن نباید تصور کند که ایران بهزودی خسته خواهد شد.
*اقتصاد جنگی با اقتصاد لیبرالی که در آن هر فرد صرفاً به دنبال کسب سود بیشتر است، تفاوت دارد. در شرایط جنگی باید تورم بهطور جدی کنترل شود، کانالهای اساسی اقتصاد در اختیار حاکمیت قرار گیرد و اگر لازم باشد، برخی کالاها بهصورت کوپنی توزیع شوند. این اقدام هیچ اشکالی ندارد، زیرا در مقابل، تابآوری مردم افزایش پیدا میکند و مردم اطمینان خواهند داشت که کالاهای اساسی مورد نیازشان تأمین میشود و افزایش قیمتها آنها را از تهیه نیازهای اولیه محروم نخواهد کرد.اقتصاد جنگی با اقتصاد لیبرالی که در آن هر فرد صرفاً به دنبال کسب سود بیشتر است، تفاوت دارد. در شرایط جنگی باید تورم بهطور جدی کنترل شود، کانالهای اساسی اقتصاد در اختیار حاکمیت قرار گیرد و اگر لازم باشد، برخی کالاها بهصورت کوپنی توزیع شوند. این اقدام هیچ اشکالی ندارد، زیرا در مقابل، تابآوری مردم افزایش پیدا میکند و مردم اطمینان خواهند داشت که کالاهای اساسی مورد نیازشان تأمین میشود و افزایش قیمتها آنها را از تهیه نیازهای اولیه محروم نخواهد کرد.
*مطالعات انجامشده در اروپا و سایر کشورها نشان میدهد اگر یک کشور با پیروزی از جنگ خارج شود، پس از پایان جنگ شکوفایی اقتصادی بزرگی رخ میدهد؛ زیرا در دوران اقتصاد جنگی، فعالیتهای غیرمولد و سوداگرانه که به تعبیر وی «مثل زالو» از اقتصاد تغذیه میکنند، از بین میروند و پس از پایان جنگ، اقتصاد با توان بیشتری به حرکت خود ادامه میدهد.
*مسئولان، بهویژه مسئولان دولت، نباید سخنی بر زبان بیاورند که دشمن از آن استیصال جمهوری اسلامی را استشمام کند، زیرا چنین برداشتی او را به تجاوز بیشتر تشویق خواهد کرد.
*نباید فرصتها از دست برود. به اعتقاد من، مجلس در برخی موضوعات دچار فرصتسوزی شده است. برای نمونه، مجلس باید هرچه سریعتر قانون مربوط به تنگه هرمز را تصویب و بهعنوان یک قانون محکم روی میز قرار دهد تا دستگاههای اجرایی و تیم مذاکرهکننده از پشتوانه قانونی قوی برخوردار باشند و این دستاورد مهم تثبیت شود.
* پیش از آغاز جنگ، رهبر شهید انقلاب تأکید کردند که اگر جنگی آغاز شود، جنگ منطقهای خواهد شد و در میانه جنگ نیز اعلام شد که امنیت یا برای همه کشورهای منطقه خواهد بود یا برای هیچیک.
*ما از آمریکا نباید انتظار دیگری داشته باشیم. در محاسبات راهبردی خود باید دشمن را همواره در نهایت لئامت در نظر بگیریم. راهبردی که رهبر شهید انقلاب پایهگذاری کردند و بر اساس آن پاسخ جمهوری اسلامی منطقهای است و حتی میتواند فرامنطقهای نیز باشد، عامل اصلی پیروزیهای ما بوده و نباید این راهبرد تضعیف شود.
*جمهوری اسلامی خواهان دوستی با کشورهای منطقه است و این موضوع مورد تأکید رهبر معظم انقلاب نیز قرار دارد. ایران نه سرزمین آنها را میخواهد، نه منابع آنها را و نه به دنبال استقرار در پایگاههایشان است؛ اما انتظار دارد این کشورها دستکم از سرزمین، آسمان و آبهای خود علیه جمهوری اسلامی استفاده نکنند.
* اگر کشورهای منطقه به امنیت نیاز داشته باشند، جمهوری اسلامی در چارچوب توان خود به آنها کمک خواهد کرد، اما هرگز نباید اجازه داده شود که از امکانات آنها علیه ایران استفاده شود.
* اگر آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران تجاوزی انجام دهد، پاسخ ایران محدود به همان اقدام نخواهد بود، بلکه حوزه پاسخ جمهوری اسلامی منطقه است. رژیم صهیونیستی نیز باید بداند که اگر آمریکا به ایران تجاوز کند، یکی از مهمترین نقاط پاسخ جمهوری اسلامی، اسرائیل خواهد بود.
