از مدیریت بدون خسارت تا از دست رفتن هواپیماها؛ چه کسی پاسخگوی امنیت هوایی است؟

امروز، بیش از هر زمان دیگری، افکار عمومی نیازمند پاسخ‌های روشن است. اگر در یک مقطع، مدیریت صحیح توانست از بروز خسارت جلوگیری کند، باید مشخص شود چرا در مقطع دیگر همان سطح از موفقیت تکرار نشد. پاسخ به این پرسش، کلید ارتقای نظام تصمیم‌گیری در حوزه امنیت هوایی خواهد بود.

امنیت هوایی، خط قرمزی است که کوچک‌ترین خدشه به آن، نه‌تنها جان انسان‌ها بلکه اعتبار یک کشور را نشانه می‌گیرد. در ساختار هوانوردی، ابوذر شیرودی رئیس سازمان هواپیمایی کشوری که به‌تبع آن، ریاست کمیته امنیت هوایی را نیز برعهده دارد، با مسئولیتی فراتر از یک جایگاه اداری مواجه است؛ جایگاهی استراتژیک که باید در حساس‌ترین شرایط، تصمیم‌های دقیق و به‌موقع اتخاذ کند.

به گزارش عصر خبر، تجربه جنگ ۱۲ روزه به‌خوبی نشان داد که با مدیریت منسجم، پیش‌بینی صحیح و هماهنگی میان نهادهای ذی‌ربط، می‌توان حتی در شرایط پرریسک نیز از بروز خسارت جلوگیری کرد؛ به‌گونه‌ای که در آن مقطع، حتی یک هواپیمای مسافربری نیز از دست نرفت. این عملکرد، معیاری روشن از کارآمدی در حوزه امنیت هوایی به شمار می‌آید.

با این حال، آنچه در جنگ رمضان رخ داد، تصویری متفاوت را پیش روی افکار عمومی قرار داد. از دست رفتن هواپیماهای مسافربری، صرفاً یک رخداد قابل توجیه با شرایط جنگی نیست، بلکه می‌تواند نشانه‌ای از اختلال در زنجیره تصمیم‌گیری، ضعف در اجرای پروتکل‌های امنیتی یا ناهماهنگی در مدیریت بحران باشد. همین تفاوت میان دو مقطع، پرسشی جدی را مطرح می‌کند: چه متغیری تغییر کرده است؟

از مدیریت بدون خسارت تا از دست رفتن هواپیماها؛ چه کسی پاسخگوی امنیت هوایی است؟

در این میان، موضوع هواپیماهای اختصاصی ریاست‌جمهوری نیز به‌عنوان یک نماد مهم در حوزه امنیت و مدیریت هوایی قابل توجه است. در جنگ ۱۲ روزه، در همان روزهای ابتدایی، این هواپیماها به‌صورت پیش‌دستانه به یکی از کشورهای همسایه منتقل شدند تا از هرگونه تهدید مصون بمانند؛ تصمیمی که نشان‌دهنده درک صحیح از سطح خطر و اقدام به‌موقع بود. اما در جنگ اخیر، این دو فروند هواپیما در مهرآباد از بین رفتند و عملاً ناوگان هوایی ریاست‌جمهوری با خلأ جدی مواجه شد.

بازتاب این وضعیت در عرصه بین‌المللی نیز قابل تأمل بود. در حالی‌که رئیس مجلس با استفاده از هواپیمای یک شرکت داخلی برای سفر به پاکستان اقدام کرد و در سوی دیگر، معاون رئیس‌جمهور آمریکا با هواپیمای اختصاصی خود در همان کشور حضور یافت، این تفاوت در سطح امکانات و آمادگی، تصویری قابل بحث در افکار عمومی و رسانه‌های خارجی ایجاد کرد.

اکنون نیز با نزدیک شدن به سفر سالانه رئیس‌جمهور به نیویورک، نبود هواپیمای اختصاصی، به یک چالش عملی و نمادین تبدیل شده است.

این موارد، فراتر از مسائل تشریفاتی، به‌طور مستقیم با مفهوم «آمادگی در شرایط بحران» گره خورده‌اند. آیا سطح تهدید به‌درستی ارزیابی شده بود؟ آیا تصمیمات پیشگیرانه به‌موقع اتخاذ شدند؟ و آیا هماهنگی لازم میان نهادهای مسئول برقرار بوده است؟ این‌ها پرسش‌هایی هستند که پاسخ به آن‌ها برای آینده این حوزه حیاتی است.

امنیت پرواز، عرصه آزمون و خطا نیست. هر تصمیم نادرست، می‌تواند پیامدهایی جبران‌ناپذیر به همراه داشته باشد. از این‌رو، بررسی دقیق، شفاف و کارشناسی آنچه رخ داده، ضرورتی انکارناپذیر است؛ نه برای مقصرسازی، بلکه برای اصلاح مسیر و جلوگیری از تکرار. امروز، بیش از هر زمان دیگری، افکار عمومی نیازمند پاسخ‌های روشن است. اگر در یک مقطع، مدیریت صحیح توانست از بروز خسارت جلوگیری کند، باید مشخص شود چرا در مقطع دیگر همان سطح از موفقیت تکرار نشد. پاسخ به این پرسش، کلید ارتقای نظام تصمیم‌گیری در حوزه امنیت هوایی خواهد بود.

در نهایت، امنیت هوایی را نمی‌توان به شرایط یا احتمالات واگذار کرد. این حوزه، نیازمند نهایت دقت، مسئولیت‌پذیری و شفافیت است؛ چراکه مستقیماً با جان مردم و اعتبار کشور در ارتباط است.

عضویت در تلگرام عصر خبر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
طراحی سایت و بهینه‌سازی: نیکان‌تک