آقای حامد بهداد که از صدقه سر جمهوری اسلامی گرین کارت داری، این ژست آوانگارد به تو نمیآید

عصرخبر – نام حامد بهداد برای خیلیها با صراحت و جسارت گره خورده بود؛ با تصویری از بازیگری که انگار اهل مصلحتاندیشی نیست. اما این روزها، آن تصویر بیش از هر چیز شبیه یک تناقض بزرگ است.
سوال ساده است: چطور میشود برای برخی کشتهشدهها قلم برداشت، سوگ نوشت و خشم نشان داد، اما در برابر خونِ دیگران، سکوتی چنین سنگین اختیار کرد؟ مگر جان انسانها درجهبندی دارد؟ مگر درد، گزینشی است؟
وقتی درباره حوادث ۱۸ و ۱۹ دی مینویسید و موضع میگیرید، یعنی هنوز میخواهید در قامت یک چهره حساس و مسئول دیده شوید. اما همانجا که باید از بچههای میناب بگویید، ناگهان همه چیز فرو میریزد. این سکوت، فقط سکوت نیست؛ انتخاب است. انتخابی که بوی بیاعتنایی میدهد، بوی دوگانهگی.
واقعیت این است که افکار عمومی، حافظه دارد. میبیند، مقایسه میکند و قضاوت میکند. نمیشود هم از تریبون شهرت استفاده کرد و هم در بزنگاهها، گزینشی رفتار کرد. اگر صدایی هست، باید برای همه باشد، نه فقط برای آنهایی که گفتنش هزینه کمتری دارد.
و یک نکته تلختر: آن روزهایی که امکانات، فرصتها و حتی بحثهایی مثل گرفتن گرین کارت مطرح بود، این فاصلهگذاریها و اعتراضهای امروز کجا بودند؟ این تغییر لحنها، اگر از سر باور نباشد، بیشتر شبیه بازی با احساسات مردم است تا ایستادن پای یک اصل.
شاید وقتش رسیده بهداد، قبل از هر چیز، با خودش صادق باشد. با این سوال ساده: آیا درد انسانها را میبیند، یا فقط روایتهایی را که به کارِ تصویر عمومیاش میآیند؟
اگر پاسخ دومی باشد، چیزی که باقی میماند، نه جسارت است و نه شرافتِ هنری فقط یک سکوتِ سنگین است که از هر فریادی بلندتر شنیده میشود.