*حوزه پاسخ جمهوری اسلامی هیچگاه نباید محدود شود و نباید این تصور ایجاد شود که گفتوگوهای دیپلماتیک به معنای عقبنشینی از راهبردهای دفاعی کشور است. وزیر امور خارجه در حال گفتوگو برای آینده روابط است؛ یعنی اگر کشورهای منطقه میخواهند، «مثل بچه آدم» با جمهوری اسلامی زندگی کنند، حداقل باید اجازه ندهند از زمین، هوا و دریای آنها علیه ایران استفاده شود؛ در حالی که امروز حتی در مواردی با دریافت پول، امکانات خود را در اختیار آمریکا قرار میدهند تا علیه ایران اقدام کند.
*گزارشهایی منتشر شده که نشان میدهد صدها سورتی عملیات از کشورهایی مانند ایتالیا و رومانی علیه جمهوری اسلامی انجام شده است. این همان بُعد فرامنطقهای تهدیدهاست و این کشورها نیز نباید تصور کنند که میتوانند پایگاههای خود را علیه ایران در اختیار دشمن قرار دهند و پاسخی دریافت نکنند.
*آنچه دشمن باید همواره از آن هراس داشته باشد، این است که جمهوری اسلامی برای دفاع از خود هیچگاه شمشیرش را در غلاف نمیگذارد. ما باید سرمایهگذاری گستردهای برای تقویت همان حوزههایی که منشأ پیشرفتهای دفاعی کشور بودهاند انجام دهیم و در کنار آن، عرصههای جدیدی را نیز به توانمندیهای دفاعی خود اضافه کنیم؛ چرا که دشمن در آینده با غافلگیریهای بزرگتری روبهرو خواهد شد و نیروهای بااستعداد و پرنبوغ کشور آماده جهشهای بزرگ هستند.
*یکی از ارکان اقتصاد جنگی نیز همین است که اولویتهای دفاعی کشور در صدر برنامهها قرار گیرد، زیرا این بخش نه سربار اقتصاد، بلکه پیشران پیشرفتهای کشور است.
*یکی دیگر از محورهای فعالیت دشمن، هدف قرار دادن مردم است، زیرا ظهور و حضور عظیم مردم را بزرگترین خطر برای خود میداند. مردم ایران هیچگاه اجازه نخواهند داد دشمن در کشور موفق شود؛ ممکن است دست به جنایت بزند، شهید بگیرد و خسارت وارد کند، اما هرگز به اهداف خود دست نخواهد یافت.
* به اعتقاد من، همه مسئولان و همه کسانی که در اداره کشور نقش دارند، باید محور همدلی خود را رهبری قرار دهند.بخشی از حرفهایی که این روزها مطرح میشود، ناشی از بدفهمیها و نگرانیهایی است که در میان مردم به وجود آمده؛ از جمله اینکه مبادا سخنان رهبر معظم انقلاب بر زمین مانده باشد. از این رو باید خیلی سریع، روشن و شفاف نشان دهیم که اتحاد، همدلی و وفاق کشور دارای یک محور است.
*مردم ایران بسیار باهوش و دقیق هستند و نباید تصور کرد هر سخنی را میپذیرند. آنها پاسخهای روشن و دقیق میخواهند.
*ترامپ گفت مردم ایران گرسنه هستند و ما میخواهیم با پول خودشان برایشان کالا بخریم. پس از آن، آقای قالیباف در واکنش نوشت که ترامپ دروغ میگوید، در حالی که مسئله، دروغ گفتن یا نگفتن نیست؛ او واقعاً میخواهد چنین کاری انجام دهد. از سوی دیگر، رئیس بانک مرکزی گفت اگر بهصرفه باشد، از آنها خرید میکنیم. این نوع اظهارنظرها مناسب نیست، بهویژه زمانی که کشور در حال مذاکره با دشمن است.
*همه مسئولان باید هماهنگ سخن بگویند. اگر مسئول مذاکرات فرد مشخصی است، باید پاسخها نیز با مدیریت او تنظیم شود. پاسخ صحیح این بود که گفته شود ممکن است آمریکا چنین قصدی داشته باشد، اما جمهوری اسلامی حتی یک حبه از گندم یا سویای آنها را نیز نخواهد پذیرفت و زیر بار چنین اقدامی نخواهد رفت.
*وقتی یک مسئول میگوید «ترامپ دروغ گفته» و مسئول دیگری میگوید «اگر بهصرفه باشد، خرید میکنیم»، مردم دچار برداشتهای متناقض میشوند و اینگونه متوجه میشوند که قرار است از محصولات آمریکاییها خریداری شود.
* مردم ایران مردمی زرنگ و باهوش هستند و به همین دلیل، اطلاعرسانی به آنها باید کاملاً شفاف، دقیق و با هماهنگی انجام شود.




